حسن زارع - مهدویت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مهدویت
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» مهدویت و مسائل کلامى جدید

مهدویت و مسائل کلامى جدید

اشاره:

در این شماره پس از بیان مقدمه و اشاره‏اى به مباحث گذشته، به سومین دیدگاه در باب چیستى وحى یعنى دیدگاه فعل گفتارى مى‏پردازیم. پس از تعریف و شرح این دیدگاه به ذکر ارکان وحى از این منظر پرداخته، سپس ملاک و معیار داورى بین سه دیدگاه در مقام نظر را بیان نموده، آنگاه که از وجود معیار عقلى محض و راهنماى برون دینى ناامید گشتیم، سراغ داورى با ملاک‏هاى درون دینى مى‏رویم.

در داورى نصوص دینى در این‏باره، مى‏یابیم که وحى حقیقتى دو لایه است؛ در یک لایه از آن که وحى انزالى و دفعىِ قرآن است، موافق دیدگاه اول یعنى دیدگاه گزاره‏اى است. و در یک لایه دیگر که وحى تنزیلى و تدریجىِ قرآن است، موافق و هماهنگ با نظریه سوم یعنى دیدگاه فعل گفتارى است. ولى دیدگاه دوم، یعنى تجربه دینى هیچ موافقتى با نصوص قرآنى و دینى ندارد.

مقدمه:

گذشت که در ادیان وحیانى، معناى واحدى از وحى وجود ندارد. گفتیم سه دیدگاه عمده در این‏باره وجود دارد؛ دیدگاه اول و دوم را در دو شماره ششم و هفتم بیان نمودیم و گفتیم که در دیدگاه گزاره‏اى، وحى یک نحوه انتقال اطلاعات از سوى خدا یا فرشته وحى به پیامبر است و آنچه به پیامبر منتقل مى‏شود مجموعه‏اى از حقایق است که لزوما سرشت زبانى ندارد و این پیامبر است که در مقام انتقال و ابلاغ این پیام و حقایق، به آنها سرشت و جامه زبانى مى‏پوشاند. به این جهت، در این دیدگاه، جمله و گزاره را از هم جدا کرده، و چهار فرق بین آنها گذاشت.

بنابراین دیدگاه، وحى عبارت از حقایق است که بر قلب پیامبر القاء مى‏شود. بنابراین، گزاره عبارت از محتوا و مضمونى است که به هنگام در میان گذاشتن با دیگرى، از راه جملات و عبارات مطرح مى‏شود. پیداست که انتقال یک پیام به دیگرى، لزوما از طریق کلمات و جملات صورت نمى‏گیرد. گاهى ممکن است با اشاره‏اى، پیام منتقل شود.

استفاده از الفاظ و کلمات و داشتن خصلت زبانى در ابلاغ پیام وحیانى، امرى قهرى و قطعى و اجتناب‏ناپذیر، از دیدگاه گزاره‏اى نیست.

در این شماره خواهد آمