خرداد 88 - مهدویت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مهدویت
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» امام مهدی (ع) - مکتب مهدویت | نهج البلا غه ( پر سش ها )

امام مهدی (ع) - مکتب مهدویت | نهج البلا غه ( پر سش ها )

اشاره

نهج البلاغه آینه ای است که سیمای پر فروغ قائم آل محمّد(علیهم السلام) در آن گرچه اندک، ولی زیبا، پرجاذبه، نویدبخش، دل انگیز و تحرّک آفرین تجلّی کرده و همچون جام بلورینی است که زمزم سخنان علوی درباره فرزندش مهدی موعود(علیه السلام)در آن ریخته شده است.این مقاله در جهت طرح و تحلیل آن کلمات تنظیم گردیده است.

مقدّمه

در عصری که جهالت مدرن، عالم و آدم را به سراشیب سقوط نزدیک نموده و بی عدالتی، ستم سالاری، معنویت ستیزی، اخلاق گریزی و هزاران فاجعه هولناک دیگر در جهان بیداد‌می کنند و آینده بشر هر روز تاریک تر شده، وحشت و ناامیدی رو به افزایش است، بحث از مهدویت از هر زاویه که انجام شود در حقیقت بحث از نویدها، سعادت ها، شادکامی ها، پیروزی معنویت، اخلاق، عدالت، تقوا، ترسیم آینده درخشان برای بشر و از جمله خواست‌های الهی و انسانی است.

بنابراین، بحث و تحقیق درباره حضرت مهدی(علیه السلام) از ضروری ترین و مهم ترین رسالت‌های دین پژوهان در عصر کنونی محسوب‌می شود. و چون نام نهج البلاغه برای همگان، بخصوص نسل پویا و نواندیش و جوان، زیبا و دل انگیز است، طرح بحثی تحت عنوان «مهدی (عج) و مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه» ضروری‌می نماید و برای عاشقان حضرت مهدی (عج) مفید و پرجاذبه خواهد بود.

نوشته حاضر سعی نموده است تا جلوه ای از سیمای پر فروغ حضرت مهدی(عج) را در آینه نهج البلاغه نشان دهد.

مهدویت و استمرار خلافت الهی

از جمله مسائل مهم و اساسی در بحث مهدویت، جریان خلافت الهی است; زیرامسئله خلافت الهی در زمین، که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود:(إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً) (بقره: 30)

همچون داستان سفینه نوح و یا کشتی حضرت موسی و خضر(علیهما السلام) و مانند آن ها نیست که یک موضوع شخصی و معینی بوده و سپری شده باشد، بلکه جریان خلافت یک فیض متصل و فوز مستمر است که از اول با اندیشه دوام و انگیزه استمرار طرح شده است، به گونه ای که اصل خلافت از قلمرو نبوّت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسیده است. به این دلیل، در بحث مهدویت، جریان استمرار خلافت الهی در زمین از مباحث ظریفی است که نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت.

از این رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهی در زمین تکیه شده است و حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در کلام مبسوطی در این باره‌می فرماید: «اللّهمَّ بلی، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بیّناتُه. و کم ذا؟ و أین اولئکَ؟ اولئک و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. یحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بیّناته... اولئکَ خلفاءُ اللّهِ فی ارضِه و الدّعاةُ الی دینه. آه! آه! شوقاً الی رؤیتهم.»1 حضرت در این فراز نورانی، که بخشی از کلام مبسوط ایشان است،‌می فرماید: آری خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند، تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه‌های خود را نگاه‌می دارد... آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم.

در کلام پربرکت امیرمؤمنان(علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) مورد عنایت ویژه قرار گرفته است. امام صادق(علیه السلام)‌می فرماید: «لو بقیتِ الارضُ بغیرِ امام لساخت»;2 اگر جهان لحظه ای بدون امام و انسان کامل باشد از هستی ساقط‌می گردد.

امام محمّدباقر(علیه السلام) نیز‌می فرماید: «لو اَنَّ الامامَ رُفِعَ مِن الارضِ لَماجَت بِاَهلِها کَما یَموجُ البحرُ بِاَهله»;3اگر حجت الهی لحظه ای از زمین برداشته شود زمین همانند دریا دچار موج طوفان‌می گردد.

این گونه کلمات ائمّه اطهار(علیهم السلام)، بعدها زمینه مباحث ظریفی را در آثار بزرگان اهل حکمت فراهم نمود. شیخ اشراق با الهام مستقیم و صریح از کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) درباره ضرورت انسان کامل در عالم، با اصرار فراوان گفته است: «و لا یخلوالارضُ عن متوغّل فی التألّهِ ابداً، بل قد یکونُ الامامُ المتألّهُ مستولیاً ظاهراً مکشوفاً، و قد یکون خفیّاً، و هو الّذی سمّاهُ الکافّةُ بالقطب، فله الرئاسةُ و اِن کانَ فی غایةِ الخُمول.»4حکیم نام برده در این بیان بر همان نکته ای اصرار ورزیده که در کلام ائمّه هدی(علیهم السلام) بدان عنایت شده است; گفته: هیچ گاه زمین بدون انسان الهی و ربّانی نیست، اگرچه آن پیشوای متألّه گاهی حاضر و آشکار و زمانی از نظرها پنهان است، و او همان کسی است که نوعاً در عرف، از او به قطب یاد‌می شود و او پیشوای همگان است، گرچه در نهایت خاموشی باشد.

از مجموع آنچه گفته شد، بخصوص سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام)، به خوبی روشن‌می گردد که وجود حضرت مهدی موعود(علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایات یاد شده، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند.

حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی

بی تردید موضوع تأمین «عدالت» عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه «عدالت» در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلکه در تمام کلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تکیه نموده و از پدید آمدن عدالت در ابعاد گوناگون در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)خبر داده است;‌می فرماید: «و سیأتی غدٌ بما لا تعرفونَ یأخذ الوالی من غیرِها عمّالها علی مساوی اعمالها... فیُریکم کیفَ عدلَ السیّرة»;5 فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست خواهد آمد، زمام داری که غیر از خاندان حکومت‌های امروزی است، (مهدی) عمّال و کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد... بدین روی، روشی عادلانه در حکومت حق به شما‌می نمایاند.

و در جای دیگر‌می فرماید: «الا و مَن ادرکَها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یخذوفیها علی مثالِ الصالحین لیحلَّ فیها رِبقاً و یعتقَ رقاً و یصدعُ شُعباً و یشعب صدعاً»;6 بدانید آنکه از ما (مهدی) فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام‌می نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و امامان(علیهم السلام)) رفتار‌می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت‌های اسیر را آزاد سازد، جمعیت‌های گم راه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را جمع آوری‌می کند.

ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمؤمنان علی(علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد(علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد.7

در سخنان حضرت سه نکته اساسی به خوبی مورد توجه قرار گرفته اند:

اول. حضرت مهدی(علیه السلام) وقتی در برابر فتنه ها و بی عدالتی‌های اجتماعی قرار‌می گیرد با چراغ پرفروغ حکمت و درایت الهی وارد عمل شده، در پرتو دستورات وحی آسمانی و قرآن کریم، به ایجاد عدالت و خاموش نمودن شعله‌های بی عدالتی‌می پردازد.

دوم. تمام ستم دیدگان عالم توسط حضرت مهدی(علیه السلام) از قید اسارت‌های گوناگون و بی عدالتی رهایی یافته، زندگی همراه با سعادت و شادکامی برای آنان فراهم‌می گردد.

سوم. سیره عملی حضرت مهدی(علیه السلام) همان سیره صالحانی است که حضرت امیرمؤمنان در نهج البلاغه درباره آن ها فرموده: «اللّهمَّ انّک تَعلمُ انَّه لم یکن الّذی کانَ منّا منافسةً فی سلطان و لا التماس شیء مِن فضول الحطام و لیکن لنَرُدَّ المعالمَ من دینکَ و نُظهر الاصلاحَ فی بلادِکَ فیأمَن المظلومونَ مِن عبادِکَ و تُقام المعطَّلةُ مِن حدودِک.»8

در این کلام، بر خطوط کلی روش و عملکرد ائمّه اطهار(علیهم السلام)که حضرت مهدی آخرین پرچمدار آن هاست، توجه داده شده، حضرت‌می فرماید: «خدایا تو‌می دانی آنچه از ناحیه ما (اهل بیت(علیهم السلام)) صورت‌می گیرد برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه‌می خواهیم نشانه‌های حق و دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح پدید آوریم تا بندگان ستم دیده ات از محرومیت نجات یافته، با امنیت زندگی کنند و قوانین فراموش شده ات بار دیگر اجرا گردند.

بدین سان، معلوم است که از نظر نهج البلاغه، تأمین عدالت در همه ابعاد زندگی بشر، یکی از اهداف بزرگ دولت کریمه حضرت مهدی(علیه السلام) است و جهانیان در سایه حکومت الهی عدل گستر جهانی قائم آل محمّد(علیهم السلام)، از هرگونه ستم و اسارت و بردگی نجات یافته، طعم شیرین عدالت را به خوبی خواهند چشید; چنان که در جای دیگر آمده است: روزی حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در اندیشه بود، شخصی از ایشان سبب تفکرش را جویا شد، حضرت در پاسخ فرمود: «تفکّرتُ فی مولود یکونُ من ظهری، الحادی عشر من وُلدی، و هو المهدی یَملأُها عدلا کما مُلئت جوراً و ظلماً»;9 درباره فرزند یازدهم خود مهدی‌می اندیشم که روزی ظهور خواهد کرد و زمین را از جور و ستم پاک نموده، لبریز عدالت خواهد کرد.

پی‌نوشت‌ها

1ـ نهج البلاغه، حکمت 147.

2و3ـ محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، بنیاد رسالت، 1364، ج21، ص251، کتاب«الحجة» باب «انّ الارضَ لاتخلوا من حجة».

4ـ شهاب الدین سهروردى، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، حکمة الاشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1373، ج 2، ص 12.

5ـ نهج البلاغه، خطبه 138.

6ـ نهج البلاغه، خطبه 150، بند 3.

7ـ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، داراحیاءالتراث العربى، ج 2، ص 416.

8ـ نهج البلاغه، خطبه 131.

9ـ محمدبن على بابویه قمى، کمال الدین و تمام النعمه، دارالحدیث، 1380، ج 1، ص 286، باب 26،ص 286.

10ـ نهج البلاغه، خطبه 138.

11ـ لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، قم، مؤسسه حضرت معصومه(علیها السلام)، 1421 ق، فصل 4، باب 3، ص 589.

12ـ عزیزالدین نسفى، انسان کامل، چ چهارم، تهران، کتابخانه طهورى، 1367، فصل 6، ص 320، رساله نبوت و ولایت.

13ـ عبدالکریم جبلى، الانسان الکامل فى معرفة الاواخر و الاوائل، مصر، مکتبة مصطفى البابى الحلبى، 1390ق، ج 2، باب 61، ص 84.

14ـ نهج البلاغه، خطبه 138.

15ـ ابن ابى الحدید، پیشین، ج 2 ،ص 386.

16ـ نهج البلاغه، حکمت 1.

17ـ سید محمدحسین طباطبائى، شیعه در اسلام، چ هشتم، قم، انتشارات اسلامى، 1373، ص 221.

18ـ نهج البلاغه، حکمت 209.

19ـ ابن ابى الحدید، پیشین، ج 4، ص 336.

20ـ نهج البلاغه، خطبه 150.

21ـ ابن ابى الحدید، پیشین، ج 9 و 10، ص 129.

22ـ محمدبن یوسف شافعى، البیان فى اخبار صاحب الزمان، باب 5، ص 15 (این کتاب ضمن جلد 2 الزام الناصب، تألیف شیخ على یزدى حائرى چاپ شده است.)

23ـ محمدبن على محى الدین بن عربى، فتوحات مکیّه، بیروت، دارصادر، ج 3، باب 366، ص 336.

24ـ لطف الله صافى گلپایگانى، پیشین، فصل 8، باب 1، ص 612.

25ـ همان، باب 2، ص 613.

26ـ انبیاء: 105.

منبع: مرکز مجازی مهدویت (بسوی ظهور)

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/31 :: ساعت 4:0 عصر )
»» مهدویت و مسائل کلامى جدید2

ملاک و معیار داورى بین سه دیدگاه در مقام نظر

اساسا ما در مقام آن چه که از محدوده شهودمان بیرون و به محدوده غیب مربوط مى‏شود، قدرت داورى قطعى نداریم. لذا یا باید سراغ مدل‏سازى و «تمثیل(7)» برویم (که معلوم نیست نتیجه مسلّمى داشته باشد(8)) یا در آن حوزه سراغ کسانى برویم که آن تجربه را دارا هستند. لذا در باب تحلیل و تفسیر وحى، مى‏گوییم ما نمى‏دانیم حقیقت وحى چیست و چه اتفاقى براى پیامبر افتاده است.

بنابراین، یا باید توصیفات پیامبران از وحى را مبنا و ملاک قرار دهیم و یا در نهایت بگوییم تجربه وحیانى مانند بعضى از تجربه‏هاى باطنى ما است؛ سپس از این تجربه باطنى مدل‏سازى کنیم و این‏ها همان به کارگیرى تمثیل است.

ادامه مطلب...

نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( پنج شنبه 88/3/28 :: ساعت 4:0 عصر )


»» جهانی شدن از رؤیا تا واقعیت حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)

جهانی شدن از رؤیا تا واقعیت حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)

مرتضی معاش مهدی‏اللّه‏خواه هر عقل و اندیشه‏ای به راحتی می‏فهمد که بنای جهان بر عدالت و توازن است نه ظلم و هرج و مرج و هرگونه هرج و مرجی ساخته دست بشر است و اگر عدالت بر جهان حاکم نشود آنگاه عدالت الهی امری لغو، عبث و بیهوده محسوب می‏گردد اشاره: پیشتر گفتیم که پایمال شدن حقوق انسان‏ها، سلب آزادی‏های فردی، بهره‏کشی و استفاده ابزاری از زنان ومردان و کودکان، گسترش جنگ‏ها و ویرانی‏های بسیار و انواع ظلم و ستم‏ها، احتکار منابع و منافع ارضی و... همگی تحت عنوان قوانین جهانی سازی (جهانی شدن)، وضعیت اسفباری رابرای جهان امروز پدیدآورده است.

بی‏تردید عدالت فراگیر و جهانشمول تنها در سایه حکومت یگانه منجی عالم بشریت و موعود جهانیان ـ که سال‏هاست همگان در انتظار ظهور ایشان به سر می‏برند ـ محقق خواهد شد. در اثبات این مدعا در قسمت اول این مطلب پس از اظهار شک و تردید جدی که نسبت به موفقیت فرضیه جهانی سازی در ایجاد دهکده جهانی بیان کردیم، لغزشگاه‏ها و نقاط ضعف آن را مورد بررسی و بازنگری قرار دادیم. در این قسمت هم به بررسی اجمالی دولت جهانی و عدالت گستر حضرت مهدی(ع) و نقاط تقابل نظریه فطری و واقعی مهدویت با فرضیه آکنده از دروغ و نیرنگ «جهانی‏سازی» می‏پردازیم.

وجود نجات بخشی که بشریت را به سوی آسایش و رهایی و ایجاد جامعه جهانی متکی بر عدالت و آزادی و حقیقت سوق دهد، در تمام کتب و صحف آسمانی و مذاهب گوناگون خبری متواتر است. این مطلب صرفا یک خطابه مذهبی یا شعاری دینی نیست بلکه حقیقتی است که از واقعیت نشأت گرفته و در اعماق اندیشه و ضمیر وجود انسان نهفته است. هر انسان صاحب دردی که ناراحتی و فشار و ترس و ناامنی را چشیده باشد به آن ایمان دارد. هر عقل و اندیشه‏ای به راحتی می‏فهمد که بنای جهان بر عدالت و توازن است نه ظلم و هرج و مرج و هرگونه هرج و مرجی ساخته دست بشر است و اگر عدالت بر جهان حاکم نشود آنگاه عدالت الهی امری لغو، عبث و بیهوده محسوب می‏گردد. در حالی که عدالت هدف همه ادیان و رسالت دین اسلام است که مخاطبش همه بشریت بوده است و توان بالایی در ایجاد وحدت جهانی دارد که نقطه شروعش برادری، صلح، گذشت، چشم‏پوشی و وحدت است.

در این رابطه می‏گوید: در این برهه از زمان، اسلام به جهت عنایات زیادش به مظلومان و اسیران جذابیت بسیار بالایی دارد و به این دلیل است که این دین، همیشه‏درگسترش‏وانتشاردرسطح جهانی، حتی پس از رویارویی و مجادله، یکه‏تاز و پیروز میدان بوده است.1 اسلام دینی جهانی است که قوام بخش بنای جامعه بشری است چنان که خداوند به پیامبرش خطاب کرده:

و ما أرسلناک إّلا رحمة للعالمین2 تو را مایه رحمت برای جهانیان فرستادیم.

و ما أرسلناک إّلا کافّة للنّاس3 تو را بر همه مردم فرستادیم.

این دینی که روزی جهان را از سردرگمی جهالت و ظلمات حیرت نجات داد روزی دوباره با عزت و به اذن خداوند ـ تبارک و تعالی ـ برای نجات و خلاصی بشریت و سروری مسلمانان باز خواهد گشت که قرآن کریم بدان چنین بشارت داده است:

و نرید أن نمنّ علی الّذین استضعفوا فی‏الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین4 اراده ما بر این تعلق گرفته که محرومان زمین را امام و وارثین زمین گردانیم.

از حضرت امیر(ع) در نهج‏البلاغه روایت شده که:

لتعطفّن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها5 دنیا همانند بازگشت شتر به نزد فرزندش به نزد ما بازگردانده می‏شود.

و سپس این آیه را تلاوت فرمودند. ابن ابی‏الحدید در شرح این بخش گفته است: یاران و نزدیکان ما می‏گویند که ایشان به امامی که مالک زمین و حاکم بر تمامی ممالک می‏گردد وعده داده‏اند.6 در آیه دیگری خداوند تبارک و تعالی می‏فرماید: ولقد کتبنا فی‏الزّبور من بعدالذکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصّالحون7 در زبور پس از ذکر چنین نوشتیم که بندگان صالح ما وارث زمین خواهند شد.

امام باقر(ع) ذیل این آیه می‏فرمایند:

إنّ ذلک وعداللّه‏ للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الأرض.8 این آیه وعده الهی برای مؤمنان است که وارث تمام زمین خواهند شد.

حضرت رسول(ص)، هم طبق روایت سعید بن جبیر از ابن عباس، به ظهور حضرت مهدی(ع) چنین بشارت داده‏اند:

إنّ خلفائی و أوصیائی و حجج اللّه‏ علی الخلق بعدی اثنا عشر. أوّلهم أخی و آخرهم ولدی.9 جانشینان و برگزیدگان من وحجت‏های الهی بر خلق پس از من دوازده نفرند که اولشان برادرم و آخرینشان فرزندم می‏باشد.

از ایشان پرسیدند: برادر شما کیست؟ فرمودند: علی‏ابن ابیطالب(ع) باز پرسیدند: فرزند شما کیست؟ فرمودند:

المهدیّ الذی یملؤها ـ أی الأرض ـ قسطا و عدلاً کما ملئت ظلما و جورا والذی بعثنی بالحق بشیرا لولم یبق من‏الدنیا إّلا یوم واحد لطوّل ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی فینزل روح‏اللّه‏ عیسی بن مریم فیصّلی خلفه و تشرق الأرض بنور ربّها و یبلغ سلطانه المشرق والمغرب10 مهدی، همو که زمین را از عدل و داد، همانگونه که از ظلم و جور پر شده است، آکنده می‏گرداند. قسم به آن کسی که مرا به حق مبعوث گردانید که [مردم را] بشارت دهم اگر تنها یک روز به پایان دنیا باقی مانده باشد خداوند آنقدر آن روز را طولانی می‏گرداند که فرزندم خروج (قیام) کند و در آن زمان است که عیسی‏بن مریم پشت سرش نماز می‏خواند و زمین به نور پروردگارش روشن می‏شود و آوازه سلطنتش شرق و غرب را درمی‏نوردد.

پس از ظهور حضرت مهدی(ع) چه رخ خواهد داد؟ هدف از ظهور امام منتظر(ع)، چیزی جز درآوردن جهان از گنداب ظلم و جور و رساندن آن به عدالت و مساوات نیست، که اصل ایمان بشریت به آن سو معطوف شده است و تمام ادیان در مقابل آن سر خم کرده‏اند. غرض فطری و واحد ادیان، همان چیزی است که شعور انسانی، به راحتی با آن اتفاق نظر دارد و هرگاه عقل در مرحله ادراکش به تکامل برسد و رهبری خود را به حکمتی ـ که از اخلاص، صدق و واقع‏گرایی برخاسته است ـ سپرده باشد، آن را احساس می‏کند. کانت، فیلسوف آلمانی تبار می‏گوید:

عبارت اختلاف ادیان، چیز عجیب و غریبی است و مانند این است که از اختلاف مکاتب اخلاقی صحبت شود؛ چرا که ممکن است افراد، عقاید گوناگونی داشته باشند، ولی در هر زمان تنها یک دین است که می‏تواند مقبول بیفتد و نه بیشتر و این اختلافات همانند محملی بیانگر اختلاف در زمان و مکان که اموری عارضی هستند می‏باشند.11 مراد از این آیه قرآن هم همین بود که:

إنّ الّدین عنداللّه‏ الإسلام12 دین در نزد خدا اسلام است.

در بعثت تمام پیامبران الهی، همگی به دنبال محقق کردن هدف واحدی بودند، همان هدفی که همه دسته‏ها و گروه‏ها و جمعیت‏های بشری را یکجا زیر پرچم پرافتخار مهدی منتظر(ع) جمع می‏کند.

خداوند تعالی در قرآن کریم می‏فرماید:

هوالذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی‏الدین کلّه و لوکره المشرکون.13 او همان کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق ارسال کرد تا علی‏رغم میل مشرکان آن را بر تمام ادیان حاکم گرداند.

امام هفتم(ع) ذیل این آیه فرمودند:

یظهره علی جمیع الأدیان عند قیام القائم(ع).14 هنگام قیام مهدی(ع) است که اسلام را بر تمامی ادیان حاکم می‏گرداند.

اولین گام برای تحقق دهکده جهانی و جامعه واحد بشری،ایمان‏تمام‏ادیان‏وپیروان‏آنهابه‏حضرت مهدی(ع) وجمع‏شدن‏آنهازیرپرچمش‏است؛چراکه دعوت به اتحاد جهان‏وجهانیان‏امری‏تازه‏نیست‏ودرتمام ادیان آسمانی و قدیمی می‏توان مسأله‏ای مرتبط با آن را یافت و ریشه تفکر اتحاد بشریت را باید در دین ادیان جستجو کرد.

و در ثانی حقیقت همه ادیان، دعوت جوامع و ملت‏های بشری به همبستگی و اتحاد زیر پرچم ایمان به خدایی واحد بوده است، آفریننده‏ای بی‏همتا و ارزش‏ها و باورها و مسلمات مشترکی که رفتار و منش انسانی را در تمام جهان مستحکم کند.15 به همین جهت است که تمام ادیان، توقع و انتظار ظهور مهدی(ع) را دارند، و آن زمان که ظهور کند با علائم و نشانه‏هایی که به راحتی‏شک را از آنها برطرف می‏کند به شخص او ایمان می‏آورند. آری، به همراه او عیسی بن مریم(ع)، خروج می‏کند و همانطور که در روایت نبوی دیدیم پشت سر حضرتش نماز می‏خواند. از امام باقر(ع)، نقل شده است:

إذا ظهر القائم ظهر برایة رسول‏اللّه‏ و خاتم سلیمان و حجر موسی و عصاه.16 وقتی حضرت مهدی(ع)، قیام کند، پرچم رسول خدا انگشتر سلیمان و سنگ و عصای موسی را ظاهر می‏کند.

باز از ایشان نقل کرده‏اند که:

فإذا اجتمع عنده عشرة آلاف فلایبقی یهودی ولانصرانیّ ولا أحد ممّن یعبد غیراللّه‏ إّلا آمن به و صدّقه و تکون الملّة واحدة ملّة الإسلام.17 وقتی که ده هزار نفر نزد او جمع می‏شوند، هیچ یهودی‏ومسیحی‏وهر که غیر خدا را می‏پرستد باقی نمی‏ماند جز آنکه به او ایمان می‏آورد و تصدیقش می‏کند و یگانه امت، امت اسلامی می‏شود.

و همچنین:

غرض فطری و واحد ادیان، همان چیزی است که شعور انسانی، به راحتی با آن اتفاق نظر دارد و هرگاه عقل در مرحله ادراکش به تکامل برسد و رهبری خود را به حکمتی ـ که از اخلاص، صدق و واقع‏گرایی برخاسته است ـ سپرده باشد، آن را احساس می‏کند اولین گام برای تحقق دهکده جهانی و جامعه واحد بشری، ایمان تمام ادیان و پیروان آنها به حضرت مهدی(ع) و جمع شدن آنها زیر پرچمش است و إنمّا سمّی المهدیّ لأنّه یهدی إلی أمر خفیّ و یستخرج التوارة والإنجیل من أرض یقال لها أنطاکیة.18 مهدی(ع) را به این دلیل، مهدی نامیده‏اند که به امری مخفی هدایت می‏کند و تورات و انجیل را از زمینی که به آن انطاکیه گویند، درمی‏آورد.

حضرت مهدی(ع) در خلال ارتباطات جهانی و توانایی‏وقدرتش‏بریکی‏کردن روش‏ها و منش‏ها در تمام نقاط جهان، جهانی کردن خویش را به ظهور می‏رساند. حضرت صادق(ع) در مورد ندای آسمانی فرمودند:

یسمعه کلّ قوم بألسنتهم.19 هر قومی به زبان خویش آن صدا و ندا را می‏شنود.

و این در حالی است که زبان، یکی از مشکل‏ترین و جدی‏ترین موانع و سدها در مسیر ارتباطات بشری است که از گفت‏وگوها و ایجاد ارتباطات متقابل ممانعت به عمل آورده و آنها را به جدایی و تفرقه و گوشه‏نشینی سوق می‏دهد.

عدالت در سایه حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) جهان بشری که از بحران‏ها ضربه‏های فراوان خورده است در مسیر جهانی شدن به سمت مخالف تحقق سعادت بشری سیر می‏کند، حال آن که بشریت آرزویش عدالت است که از درد فراقش هماره به خود پیچیده است. درخت صبر و تحمل بشریت در این راستا آن زمان که آن امام منتظر پرچم عدالتش را بر سر ظلم و ستم می‏کوبد به گل خواهد نشست.

قانون عدالت جهانی از آن زمان که معرفت و عقل انسان‏ها کامل شود شروع می‏گردد؛ چرا که اکثر شرارت‏ها ناشی از جهالت و نبود معرفت و شناخت است. امام باقر(ع) فرمودند:

إذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم.20 هرگاه قائم ما قیام کند دستش را بر سر بندگان (خدا) می‏کشد و با آن عقل‏هایشان را کامل می‏کند.

عبارت «جمع بها عقولهم» ناظر بر دو امر است:

اول: این که تکیه تکامل فرهنگی بر پیشرفت مادی و تکنولوژی اطلاعاتی نیست، بلکه اتکایش بر تکامل عقلی است و تمرکز معرفت نیز بر معرفت نفس است و فرهنگ مادی به جای این که هدف و غایت فرض شود تنها به عنوان ابزار و وسیله به آن نگریسته می‏شود.

دوم: گفت‏وگوی عقلائی و فکری مبتنی بر فرهنگ اخلاص که ارتباطات و نزدیکی و تفاهم‏ها را فزونی بخشد همان است که مهدی موعود(ع)، آن را محقق می‏گرداند.

مرحله دوم از قانون حکومت جهانی در خلال ایجاد تعادل و توازن اجتماعی ـ اقتصادی و نفی بهره‏کشی و احتکار و تمرکز ثروت‏ها و منابع زمینی مشاهده می‏شود.

رسول مکرم اسلام(ص) فرمودند:

فیجی‏ء إلیه الرجل یقول: یا مهدی أعطنی أعطنی أعطنی فیحثی له فی ثوبه به ما استطاع أن یحمله.21 مردی به حضور او [حضرت مهدی(ع) [می‏رسد و [از شدت طمع] سه مرتبه تقاضای کمک می‏کند، او چنان در دامن آن مرد [سیم و زر [می‏ریزد که نمی‏تواند آن را جابه‏جا کند.

باز از ایشان نقل کرده‏اند که فرمود:

أبشروا بالمهدیّ... و یقسّم المال صحاحا بالسوّیة و یملأ قلوب أمة محمّد غنی و یسعهم عدله حتی أنّه یأمر منادیا ینادی من له حاجة إلیّ؟... و تکثر الماشیة و تعظّم الأمة... و تزید المیاه فی دولته و تمدّ الأنهار و تضاعف الأرض أکلها...22 بشارت باد بر شما به مهدی... که مال را به طور مساوی بین مردم تقسیم می‏کند و قلوب امت محمد(ص)، را مملو از غنا می‏کند و چنان گستره عدالتش پهناور است که به سخنگوی خویش امر می‏کند که فریاد بزن آیا نیازمندی هست؟ و... ثروتمندان زیاد می‏شوند و امت عظیم می‏گردد... آب‏ها در دولتش زیاد می‏گردد و رودها وسیع و طولانی و زمین بر خوراکی‏هایش می‏افزاید.

حضرت هم بنا بر این قانون و رسم نبوی(ص) عمل می‏کند که:

من أحیا أرضا مواتا فهی له.23 هر که زمین مواتی را آباد کند، مالکش می‏شود.

آری، این است اوج قله عدالت که حق انسان را در مالکیتش بر زمین به او عطا می‏کند.

امام باقر(ع) می‏فرمایند:

أیّما قوم أحیا شیئا من الأرض و عمروها هم أحقّ بها وهی لهم.24 هر قومی که بخشی از زمین را احیا و آباد کنند شایستگی بیشتری برای مالکیت بر آن دارند در حالی که حق آنهاست.

به همین علت است که زمین همچون گلی شکوفا می‏شود و در آن، نشاط و عمل موج می‏زند. گویی امام صادق(ع) به این اشاره دارند:

اذا قام قائم آل محمد... اتّصلت بیوت الکوفة بنهر کربلاء.25 آنگاه که قائم آل محمد(ع) قیام کند، خانه‏های کوفه به نهر کربلا متصل می‏گردد.

با از بین بردن مرزها و حدود جغرافیایی، حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) تکامل می‏یابد و موانعی که به دست خود بشر ساخته شده برداشته می‏شود و او به منتهای آرزو و خواسته‏اش که آزادی در عمل و تحریک زندگی و حیاتش می‏باشد، می‏رسد پس از تحقق عدالت، امنیت گسترش می‏یابد، جرم و خلاف‏کاری‏هاپنهان‏وناپیدامی‏گردد.امام‏باقر(ع)،درباره امنیت و امان در زمان حضرت مهدی(ع) می‏فرمایند:

و تخرج العجوز الضعیفة من المشرق ترید المغرب لایؤذیها أحد.26 پیرزنی‏ضعیف‏وناتوان‏ازشرق‏به‏سمت‏غرب(جهان) می‏رود و احدی او را اذیت و آزار نمی‏کند).

با از بین بردن مرزها و حدود جغرافیایی، حکومت جهانی‏حضرت‏مهدی(ع)تکامل‏می‏یابدوموانعی‏که‏به‏دست خود بشر ساخته شده برداشته می‏شود و او به منتهای آرزو و خواسته‏اش که آزادی در عمل و تحریک زندگی و حیاتش می‏باشد، می‏رسد. «فکتور باش» می‏گوید:

مقتضای انسان بودن انسان این است که او به حقوقش برسد و این، اصلی است که به ساکنان هر کشوری اجازه می‏دهد در کشور دیگر ساکن شوند و همان حقی که آزادی را در جهان به جریان می‏اندازد و بستن قراردادهای قانونی با بقیه مردم برای سکونت جهانی کمک می‏کند.27 زمین است که وطن هر انسان در عصر حضرت مهدی(ع) می‏شود. امام صادق(ع) فرمودند:

إنّ القائم مّنا منصور بالرعب مؤیّد بالنصر، تطوی له الأرض و تظهر له الکنوز کلّها و یظهراللّه‏ به دینه و لوکره المشرکون.

قائم ما با ترس [افتادن در دل دشمنان] یاری می‏شود و با پیروزی، تأیید می‏شود. زمین زیر پایش نرم و گنج‏های زمین، همگی برای او ظاهر می‏شود و خدا به وسیله او دینش را ظاهر می‏کند حتی اگر مشرکان نپسندند.

و باز هم از ایشان نقل شده:

إنّ المؤمن فی زمان القائم و هو بالمشرق لیری أخاه الذی بالمغرب و کذا الذی فی‏المغرب یری أخاه الذی بالمشرق.29 مؤمن‏درزمان‏قائم،چنان‏می‏شودکه‏شخصی‏که‏درشرق است‏برادرش‏رادر غرب می‏بیند و او هم همینطور.

جامعه بشری به وحدت واقعی که جنگ‏ها، نابسامانی‏ها، بحران‏ها و مشکلات را ریشه‏کن سازد، دست نخواهد یافت مگر این که به مسائل اساسی و عوامل واقعی که جمعیت بشری را می‏تواند جمع کند، نظر بیفکند. و شکی نیست که مسائل مادی جز عاملی برای ایجاد اختلاف و جنگ و بهره‏کشی از همدیگر نیست. در حالی که عقل و فطرت عاملی هستند که بشریت را به اصل خویش هدایت می‏کنند. و رسیدن به حقیقت وجودی جز با یک رهبری واقعی همانند تکامل عقلی و بازگشت به فطرت و تبری جستن از موانع کشنده ناشی از خودپرستی ممکن نیست که آن هم عصر عدالت، آزادی، امنیت و سعادت یعنی عصر امام منتظَر حضرت مهدی(ع) است.

خداوندتوفیق‏دیدارآن جمال دلربا و اطاعت از اوامر پرافتخارش و زندگی تحت لوای پرچم عدالت آسمانی و جهانی‏اش را به همه ما عنایت فرماید. ان‏شاءاللّه‏ و به امید دیدار آن روز.

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( پنج شنبه 88/3/28 :: ساعت 11:0 صبح )
»» یک خودرو مسافرتی مدرن

 










نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/24 :: ساعت 11:3 عصر )
»» یک خودرو مسافرتی مدرن







نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/24 :: ساعت 11:3 عصر )
»» یک خودرو مسافرتی مدرن








نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/24 :: ساعت 11:3 عصر )
»» مهدویت و مسائل کلامى جدید

مهدویت و مسائل کلامى جدید

اشاره:

در این شماره پس از بیان مقدمه و اشاره‏اى به مباحث گذشته، به سومین دیدگاه در باب چیستى وحى یعنى دیدگاه فعل گفتارى مى‏پردازیم. پس از تعریف و شرح این دیدگاه به ذکر ارکان وحى از این منظر پرداخته، سپس ملاک و معیار داورى بین سه دیدگاه در مقام نظر را بیان نموده، آنگاه که از وجود معیار عقلى محض و راهنماى برون دینى ناامید گشتیم، سراغ داورى با ملاک‏هاى درون دینى مى‏رویم.

در داورى نصوص دینى در این‏باره، مى‏یابیم که وحى حقیقتى دو لایه است؛ در یک لایه از آن که وحى انزالى و دفعىِ قرآن است، موافق دیدگاه اول یعنى دیدگاه گزاره‏اى است. و در یک لایه دیگر که وحى تنزیلى و تدریجىِ قرآن است، موافق و هماهنگ با نظریه سوم یعنى دیدگاه فعل گفتارى است. ولى دیدگاه دوم، یعنى تجربه دینى هیچ موافقتى با نصوص قرآنى و دینى ندارد.

مقدمه:

گذشت که در ادیان وحیانى، معناى واحدى از وحى وجود ندارد. گفتیم سه دیدگاه عمده در این‏باره وجود دارد؛ دیدگاه اول و دوم را در دو شماره ششم و هفتم بیان نمودیم و گفتیم که در دیدگاه گزاره‏اى، وحى یک نحوه انتقال اطلاعات از سوى خدا یا فرشته وحى به پیامبر است و آنچه به پیامبر منتقل مى‏شود مجموعه‏اى از حقایق است که لزوما سرشت زبانى ندارد و این پیامبر است که در مقام انتقال و ابلاغ این پیام و حقایق، به آنها سرشت و جامه زبانى مى‏پوشاند. به این جهت، در این دیدگاه، جمله و گزاره را از هم جدا کرده، و چهار فرق بین آنها گذاشت.

بنابراین دیدگاه، وحى عبارت از حقایق است که بر قلب پیامبر القاء مى‏شود. بنابراین، گزاره عبارت از محتوا و مضمونى است که به هنگام در میان گذاشتن با دیگرى، از راه جملات و عبارات مطرح مى‏شود. پیداست که انتقال یک پیام به دیگرى، لزوما از طریق کلمات و جملات صورت نمى‏گیرد. گاهى ممکن است با اشاره‏اى، پیام منتقل شود.

استفاده از الفاظ و کلمات و داشتن خصلت زبانى در ابلاغ پیام وحیانى، امرى قهرى و قطعى و اجتناب‏ناپذیر، از دیدگاه گزاره‏اى نیست.

در این شماره خواهد آمد که این دیدگاه و برداشت از وحى، با یک لایه از وحى اسلامى، یعنى نزول دفعى و جمعى قرآن (در شب قدر) بر قلب پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله) سازگار است.

دومین دیدگاه درباره وحى که مورد بحث و کنکاش قرار گرفت، «دیدگاه تجربه دینى» بود. در تعریف تجربه دینى گفتیم، تجارب دینى، تجربه‏هایى هستند که شخصِ تجربه‏گر در مقام توصیف پدیدار شناختى این تجربه، از واژه‏ها و مفاهیم دینى استفاده مى‏کند. همچنین گفتیم که ارکان وحى تجربى عمدتا سه چیز است: 1. خدا، 2. پیامبر 3. مواجهه خدا با پیامبر و آنچه که به عنوان متون مقدس مطرح مى‏شود، توصیف، گزارش و سفرنامه پیامبر از این سفر وحیانى و روحانى او است.

همچنین علل زمینه‏ساز طرح دیدگاه تجربى که پنج عامل تأثیرگذار بود را ذکر نمودیم.

صاحب این دیدگاه معتقد است که هسته اصلى تشکیل دهنده دین، تجربه‏ها و حالت‏هاى باطنى است که در تجربه دیندارانه، شخص تجربه مى‏کند. وحى در دیدگاه تجربه دینى، نفس مواجهه خدا با پیامبر است، بدون آنکه هیچ پیامى انتقال یابد.

همانگونه که گذشت، پذیرش دیدگاه تجربه دینى در مغرب زمین، به خاطر حلّ مشکلات و عوامل پنج‏گانه‏اى بود که دنیاى مسیحیت و الهیات آن را فرا گرفته بود؛ امّا این خود باعث ایجاد مشکلات متعدد دیگرى شد و عوارض ناخوشایندى داشت که به دین و دیانت لطمات سنگینى وارد ساخت. مع الأسف بعضى از روشنفکران ما نیز، این نظریه را پذیرفته و به توجیه و توضیح آن پرداخته و تئورى را (به نام بسط تجربه نبوى،) بر اساس آن و غافل از ناسازگارى با متون دینى و نصّ قرآن، مطرح نموده است.

اکنون به نظریه سوم در باب وحى یعنى «دیدگاه فعل گفتارى» مى‏پردازیم.

دیدگاه سوم در باب وحى

دیدگاه فعل گفتارى

اصل بحث به یک تئورى برمى‏گردد که یکى از فیلسوفان تحلیلى به نام جى اِل آستین(1) مطرح کرد. البته طرح او این گونه که او مطرح کرد، تازگى دارد وگرنه (به صورت گوهرى) بحث‏هایى هستند که ما در نگاه سنّتى‏مان به وحى داریم. وى تحت عنوان فعل گفتارى بحثى را مطرح کرد که اصل آن بحث مربوط به وحى نیست. او از دسته فیلسوفان تحلیلى است و بر این باور است که واحد ارتباط زبانى جمله نیست، بلکه واحد ارتباط زبانى فعل گفتارى است. برخلاف فیلسوفان گذشته که در مقام ارتباط و گفت و گو و کار برد زبان، واحد ارتباط زبانى را جمله مى‏دانستند. بنابراین، ما در انتقال معانى و مفاهیم از زبان استفاده مى‏کنیم، ولى این که بلوک‏هاى اولیّه‏اى که آن ارتباط زبانى را مى‏سازند چه هستند، این جاى بحث و گفت‏وگو است؛ لذا بحث ایشان مستقیما به وحى برنمى‏گردد. تصویر سنّتى این است که جمله یعنى قول تامى که «یصّح السّکوت علیها» است که این عبارت از بلوک و واحد ارتباط زبانى است، ولى ایشان مى‏گوید: «واحد ارتباط زبانى فعل گفتارى است». سپس مى‏گوید: «این فعل گفتارى از سه بخش تشکیل مى‏شود:

1 ـ فعل نفس گفتار(2)

2 ـ فعل ضمن گفتار(3)

3 ـ فعل بعد گفتار.»؛(4) یعنى وقتى ما یک فعل گفتارى انجام مى‏دهیم، در محاوراتمان این سه کار را انجام مى‏دهیم و هر یک از این کارها اجزایى دارد.

در فعل نفس گفتار نخست:

آواها و اصواتى را بر زبان جارى مى‏کنیم. دومٌ این آواها و اصوات به یک واژگان خاص اختصاص دارند و از یک ساختار نحوى ویژه پیروى مى‏کنند. پس فعل نفس گفتار آوا و اصواتى را همراه دارد. این اصوات مربوط به واژگان و دستور زبان خاصى هستند و معناى خاصّى هم دارند که اوّلى را «فعل آوایى» دومى را «گفتارى یا سخن وار» سومى را هم «فعل دلالى» مى‏نامد (چرا که مضمونى دارد که افراد به آن مضمون دلالت و هدایت مى‏شوند). به هنگام گفت و گو کلماتى بر زبان من جارى مى‏شود، این کلمات به یک زبان خاص اختصاص دارند؛ یعنى از واژگان و ساختارهاى نحوى ویژه‏اى پیروى مى‏کنند در عین حال معنایى خاص در ذهن مخاطب باقى مى‏گذارند؛ بدین‏گونه که منِ گوینده مى‏خواهم این معانى به مخاطب منتقل شود و او را از طریق این کلمات به آن معانى که در ذهن دارم دلالت کنم.

فعل ضمن گفتار چیست؟ ایشان مى‏گوید: «فعل ضمن گفتار این است که در ضمن این داد ستد و فعل گفتارى که ما انجام مى‏دهیم، این نکات و معانى را من به شما منتقل مى‏کنم. به دنبال این معانى که به شما منتقل مى‏شود، ممکن است حالت‏هایى در وجودتان ایجاد شود. مثلاً این سخن گفتن، در شما حالت ترس یا حالت تعجّب یا اقناع پدید مى‏آورد. این‏ها حالاتى هستند که ابتدا معنایى را به شما منتقل مى‏کند و ممکن است به دنبال این سخن و معنا که شما دریافت مى‏کنید، حالت‏ها یا رفتارهایى در شما بروز پیدا کند که آقاى آستین به آن فعل بعد گفتار، مى‏گوید. با این حال سخنان او در توصیف فعل ضمن گفتار خیلى با صراحت و و وضوح، همراه نمى‏باشد. فیلسوفانى چون جان سرل(5) تا اندازه‏اى در این باره توضیح داده‏اند، ولى سخنان خود او درباره فعل ضمن گفتار تا حدودى ایهام دارد. وى مى‏گوید: فعل ضمن گفتار کارى است که ما ضمن سخن گفتن مى‏کنیم و حالتى را در دیگرى به وجود مى‏آوریم. مثلاً ضمن سخن گفتن ممکن است هشدارى بدهیم و در نتیجه کسى را به تعجّب وا داریم. این کارى است که از سوى ما انجام مى‏شود و مترتّب بر فعل ما است. در واقع، به رفتارى که ممکن است او به دنبال این فعل انجام دهد (که منشأ آن، گفتار ماست) و حالتى که ممکن است پس از شنیدن سخن ما در او پدید آید (مثل حالت تعجّب هراس و اقناع و غیره) را فعل بعد گفتار مى‏گوید. این حالات، تأثیراتى است که به دنبال گفته ما در مخاطب ایجاد مى‏شود و سرچشمه آن نیز گفته‏هاى ماست. به بیان دیگر ایشان مى‏خواهد به یک معنا آن را به متکلّم نسبت دهد، با این توضیح که سخنان متکلّم منشأ این رفتار و حالات در مخاطب شده است. این که کلام چه تأثیرى در مخاطب داشته باشد، تنها تابع کلمات نیست و تا اندازه‏اى نیز به زمینه انفسى شنونده بر مى‏گردد. این که ما مى‏گوییم مربوط به واژگان و دستور زبان خاص هستند، لازمه‏اش این است که باید معانى خاصى هم داشته باشند. هدف شما از به کار بردن این کلمات و ساختارهاى زبانى، دلالت است؛ یعنى مى‏خواهید با گفتن این کلمات و واسطه قرار دادن آن‏ها، مخاطب خود را به معانى مورد نظر دلالت کنید. معنایى را که از طریق شنیدن در ذهن شنوند شکل مى‏گیرد فعل ضمن گفتار مى‏گویند. کلمات، مخاطب را به معنایى منتقل مى‏کنند؛ این انتقال مخاطب به معنا، فعل ضمن گفتار است.

گاهى گوینده ضمن گفتار، در حالى که معانى را به شما منتقل مى‏کند ممکن است به شما هشدار نیز بدهد و یا شما را نسبت به یک مطلبى مشتاق کند. این اشاره‏اى که گوینده همراه با گفتارش پدید مى‏آورد و با آن در مخاطب تأثیر مى‏گذارد، «فعل ضمن گفتار» است. اصل گفتار او کلمات و اصواتى است که معنا دارند و از ساختار نحوى معیّنى برخوردارند. همراه با این گفتار؛ ممکن است کارهایى نیز انجام دهیم، مثل هشدار دادن بر حذر داشتن و مانند این‏ها که ظهور این کارهاى ضمنى در مخاطب، أمرى است که سرچشمه گرفته از فعل گفتارى ما و وابسته به آن است که از آن به فعل «بعد گفتار» تعبیر مى‏کنیم؛ یعنى بعد از گفتار ما اتّفاقهایى مى‏افتد، که این بیان اصلى آقاى آستین است. اصل این بحث هرگز در وحى مطرح نشده است، ولى بعضى از متکلمان مغرب زمین این را دست مایه‏اى براى توصیف و تفسیر وحى قرار داده‏اند.

این بحث وقتى به عالم وحى کشیده شد و به عنوان افعال وحیانى مطرح گردید، معنایش این است که کارى که خدا با پیامبر انجام داده است پدید آوردن یک فعل گفتارى است؛ یعنى خداوند در آن مواجهه وحیانى با پیامبر، کلمات و واژگان ویژه‏اى را از یک زبان ویژه‏اى به کار گرفت و از این‏ها معانى ویژه‏اى را اراده کرده، لذا وحى ذاتا یک سرشت زبانى، آن هم ناظر به زبان خاص دارد که لازمه آن تجربه و مواجهه است. قبلاً هم اشاره کردیم که در وحى گزاره‏اى نیز باید میان پیامبر و فرشته وحى یا میان پیامبر و خداوند، مواجهه و تجربه‏اى وحیانى صورت گیرد، ولى آن مواجهه حقیقت وحى نیست، بلکه لازمه‏اى است که وحى در زمینه آن لازمه باید شکل گیرد. در این جا هم حتما مواجهه‏اى میان خدا و پیامبر بوده، ولى حقیقت و سرشت وحى، فعل گفتارى خداست. لذا اوّلاً خدا واژگان و دستور زبان ویژه‏اى را از یک زبان طبیعى خاص به کار گرفته تا این که معنا و پیام ویژه‏اى را به پیامبر منتقل کند؛ یعنى آن پیامى که در دیدگاه گزاره‏اى مطرح بود، این جا نیز مطرح است، در عین حال آن پیام با هر قالبى منتقل نشده، بلکه با به کارگیرى کلمات و الفاظ و دستور زبان معیّنى به پیغمبر منتقل شده است. لذا وحى، فعل گفتارى خدا مى‏شود. به این ترتیب وحى ذاتا در مقام صدور از جانب خداوند، یک سرشت زبانى مقید به یک زبان معین پیدا مى‏کند.

ارکان وحى در دیدگاه فعل گفتارى

ارکان چنین شکلى از وحى چهار چیز است: خدا، پیامبر، فعل نفس گفتار، فعل ضمن گفتار. فعل بعد گفتار از ارکان و ذات وحى نیست؛ زیرا فعلى است که متفرّع بر سخنان گوینده بوده و حالات، اعمال یا اندیشه‏هایى است که در ذهن مخاطب به وجود مى‏آید از این رو متالّهانى چون نیکولاس و لتراسترف بر آن تصریح و تأکید نموده و گفته‏اند: «فعل بعد گفتار فعلى است که متفرّع بر فعل نفس گفتار و ضمن گفتار بوده، به دنبال آن‏ها حاصل مى‏شود، هر چند لازمه چنین برداشتى از وحى، تجربه است و تجربه نیز اجتناب‏ناپذیر است، ولى در این‏جا تجربه دیگر مقوّم حقیقت و سرشت وحى تلقى نمى‏شود، بلکه مقوّم آن، دو رکن از ارکان فعل گفتارى است. این چکیده سخن در دیدگاه سوم است.

اصل این دیدگاه یعنى به کارگیرى تئورى «آستین» درباره وحى، از یکى از متألّهان الهیات اصلاح شده در مسیحیت، به نام «نیکولاس ولترسترف» است. ایشان همان سخن را آورده و گفته است: «وحى عبارت است از تکلّم الهى» و تکلّم هم طبق تئورى آستین «فعل گفتارى» متکلّم است. تفصیل این سخن در کتاب «وحى و افعال گفتارى» از آقاى على‏رضا قائمى‏نیا آمده است.(6)

ـ آیا ضابطه و ملاکى براى داورى میان سه دیدگاه یاد شده هست؟

ما با این سه دیدگاه روبه‏رو هستیم؛ حال باید دید شیوه داورى و ضابطه‏اى که بر اساس آن بتوانیم بعضى دیدگاه‏ها را تخطئه و بعضى را تصحیح کنیم و بپذیریم چیست؟

اساسا درباره وحى و چیستى آن، آیا ما به خودى خود و صرف نظر از تعالیم انبیا راهى براى داورى داریم یا نه؟ و اگر به خودى خود راهى نداریم، در این صورت در مقام عمل سراغ چه چیزى باید برویم؟

در این جا شایسته است به این نکته بپردازیم که آیا در برابر این دیدگاه‏ها و در مقام داورى ـ صرف نظر از تعالیم انبیا و ادیان ـ ملاکى براى ترجیح داریم یا خیر؟ سپس اگر نظرا ملاکى براى داورى و ترجیح نداریم، در عمل چه باید کنیم؟

________________________________________

1. J.L.Astin.

2. Locutionary act.

3. illocutionry.

4. Perlocutionary act.

5. John searl.

6. ر.ک: علیرضا قائمى‏نیآ وحى و افعال گفتارى، ص 80 به بعد.

7. آنالوژى (analogies).

8. ر.ک: رضا حاج ابراهیم، «نگاهى بر بسط تجربه نبوى»، ص 16 به بعد.

9. همان، ص 17.

10. ر.ک: ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهى، ص 192 به بعد.

11. ر.ک: رضا حاج ابراهیم، نگاهى بر بسط تجربه نبوى، ص 18.

12. همان، ص 19.

13. قدر (97): 1.

14. دخان (44): 1 ـ 3.

15. اسراء (17): 106.

16. فرقان (25): 32.

17. نساء (4): 82.

18. شعراء (26): 193 ـ 194.

19. ر.ک: المیزان، ج 2، ص 15 ـ 18.

20. شورى (42): 7.

21. زخرف (43): 1 ـ 4.

22. یوسف (12): 2.

23. طه (20): 13.

24. نجم (53): 3 ـ 4.

25. بسط تجربه‏ى نبوى، ص 16.

26. ماهنامه آفتاب، شماره 15، صفحه 70.

27. بقره (2): 185.

28. تفسیر موضوعى قرآن کریم، آیت اللّه جوادى آملى، ج 1، ص 71 ـ 72.

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/24 :: ساعت 4:0 عصر )
»» نشانه های امام مهدی(عج) در کلام علوی

نشانه های امام مهدی(عج) در کلام علوی

دکتر سید مرتضی موسویگرمارودی مهدویّت و نجات بشریت توسط یک منجی آسمانی در تمامی ادیان الهی وجود داشته و دارد. در حوزة اسلام نیز این عقیده در بین همه فرق اسلامی کما بیش مطرح است. همچنین این مسأله در گسترة معارف شیعه امامیّه از چنان جایگاه والایی برخوردار است که همة اصول و فروع دین به نحوی به آن وابستگی دارد. تنها افزون از ششصد حدیث نسبت به غیبت و قیام حضرت خاتم الاوصیاء(ع) از ائمه معصومین(ع) صادر گردیده است. این احادیث جدا از حجم انبوه روایاتی است که دربارة شخص و شخصیّت حضرت بقیةالله (عج)، اعم از اسم و رسم و تولّد و سیرة عملی واجتماعی و مقام ومنزلت ظاهری و معنوی و نقش آن بزرگوار در دنیا وآخرت به ما رسیده است. 1 دربارة یکایک موضوعات فوق از سوی بزرگان شیعه آثار بسیاری در طول تاریخ تشیّع تألیف گردیده و به عنوان مثال در بحث غیبت و شبهات پیرامون آن از دوره شیخ صدوق(ره) و محمد بن ابراهیم نعمانی ـ دو تن از دانشمندان نامور شیعه در قرن چهارم که بهترتیب کتابهای «کمال الدّین و تمام النعمة» و «الغیبة» را نوشتند ـ تا عصر شیخ طوسی که او نیز در قرن پنجم کتاب دیگری با عنوان «الغیبة» به رشته تحریر درآورد و تا روزگار حاضر، عناوین بسیاری در این موضوع نوشته شده است.

اصولاً سه بحث مهدویّت، غیبت و قیام یا خروج امام مهدی(عج) با روایات رسول خدا(ص) در این موضوع آغاز شد و با گذشت زمان توسط ائمه معصومین (ع) تکمیل گردید و با تغییر اوضاع اجتماعی وسرخوردگیهای امت از ظلم خلفای جور، قوّت و شدّت یافت.

امت که ظهور مصلحی بزرگ برای نجات اسلام و مسلمین را انتظار میبرد، این روایات را نصب العین خود قرارداد.

با سقوط بنیامیّه و روی کار آمدن بنیعباس که با شعار فریبندة «الرّضا من آل محمّد» اعتماد مردم را برای مدّتی کوتاه به خود جلب کردند، امید تودههای محروم به ظهور دولت حقّه بیشتر شد. در این برهه با خلفا با بهرهگیری از حربه تزویر و به منظور سوء استفاده از احساسات و اعتقادات مردم در زمینة ظهور منجی اسلام، القاب حضرت ولیّ عصر و به ویژه لفظ «مهدی» را بر خویش و خلیفهزادگان خود مینهادند و به دروغ ادّعای مهدویت میکردند، مانند منصور، هادی، مهدی، و ... و البّته به زودی و با جنایاتی که این ستمپیشگان در حق خاندان پیامبر(ص) اعمال کردند، اعتماد مردم از ایشان سلب شد. شاعری در دورة بنیعباس میگوید:

یا لیت جور بنی مروان عادلنا یا لیت جور بنی العباس فی النّار ایکاش ستم بنیامیّه باز گردد و ظلم بنی عباس بهدوزخ واصل شود!

در این دوره با پرسش مکرّر شیعیانی روبرو میشویم که از امام معصومِ عصر خود میپرسیدند: آیا شما آن «قائمآل محمّد» هستید که پیامبر وعده فرموده است؟ اگر هنر را بازتاب فرهنگ و اعتقادات هر عصری بدانیم، ملاحظه میکنیم که این انتظار در آینة هنر انعکاس بیشتری دارد و کمتر شاعری شیعی در این مقطع تاریخی است که ظهور و قیام امام مهدی (عج) را در آثار واشعار خود نداشته باشد. از جمله میتوان به شاعرانی نظیر کمیت، سید حمیری و دعبل خُزاعی اشاره کرد که فرد اخیر در دورة امام رضا (ع) میزیسته و قصیدة تائیّة مشهور و جاودان خود را برای اوّلین بار بر آن حضرت عرضه کرده است. وی در این قصیده میگوید:

 

        خروج امام لا محالة خارج یمیّز فینا کلّ حقٍ و باطلٍ و یجزی علی النّعماء و النقمات

        یقوم علی اسم الله و البرکات و یجزی علی النّعماء و النقمات و یجزی علی النّعماء و النقمات

ظهور و قیام پیشوایی که بیتردید و قطعاً در پرتو اسم اعظم الهی و برکات آن قیام خواهد کرد و بر اساس عدل و قسط، بین حق و باطل جدایی میافکند و پاداش در خور نعمت ونقمت، برای اهل آن خواهد داشت.

هنگامی که دعبل به این ابیات رسید و آنرا خواند، حضرت رضا (ع) به شدّت گریست و فرمود:

ای خزاعی .. این دو بیت را روح القدس بر زبان تو جاری کرده است. آیا میدانی که آن امام کیست و چه زمانی قیام خواهد کرد؟ دعبل عرضه داشت: نه سرورم، جز اینکه از اهل آن شنیدهام که امامی از شما ـ خاندان وحی و رسالت ـ به پا خواهد خاست و زمین را از تباهی و فساد پاک نموده، آنرا همانگونه که از ظلم سرشار شده از عدل سرشار خواهد ساخت.

امام رضا(ع) فرمود:

ای دعبل! امام پس از من پسرم محمّد است و پس از او پسرش علی و پس از او پسرش حسن و پس از او پسرش حجّت قائمی است که در غیبتش انتظار برده میشود و پس از ظهورش، فرمانش را اطاعت میکنند. اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانَد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت که او ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر کند، همانطور که از ظلم و ستم انباشته شده است و ... 2 در بین روایاتی که از ائمه معصومین(ع) دربارة حضرت مهدی (عج) آمده روایات حضرت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) ویژگی خاصی دارند. این ویژگی را در دو جهت میتوان بررسی کرد:

اوّل: شخصیت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(س) دوّم: فاصلة زمانی آن حضرت تا امام مهدی و اِخبار غیبی امیرمؤمنان(ع) در مورد اوّل باید توّجه داشت امام علی بن ابیطالب (ع) سیّد الاوصیاء است. او در دامان پیامبر(ص) رشد یافته و اوّلین کسی است که اسلام آورده و از سرچشمة وحی سیراب گشته است.

از این رو با توجه به کمالات و فضایلی که ویژه امام علی امیرمؤمنان(ع) میباشد و همه روشنگر رفعت وبلند مرتبگی وجود مقدّس علوی است، ارزش و اهمیّت اِخبار آن گرامی نسبت به خصائص و امتیازات فرزند ارجمندش حضرت ابا صالح المهدی(عج) آشکار میشود.

امّا در بعد دوّم و از منظر فاصلة زمانی دوران امیر مؤمنان علی(ع) و روزگار حضرت بقیةالله (عج) باید گفت:

همانطور که بیانات رسول خدا(ص) نسبت به حوادث آینده، اِخباری غیبی است که از وحی الهی سرچشمه گرفته است، حضرتعلی(ع) نیز با بهرهگیری از علم پیامبر(ص) اَخباری غیبی فرموده که بسیاری از آنها در ظرف زمان خود قرار گرفته، واقع گردیده است، از جمله واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و شهادت میثم تمّار بدست ابن زیاد و نحوة آن، و استیلاء بنی عبّاس، و بنای شهر بغداد وخصوصیّات آن، و انقراض عبّاسیان به دست مغول و ...

بنابراین اِخبار آن حضرت راجع به حضرت مهدی (عج) نیز که دویست و چند سال قبل از تولّد آن حضرت بیان شده از شمار مغیبات بوده و حائز اهمیت فراوانی است.

باید توجّه داشت که اهتمام امام علی بن ابیطالب(ع) به بیان خصائص شخصی و شخصیّتی حضرت بقیةالله (عج) و شیفتگی آن گرامی نسبت به امام مهدی (ع) صرفاً یک شیفتگی احساسی و مبتنی بر رابطه پدری و فرزندی نیست، بلکه این تعلّق و توجّه اوّلاً از کمالات بیکرانة آن طاووس اهل بهشت سرچشمه میگیرد که رسول خدا(ص) در آخرین لحظات عمر شریفش با عباراتی نظیر: «پدر و مادرم به فدای آن کسی که انوار قدس از لباسهایش متشعشع است» او را میستاید ... کمالاتی که از آباء طاهرین آن حضرت بلکه از همه انبیاء یکجا در او فراهم آمده و تجلّی و ظهور یافته است، چنان که در توصیف آن سرور آمده است که دارای صولت حیدری و حلم حسنی و شجاعت حسینی و ... است و آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی دارد.

راز دیگر محبّت و عنایت علوی به وجود اقدس امام ابا صالح المهدی(ع) نشأت گرفته از آن است که تنها اوست که مجاهدات همة انبیاء و اولیاء بویژه جهاد عظیم حضرت خاتم الانبیاء وامیرمؤمنان و ائمه اطهار(ع) را در برپایی دین خدا و گستردن عدل و قسط در عرصه زمین به نتیجه و ثمر میرساند و به عبارت دیگر، تنها به دست اوست که دین در تمام ابعاد واقعیاش، مجال ظهور و بروز و اجرا مییابد.

نمونهای از آنچه آن بزرگوار درباره غیبت و قیام و شخصیت حضرت ولیعصر(عج) فرموده به شرح زیر است:

راز ولادت پنهانی و غیبت:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): ان القائم منا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته و یَغیبُ شَخْصُه.

امام علی بن ابیطالب(ع) فرمود:

هنگامی که قائم ما بپا میخیزد، بیعتی از هیچکس بر عهده ندارد و از همین روست که ولادتش پنهان میباشد وغیبت اختیار میکند!

] مأخذ: ترجمه اعیان الشیعه، بخش حضرت مهدی (ع)، صفحه 141 [ وضعیّت شیعیان در روزگار غیبت و ارزش پایداری بر ایمان:

قال علی(ع):

للقائم منا غیبة امدها طویل کأنّی بالشّیعة یجولون جولان النعم فی غیبته یطلبون المرعی فلا یجدونه الا فمن ثبت منهم علی دینه و لم یقس قلبه لطول امد غیبته امامه فهو معی فی درجتی یومالقیمة.

امام علی(ع) فرمود:

برای قائم ما خاندان غیبتی است طولانی؛ گویا شیعیان را میبینم که در غیبت او چون چرندگانی در جستجوی چراگاه سرگردانند؛ آگاه باشید هر کس از آنان که بر دین خود پایدار بماند و درازی مدّت غیبت پیشوایش، قلب او را به قساوت واندارد، او در رستاخیز همراه من و در درجه من خواهد بود.

]مأخذ: کمال الدین و تمام النعمة، نسخه مترجم، جلد 2، صفحه 421 [ داوریهای نادرست نسبت به امام:

قال الامام علی(ع): صاحب هذا الامر من ولدی هو الذی یقال ماتَ او هلک فی ایّ وادٍسلک.

امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب(ع) فرمود: صاحب الامر (صاحب این امر) از فرزندان من است. اوست همان کسی که در خصوصش گویند: در گذشته یا نابود گشته! یا آنکه (اگر زنده باشد) معلوم نیست به کدام سرزمین رفته است!

] مأخذ: غیبت نعمانی [ تصدّی امر ولایت و تقدیر به اذن خداوند:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): ان لیلة القدر فی کل سنة و انَّهُ ینزل فی تلک اللّیلة امرُ السّنة ولذلک الامر وُلاةٌ من بعد رسولالله صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم؛ (هُم) انا و احد عشر من صلبی ائمة محدثون.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود:

همانا در هر سال شب قدر وجود دارد و در آن شب مقدّرات سال آینده نزول مییابد، و موضع نزول نیز والیانی هستند که پس از رسول خدا(ص) عهدهدار امر ولایتند، و نخستین ایشان منم و سپس یازده فرزندم، پیشوایانی که فرشتگان با ایشان سخن گویند.

] مأخذ: ترجمه اعیان الشیعه، بخش حضرت مهدی (ع)، صفحه 142 [

آرزومندی برای ظهور:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): فَیَا ابنَ خیرةِ الاِماء! مَتی تنتظرُ؟ ابشر بنصر قریب من ربرحیم.

امیرمؤمنان علی(ع) پس از پایان پیکار نهروان در ضمن سخنانی که ایراد کرد، فرمود:

ای فرزند بهترین بانوان !3 تا کی برای دریافت فرمان ظهور از جانب خداوند، انتظار خواهی برد؟ بیا! و به پیروزی بزرگ و نزدیک از سوی پروردگار مهربان بشارت ده.

] مأخذ: ینابیع المودة، قندوزی حنفی، صفحه 512 [ ویژگی امام و یارانش:

قال الامام علی بن ابیطالب(ع): سیأتی الله بقوم یحبهم الله و یحبونه و یملک من هو بینهم غریب، فهو المهدی.

امام امیرمؤمنان علی(ع):

بزودی خداوند مردمی را میآورد که آنان را دوست میدارد و آنان نیز خدا را دوست دارند و بزرگمردی که میان آنان غریب و ناشناخته است، فرمانروا و زمامدار امور میگردد و آن وجود گرانمایه حضرت مهدی(ع) است.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 5، صفحه 91 [ جایگاه عترت پیامبر و منزلت مهدی (ع):

قال علی(ع): فنحن انوار السموات و الارض و سفن النجاة و فینا مکنون العلم و الینا مصیر الامور و بمهدیّنا تقطع الحجج، فهو خاتم الائمّة ومنقذالامّة و منتهی النور و غامض السّرّ.

امام امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) فرمود:

ما نور آسمانها و زمین و کشتیهای نجاتیم، دانش در ما نهان است و ما گنجینة آنیم، بازگشت امور بسوی ماست و به مهدی ما حجّتهای الهی تمام میگردد. او آخرین امام معصوم، رهاییبخش امّت، غایت نور امامت و راز پیچیده آفرینش است.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 3، صفحه 54 [ قطعیّت ظهور:

قال الامام علی بن ابیطالب(ع): یظهر صاحب الرایة المحمدیّة و الدولة الاحمدیّة، القائم بالسیف و الحال الصادق فی المقال، یمهد الارض ویحیی السنة و الفرض.

امیرالمؤمنین امام علی(ع) فرمود:

پرچمدار رایت محمّدی و دولت احمدی(ص)، همان بر پا خیزنده به شمشیر عدل و آن نیکوکردار راست گفتار سرانجام ظاهر خواهد شد؛ تا زمین را برای استقرار عدالت مهیّا و سنّتها و واجبات الهی را زنده سازد.

] مأخذ: امام مهدی(ع) از ولادت تا ظهور، صفحه 122 [ اقبال همگانی به امام:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): اذا نادی مناد من السماء: ان الحق فی آل محمد فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس یشربون ذکره فلا یکون لهم ذکر غیره.

امام امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

آنگاه که آن فریادگر از آسمان ندا دهد که حقّ در پیروی از آل محمّد است، ناگاه نام مقدّس مهدی بر زبانها میافتد، مردم هماره از او یاد میکنند وجز نام او سخن دیگری بر زبانها نباشد.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 3، صفحه 35 [ فرمان آسمانی به اطاعت امام:

قال الامام علی(ع): ... یقول جبرئیل فی صیحته: یا عبادالله! اسمعوا ما اقول: ان هذا مهدی آل محمّد، خارج من ارض مکّة فاجیبوه!

امام امیرمؤمنان(ع) فرمود: (هنگام ظهور) جبریل در ندای آسمانی خویش میگوید: ای بندگان خدا! آنچه را میگویم بشنوید؛ این مهدی آل محمّد است که از مکّه ظهور کرده است، پس او را پاسخ گویید و اطاعتش نمایید.

] مأخذ: الزام الناصب، جلد 2، صفحه 200 [ مهدی(ع)، میراثدار انبیاء:

قال الامام امیرالمؤمنین(ع): المهدی من ذرّیتی یظهر بین الرکن و المقام. علیه قمیص ابراهیم و حُلّة اسماعیل و فی رجله نعل شیث و الدلیل علیه قول النبی(ص): عیسی بن مریم ینزل من السماء و یکون مع المهدی من ذرّیتی.

امام امیرمؤمنان(ع) فرمود:

مهدی(عج) از فرزندان من است. در مسجدالحرام از بین رکن یمانی و مقام ابراهیم آشکار میشود. پیراهن ابراهیم را در بر دارد و جامه اسماعیل را بر اندام و پای افزار شیث را به پای. نشانه وجود گرانقدر او سخن پیامبر(ص) است که فرمود: عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید و همواره همراه فرزندم مهدی خواهد بود.

] مأخذ: اثبات الهداة، جلد 7، صفحه 45 [ امام مهدی(عج) ، فرزند حسن و از نسل حسین:

قال الامام امیرالمؤمنین(ع): الا و ان المهدی یطلب القصاص ممن لا یعرف حقنا و هو الشاهد بالحق و خلیفةالله علی خلقه، اسمه کاسم جده رسولالله(ص) ابنالحسن بن علی(ع) من ولد فاطمه من ذریة الحسین ولدی!

امام امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

آگاه باشید همانا مهدی از آنانکه حق ما ـ خاندان پیامبر ـ را نشناسند، انتقام خواهد گرفت. او گواه حق و خلیفه خداوند بر مردم است. او همنام جدّش رسول خداست و فرزند امام حسن بن علی العسکری، و از فرزندان فاطمه زهرا و از نسل فرزندم حسین(ع) میباشد.

] مأخذ: الزام الناصب، جلد 2، صفحه 200 [

مهدی(ع)، نهمین نواده حسین(ع):

امام ابو الحسن الرّضا از امیرالمؤمنین علی(ع) چنین میگوید که به فرزندش حسین(ع) فرمود:

نهمین ذرّیّة تو به حق قیام میکند و دین را پایداری و عدالت را گسترش میدهد.

امام حسین(ع) عرضه داشت: ای امیرمؤمنان! آیا آنچه فرمودی تحقّق خواهد یافت؟ حضرت فرمود: آری، به خداوندی که محمّد(ص) را به رسالت برانگیخت و او را بر همه آفریدگان برتری داد، این امر واقع خواهد شد، امّا پس از غیبت بزرگ او وضعیّتی پیش خواهد آمد که جز دوستان با اخلاص و مؤمنان پاک سرشت که نور ایمان و محبّت ما در صفحه ضمیرشان نقش بسته، کسی در باور دینی خود پایدار نمیماند.

] مأخذ: ترجمه جلد 13 بحارالانوار، صفحه 334 [

هنگامه ظهور و فراخوان یاران:

از سخنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در نهجالبلاغه شریف اوست کهفرمود:

آنگاه که وضع زندگی مردم به آنجا برسد که از هر جانب ستم و آشوب روی دهد، آن سیّد بزرگوار و سرور عالی مقدار ظاهر میگردد و بر اریکه حکمرانی قرار میگیرد. یاران وی از هر سو چون پارههای ابر بهم پیوسته پیرامونش فراهم میآیند. او و پیروانش بر دین حق پایدار میمانند.

] مأخذ: نهجالبلاغه فیض الاسلام، صفحه 1192 [

________________________________________

1- معجم احادیث الامام المهدی و نیز جلدهای مربوط به زندگی امام مهدی (عج) از کتاب شریف بحار الانوار .

2- اکمال الدین ج 2 ص 372 و فرائد السمطین ج 3 ص 337.

3- خیره الاماء به معنای بهترین کنیزان میباشد که در اینجا برای تعظیم و تجلیل ، بهترین بانوان ترجمه شده است .

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( شنبه 88/3/23 :: ساعت 11:0 صبح )
»» مهدویت و رسالت نهادهاى فرهنگى

چطور مى‏توان یک نفر را با این فضا آشنا کرد؟

با توجه دادن، با خواندن آیات، روایات و البته پس از اثبات خدا و پیامبر اسلام (ص)، با این همه روایات که در موضوع مهدویت میان اهل تسنن و تشیع است; و نه با صرف دعاى ندبه خواندنى و لقلقه زبان باشد . فرهنگ مهدویت را باید انتقال داد . در جلسات دعاى ندبه کسانى هستند سى سال است مى‏آیند ولى با اندک شبهه‏اى منحرف مى‏شوند .

بنابراین شناخت‏حضرت مهدى (ع) - این ولى خدا که قیام بالسیف خواهد کرد - و همچنین شناخت نقش، ارزش و عظمت آن حضرت و آشنایى با آیاتى که به ایشان تاویل شده، بشاراتى که قبلا همه ادیان به ایشان داده‏اند و ... اینها خیلى مهم است . نظراتى که علما دارند اینها را باید در جامعه گفت . کتاب‏هاى خوب باید نوشت . «موعود» خوب باید نشر کرد، مطالب خوب فرهنگى و عمیق و نه سطحى و زودگذر .

ادامه مطلب...

نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( چهارشنبه 88/3/20 :: ساعت 4:0 عصر )


»» حکمت غیبت امام زمان (عج )

حکمت غیبت امام زمان (عج )

اگر شیعیان بر این باورند که امام زمان آن ها وجود دارد، ولی غایب است ، چرااز مکان زندگی اش خبر ندارند و پس از گذشت حدود 1200 سال ، هیچ گونه اثری از وی آشکار نمی شود؟ این در حالی است که خداوند «جل ّوعلی » از چنین کاری به دور است و غیبت امام با حکمت و تدبیر الهی ، منافات دارد؟

باید گفت :

1. نه تنها علما و راویان شیعه به وجود امام زمان اعتقاد دارند، بلکه بر اساسروایت های فراوانی که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) رسیده است ، علمای اهل سنّت نیز موضوع مهدویّت را قبول دارند. باری ، مهدویت از موضوع هایی است که همه بر آن اجماع نظردارند. در روایت آمده است که حضرت مهدی از فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است . پس از آن که مدتی امامت اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) قطع می گردد و زمین را ستم فرا می گیرد،مردی از اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) به نام مهدی (عج ) خروج می کند و به اذن و بَعث الهی ،زمین را از عدل و داد پُر می سازد. هر کس که او را درک و پیروی کند، در شمار هدایت شدگان قرار خواهد گرفت . این کار در زمانی رخ خواهد داد که امّت به 73 دسته تقسیم شده باشند. در این میان ، تنها یک فرقه از آنان به بهشت وارد می شود و دیگران به دوزخ خواهند رفت . از میان این روایت ها به این موارد می توان اشاره کرد:

در صحیح ابی داود به سند خود از ام سلمه آمده است :

قالت : سمعت رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله ) یقول : المهدی من عترتی من ولد فاطمة .[1]

ام سلمه می گوید: از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) شنیدم که می فرماید: مهدی از عترت من و فرزندان فاطمه است .

در کنزالعمال چنین آمده است :

عن علی (علیه السلام) قال : المهدی رجل منّا من ولد فاطمة .[2]

امام علی (علیه السلام) فرمود: مهدی ، مردی از ما اهل بیت و از فرزندان فاطمه است .

سیوطی نیز در «الدرّ المنثور» در تفسیر سوره ی محمد آورده است :

أخرج ابن ابی شیبه عن ابی سعید الخدری قال : قال رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله ) یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیاً.

ابی سعید خدری از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) نقل کرده است که مردی از اهل بیت من درآخرالزمان خروج می کند و این در حالی است که فتنه ها فراگیر و بخشش او گسترده می شود.

هم چنین صحیح ابی داود در کتاب «المهدی (علیه السلام) » به سند خود از ابی الطفیل ازعلی (علیه السلام) ، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) روایت کرده است که فرمود:

لم یبق من الدهر الا یوم لبعث اللَّه رجلاً من اهل بیتی یملاها عدلا کما مُلئت جوراً.[3]

دنیا به پایان نمی رسد مگر این که روزی فرا رسد که خداوند مردی از اهل بیت مرا (به ولایت مردم ) برمی انگیزد و او دنیا را هم چنان که از ظلم و جور پر شده است ، از عدل وداد پر خواهد کرد.

متقی هندی در کنزالعمال از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) روایت می کند که فرمود:

کیف أنت یا عوف اذا افترقت علی ثلاث و سبعین فرقه ، واحدة منها فی الجنة و سائرهن ّ فی النّار (الی أن قال ) ثم تجی ء فتنة غبراء مظلمة ثم تتبع الفتن بعضها بعضاً حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی فان أدرکته فاتبعه و کن من المهتدین .[4]

ای عوف ! تو چگونه هستی هنگامی که (امت من ) بر هفتاد و سه دسته جدا می گردند،تنها یک دسته به بهشت می روند و بقیه به دوزخ فرستاده می شوند (تا این جا که می فرماید) سپس فتنه ای تاریک و سخت فراگیر می شود و سپس هر فتنه ای ،فتنه ای دیگر را در پی دارد تا این که مردی از اهل بیت من می آید که به او مهدی گفته می شود. پس کسی که او را درک و تبعیت کند، از هدایت شدگان است .

2. افزون بر این روایت ها که دیدگاه موضوع را بیان می دارند، شمار فراوانی ازتاریخ نگاران و راویان اهل سنّت ، تولد آن حضرت را در کتاب های خود آورده و آن رایک واقعیت دانسته اند. برخی پژوهش گران بیش از صد تن از آنان را نام برده اند.[5] به این ترتیب ، وجود آن حضرت به اثبات می رسد؛ زیرا ایشان با تولد به وجود آمده است . برای اثبات این گفته ، به چند نمونه از این موارد اشاره می کنیم :

در کتاب «الزام الناصب » از عبداللَّه بن محمّد مطری حکایت شده است که شیخ جلال الدین عبدالرحمن أبی بکر سیوطی در کتاب «احیاء المیت بفضائل اهل البیت »می گوید: «همانا از ذریه ی حسین بن علی (علیه السلام) مهدی (عج ) در آخر الزمان مبعوث می گردد» تا این که می گوید: «پس امام اول ، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است » و نام ائمه رامی برد. سپس می گوید:

یازدهم از ایشان ، پسر اوست به نام «الحسن العسکری » و دوازدهم پسر اوست به نام «م ح م د»، القائم المهدی (عج ) و این که نصوص درباره ی دولت اسلامی او، ازپیامبر(صلی الله علیه و آله ) و از جدش ، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و از دیگر آباء و اجدادش که اهل شرف و مرتبت هستند، آمد و اوست که صاحب شمشیر است و قیام کننده ای است که درانتظار اویند.[6]

ابوالولید محمّد بن شحنة الحنفی در کتاب تاریخش به نام «روضة المناظر فی اخبارللاوائل و الاواخر» که در حاشیه ی کتاب «مروج الذهب » است ، چنین آورده است :

و ولد لهذا الحسن (یعنی الحسن العسکری (علیه السلام) ) ولده المنتظر ثانی عشرهم ویقال له المهدی (عج ) و القائم و الحجة ، محمّد ولد فی سنة خمس و خمسین ومأتین .[7]

و به دنیا آمد برای حسن (یعنی امام حسن عسکری (علیه السلام) ) فرزندش که انتظار کشیده می شود به عنوان دوازدهمین امام و به او مهدی ، قائم و حجّت گفته می شود. (م ح م د) در سال 255 ه¨ به دنیا آمد.

در کتاب «ینابیع المودة » نیز چنین آمده است :

ولد لابی محمّد الحسن مولود فسماه محمداً فعرضه علی اصحابه یوم الثالث و قال :هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم و هو القائم الذی تمتدّ علیه الاعناق بالانتظار فاذاامتلات الارض جوراً و ظلماً خرج فیملاها قسطاً و عدلاً.[8]

امام حسن عسکری (علیه السلام) صاحب فرزندی شد که او را محمد نامید و او را روز سوّم به اصحاب خویش نشان داد و فرمود: این امام شما پس از من و جانشین من بر شما است واو به پا خیزنده ای است که گردن های مردم در انتظار او کشیده می شود. هنگامی که زمیناز جور و ستم پر گردید، او خروج می کند و زمین را از عدل و داد پر می کند.

افزون بر این ها، روایت های دیگری نیز درباره ی ولادت آن حضرت در کتاب های تاریخی و حدیث آمده است . درباره ی زندگی حضرت مهدی (علیه السلام) پس از تولد، به سخن شیخ عبدالوهاب الشعرانی در مبحث 65 «یو اقیت الجواهر» اشاره می کنیم . وی در این گفتار می گوید:

همه ی شرایطی که شارع مقدس پیش از قیامت به آن خبر داده ، حق است . پس ناچاریم که همه ی آن شرایط واقع شود و از جمله ی آن ها خروج مهدی است ... او ازاولاد امام حسن عسکری (علیه السلام) است و هنگام تولد او، شب نیمه ی شعبان سال 255 ه¨ق است . او باقی است تا این که با عیسی بن مریم (علیه السلام) همراه شود؛ پس عمر او تاکنون که سال 958 هجری است ، 706 سال است .[9]

هم چنین شیخ سلیمان قندوزی در «ینابیع المودّة » می آورد:

درباره ی آیه ی «و جعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلّهم یرجعون »،[10] ثابت ثمالی از علی بن الحسین (علیه السلام) و او از پدرش و او از علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که در شأن نزول این آیه گفت : خداوند، امامت را تا روز قیامت در نسل حسین (علیه السلام) قرار داد و همانا برای قائم ما، دو غیبت است که یکی از آن ها، از دیگری طولانی تر است . پس هیچ کس امامت او را نمی پذیرد، مگر کسی که یقینش قوی باشد و شناخت درست داشته باشد.[11]

در باب دوازدهم کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان »، از ابی عبداللَّه بن حسین بن علی (علیه السلام) آمده است که فرمود:

برای صاحب این امر؛ یعنی مهدی (علیه السلام) دو غیبت وجود دارد که یکی از آن دو، طولانی می شود تا این که بعضی می گویند او مرده است و بعضی می گویند او رفته است . کسی از دوست و غیر دوست از جایگاهش ، خبری ندارد، مگر کسی که عهده دارخدمت گزاری اوست .[12]

3. حضرت مهدی (علیه السلام) در زمان حیات پدر بزرگوارش ، امام حسن عسکری (علیه السلام) دیده شده است . در این باره ، روایت هایی وجود دارد که از آن جمله به این روایت می توان اشاره کرد.

شیخ سلیمان قندوزی در «ینابیع المودة » می آورد:

خادم فارسی گفت : من در خانه بودم ، کنیزی از خانه بیرون آمد و همراه او چیزی بودکه تکان می خورد. پس ابو محمّد (امام حسن عسکری (علیه السلام) ) به او فرمود: آن چه راهمراه توست ، آشکار کن . در این هنگام ، پسر بچه ای سفید و نیکو روی ، ظاهر شد.پس حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: این امام شماست پس از من و تو آن را پس از این نمی بینی .[13]

روایت دیگری وجود دارد که گواهی معتبری بر ادّعای دیدن آن حضرت پیش ازغیبت صغری به شمار می رود. حسن بن ایّوب بن نوح (از نمایندگان امام هادی (علیه السلام) )می گوید: ما که چهل نفر از اصحاب امام عسکری (علیه السلام) بودیم ، برای پرسش از امام بعدی به محضر امام عسکری (علیه السلام) رفتیم . در مجلس آن حضرت ، عثمان بن سعید عَمْری (یکی از نمایندگان امام زمان (علیه السلام) ) برخاست و عرض کرد: می خواهم از موضوعی بپرسم که درباره ی آن از من داناتری . امام (علیه السلام) فرمود: بنشین . عثمان با ناراحتی خواست از مجلس بیرون برود. حضرت فرمود: هیچ کس بیرون نرود. کسی بیرون نرفت . پس از مدتی ،امام (علیه السلام) عثمان را صدا زد. او برخاست . حضرت فرمود: می خواهید به شما بگویم که برای چه به این جا آمده اید؟! همه گفتند: بفرمایید. فرمود: به این جا آمده اید تا از حجّت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلی . در این هنگام ، پسری نورانی هم چون پاره ی ماه که شبیه ترین مردم به امام عسکری (علیه السلام) بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود:

این امام پس از من و جانشین من در میان شماست . از فرمان او پیروی کنید و پس ازمن اختلاف نکنید؛ زیرا در این صورت ، هلاک خواهید شد و دین تان تباه می گردد.[14]

پس از روایت ها برمی آید که آن حضرت تا پیش از غیبت صغری ، دیده شده ، ولی درزمان غیبت صغری و کبری ، از دیده ها پنهان گشته است . این هم از امور مسلّم است که ایشان در طول غیبت صغری به وسیله ی نمایندگان خویش ـ که چهار نفر بودند ـ با مردم ارتباط داشته اند و برخی که نام هایشان نیز در کتاب های شیعه ثبت شده است ، به خدمت ایشان مشرّف شده اند.[15]

4. هر چند حضرت مهدی (علیه السلام) غایب است ، ولی آثار او آشکار است ؛ زیرا بسیاری ازشیعیان پیاپی خدمت آن حضرت مشرّف می شوند.[16] افزون بر آن ، در روایت هایی که اهل سنّت نیز به آن اقرار کرده اند، چگونگی بهره گیری مردم از وجود آن حضرت بیان شده است .

از آن جمله صاحب «ینابیع المودة » این گونه نقل می کند:

اخرج الشیخ الحموینی فی فراید السمطین بسنده عن سلیمان الاعمش ابن مهران عن جعفرالصادق عن ابیه عن جدّه علی ّ بن الحسین (علیه السلام) قال : نحن ائمة المسلمین ، و حجج اللَّه علی العالمین و... ثم قال : و لم تخل منذ خلق اللَّه آدم (علیه السلام) من حجة اللَّه فیها، أما ظاهر مشهور أوغائب مستور، و لا تخلو الارض الی ان تقوم الساعة من حجة و لولا ذلک لم یعبداللَّه . قال سلیمان : فقلت لجعفر الصادق (علیه السلام) : کیف ینتفع الناس بالحجة الغائب المستور؟ قال : کما ینتفعون بالشمس اذا سترها سحاب .[17]

علی بن حسین (علیه السلام) فرمود: ما امامان مسلمانان هستیم و حجّت های خداوند بر همه ی جهانیان .سپس فرمود: از زمانی که آدم (علیه السلام) آفریده شد، زمین از حجّت خدا تهی نمانده است ، که آن حجّت یاظاهر مشهور بوده است یا غایب در نهان و زمین از حجّت تهی نمی ماند تا زمانی که قیامت برپا گردد؛زیرا اگر چنین نبود، کسی خدا را نمی پرستید.

سلیمان اعمش (راوی این روایت ) می گوید:

از امام جعفر(علیه السلام) پرسیدم : چگونه است بهره بردن مردم از حجّت خدایی که غایب وپنهان است ؟ فرمود: هم چنان که مردم از خورشید پشت ابر بهره می برند. این بهره مندی از حجّت خداوند باید به گونه ای باشد که امام باقر(علیه السلام) به یزید بن معاویة العجلی درتفسیر آیه ی 200 آل عمران فرمود:

یا ایها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا؛

یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر کنید بر ادای واجبات و بردبار باشید بر آزاررسانیدن دشمنان تان و خودتان را با امام تان مهدی منتظر پیوند دهید.[18]

سید محمد صادق موحد ابطحی

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. صحیح ابن داود، ج 27، ص 134؛ صحیح ابن ماجه ، ابواب الفتن ، باب خروج مهدی ؛ مستدرک الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، مطبعة مجلس دائرة المعارف نظامیه ، ج 4، ص 557؛ میزان الاعتدال ، ذهبی ،مصر، مطبعة سعادت ، سال 1325، ج 2، ص 24.

[2]. کنزالعمال ، ج 7، ص 261.

[3]. صحیح ابی داود، ج 27، کتاب المهدی (عج ).

[4]. کنزالعمال ، ج 6، ص 44.

[5]. منتخب الاثر، لطف اللَّه صافی گلپایگانی ، ص 427.

[6]. همان ، ص 427.

[7]. روضة المناظر فی اخبار الاوایل و الاواخر، ابوالولید محمد بن شحنة الحنفی ، مصر، الازهریة ، 1303، ج 1،ص 294.

[8]. ینابیع المودة ، شیخ سلیمان قندوزی (متوفی 1294)، بیروت ، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات ، ص 460.

[9]. یواقیت الجواهر، شیخ عبدالوهاب شعرانی ،، مصر، مطبعة الازهر، 1307، ج 2، ص 145.

[10]. زخرف ، 28.

[11]. ینابیع المودة ، ص 427.

[12]. البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان ، متقی هندی ، به نقل از: منتخب الاثر، ص 315.

[13]. ینابیع المودة ، ص 461.

[14]. همان ، ج 3، صص 123 و 125.

[15]. منتخب الاثر، صص 468 ـ 472. وی نام 304 نفر را آورده است .

[16]. همان ، صص 499 ـ 511.

[17]. ینابیع المودة ، ص 477.

[18]. ینابیع المودة ، ص 421. برای آگاهی بیش تر ر.ک : البراهین الاثنی عشر علی وجود الامام الثانی عشر،سیدطیّب موسوی جزایری ، انتشارات دارالکتاب جزایری .

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( سه شنبه 88/3/19 :: ساعت 11:0 صبح )
   1   2      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)
آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)
محتوای فیلم موهن علیه پیامبر چیست؟
انصار و یاران منجی موعود
نگاهی گذرا به برخی ویژگیهای دوران پس از ظهور
نشانههای حتمی خیلی وقت است که اتفاق افتاده!
رهیافتی به فلسفة قیام حسینی و پیوند آن با انقلاب مهدوی
از انتظار تا اجتهاد
آینده منتظر
انتظار و سازندگی اجتماعی
[عناوین آرشیوشده]

قالب وبلاگ


>> بازدید امروز: 90
>> بازدید دیروز: 115
>> مجموع بازدیدها: 323886

» درباره من

مهدویت

» پیوندهای روزانه

پایه نگهدارنده موبایل
درسهای از قران [1]
سحا مارکت [1]
گنجینه ابزار طراحی اسلامی و مذهبی [3]
کانون مهدویت دانشکده اصول دین دزفول [43]
ائمه اطهارسلام الله علیها [4]
یا غیاث المستغیثین [12]
قرآن معجزه ای جاوید و درسهای از قرآن [15]
کاملترین بانک طرح توجیهی و اقتصادی [2]
شغل, استخدام, کاریابی [19]
جنبش وبلاگی حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار [7]
جنبش وبلاگی حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار [6]
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب ) [4]
ترتیل صوتی کل قرآن با صدای استاد منشاوی [18]
مرکز توسعه وبلاگهای دینی خراسان جنوبی [8]
[آرشیو(15)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
انتظار خورشید[2] . زمینه‌سازی برای ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی[2] . آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)[2] . خانه مهدى (عج) کجاست؟[2] . راه امام خمینی (رحمه الله) طریق نجات از ظلمات آخر الزمانی[2] . رهیافتی به فلسفة قیام حسینی و پیوند آن با انقلاب مهدوی . آسیب شناسى مهدویت . خانه مهدى (عج) کجاست؟ 2 . خبرگزاری فارس . دوازدهمین پیشوای معصوم . آغاز عصر غیبت . آیا جهان، آینده ای هم دارد؟ . آینده منتظر . آینده و جهانی شدن در جامعه مهدوی . از انتظار تا اجتهاد . اصول جامعه مهدوی . امام مهدی(ع) مظهر کمال علم و دانش بیست و هفت حرف (بیست و هفت . امام مهدى(عج) پیام‏آور عدالت . سازندگی اجتماعی . شعری برای مسلمانان میانمار که مظلومانه کشته می‌شوند . صدقه برای وجود مقدس ولی‌عصر(ع) . صلوات و دعا برای فرج آل محمد (ص) . ضرورت طرح مباحث مهدویّت . ضرورت طرح مباحث مهدویّت2 . علیه پیامبر . فرج بعد از شدت . فرهنگ انتظار . فیلم موهن علیه پیامبر . فیلمسازان آمریکایی مهدویت را نشانه گرفته اند . مبارزه با نسل کشی در میانمار . محتوای فیلم موهن . محتوای فیلم موهن علیه پیامبر چیست . معجزه اراده ها در تحقق ظهور . مهدویت . مهدویت در کلام امام محمد باقر علیه السلام بیشترین روایات و اخب . مهدویت و فرقه هاى انحرافى . مهدویت و فرقه هاى انحرافى 2 . نشانه‌های حتمی خیلی وقت است که اتفاق افتاده! . نگاهی گذرا به برخی ویژگی‌های دوران پس از ظهور . واکنش حزب حرکت ناسیونالیست ترکیه به کشتار مسلمانان در میانمار . وجود امام مهدى علیه السلام از دیدگاه عقل امام مهدی (ع) . ولایت امام مهدى علیه السلام امام مهدی (ع) . ویژگیهاى تبلیغى قرآن درباره موعود آخرالزمان . کارکردهای انتظار برای فرد منتظر . کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها . انتظار عاشورایی . انتظار و چشم انداز آینده . انتظار و سازندگی اجتماعی . انصار و یاران منجی موعود . او هم از من انتظار دارد . برکت انتظار شکوفایی . جنبش وبلاگی . جنبش وبلاگی مبارزه با نسل کشی در میانمار . جهانی سازی مهدوی و مخالفانش . چگونگى غیبت امام زمان (ع) . چهل حدیث گهربار منتخب . حالا میانمار، ضجه‌ای آشنا می‌زند . حضرت مهدی ـ علیه السلام . حضرت مهدى (عجّ) در نگاه سبط اکبر(ع) . حکومت آینده‌ی جهان .
» آرشیو مطالب
فروردین 1388
اردیبهشت 1388
تیر 91
دی 89
اسفند 88
تیر 88
خرداد 88
اردیبهشت 88
فروردین 88
مرداد 91

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
سایت تبیان
حقیقت در دنیای مجازی
لحظه های آبی( دلسروده های فضل ا... قاسمی)
هادرباد شناسی (روستایی در شرق شهرستان بیرجند)
دل نوشته ها
آزاد
عاشق آسمونی
ماهساچ
•°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°•
چانه
قران
پوشاک مردانه و زنانه، لباس های روز آقایان و خانم ها
کارواش خانگی همه کاره جت مینی
هسته گیر آلبالو
سیب خیال
آنلاین گلچین
خرید آنلاین=تخفیف
اسپایکا
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
میرسالار
سورپرایز
برلیان
****شهرستان بجنورد****
مشاور
بامیلو
روانشناسی آیناز
وبلاگ بایدهلو باشد
سلحشوران
یادداشتها و برداشتها
farzad almasi
.: شهر عشق :.
جهاد ادامه دارد...
سامع سوم
عکس های زیبا و دیدنی از دنیای پرندگان
ابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرار
گیاهان دارویی
مدرسه ابتدایی پسرانه غیر دولتی امام هادی (ع) سبزوار
مجموعه بیانات رهبر معظم
منتظر شما
فروش نرم افزار آموزشی و راهنمای تحصیل و تست زن
عمو همه چی دان
فتو بلاگ
پرسش مهر
ســـــــــرزمـــــــیـــن آهــــــن
کارون
کان ذن ریو کاراته دو ایلخچی
نوری چایی_بیجار
روان شناسی psycology
تبادل نظر
وای ندیدید شما ا!!!!!!!

مجموعه مقالات رایانه MOGHALAT COMPUTER
چرا اینجوری؟
عدالت جویان نسل بیدار
مقالات روان شناسی
کودکان استثنایی
جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira
یوزر آنتی ویروس و مسابقات تبیان و راسخون و قرآنی
شناختی
روان شناسی کودکان استثنایی
عشق سرخ
نور الهی
مذهب عشق
حجت الاسلام و المسلمین استاد عبدالکریم عابدینی
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
حفاظ
روان شناسی و اتیسم
گوناگون و زیبا
زندگی یعنی فریناز
عکس
حیاتی تازه
* امام مبین *
کتابخانه دیجیتال روانشناسی
جنبش قطره سرگشته
پایگاه اطلاع رسانی قاین نیوز
دکتر علی حاجی ستوده
کتاب الکترونیکی
کافه تـــــــــرانزیت
کشکول
روان شناسی
جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira
انا مجنون الحسین
عوامل پیشرفت ،راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت چیست ؟ عکس جالب
مریم
mled.parsiblog.com
اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای
حـــقـیــقـت کده
.: بادکنک سبز :.
نحن اقرب من حبل الورید
اگه احمدی نژاد 50 کیلو وزن داره 45 کیلوش جیگره
دکتر علی حاجی ستوده
فرزندان افغانستان
طوفان در پرانتز
عکس پرنسس خشگله
پرسش مهر 10
پارس دانلود
سوپر لینکستان لیندا
هر چی که بخواهی هست
مقالات اختلالات رفتاری و روانی...
آرامش و اختلالات و مشکلات
جکستان . عکاسخانه
راهی دیار عشق
نرم افزار زبان های خارجی انگلیسی آلمانی فرانسوی عربی اسپانیایی
جستجو کردی نبود کلیک کن اینجا هست؟!!!!
کلاهبردران، معرفی کلاهبرداران و شیادان و شگردها و شماره تلفن شان
فرهنگی وهنری ودانشجویی ودوست یابی وتجاری واقتصادی وعلمی وشعر
فانوس
در تمنای وصال
مشاوره و مقالات روانشناسی
عکس و پیامک و دانلود بازی و نرم افزار
دل بارانی
فیلم، کارتون، سریال، موسیقی، پاپ، ایرانی
نرم افزارهای، مالی، اداری حسابداری، انبارداری،
لوازم بهداشتی آرایشی،عطر ، آدکلن ، لوازم لاغری و کرم
نرم افزارهای، بازی، سرگرمی،حادثه ای، اتومبیلرانی،فکری، ورزشی
هتل دانلود
سکوت نیمه شب
کالای بیستِ بیست در فروشگاه بیست وای بیست
کوچک های بزرگ
دهکده مجازی ...
دختر غریب ، پایگاه عکس های جدید
سانسور سریال افسانه جومونگ
گرانترین فروشگاه، بهترین خرید بهترین یادگاری
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
چگونه خدمتگذار خوبی باشیم
رویای معین
عکاسخانه
عکس های توپ گلها همه آفتاب گردانند
آرامش و مشکلات زندگی ؟؟؟؟
پیچیدگی سکوت
متفاوت
دستنوشته های بی بی ریحانه
**** نـو ر و ز*****
فرهنگی هنری، عکس، مدل لباس، مانتو، ژاکت، سارافون دخترانه و زنانه
روان شناسی
جای دستمال کاغذی ماشین
هایپرمارکت
نمونه سوالات دروس پیش دانشگاهی و متوسطه کلیه رشته ها
چالش
پد ضد عرق Underarm shild
بیتوته
آموزش ساخت جعبه هدیه، آموزش گل سازی، گل بلندر
شمع سازی و چشم های متحرک زیبا و فانتزی
روان شناسی مثبت گرا
دیجی فروش
دیجی مارکت
با یِ لبخند ملیح
رومیزی ترمه گل
جغجغه‌
دیجی بازار
گل بهشتی
دیجی بازار
از ماست که برماست
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنیdr.sokhani stamp
تاپروانه شدن"""
روان شناسی * 心理学 * psychology
ما تا آخرایستاده ایم

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان













طراح قالب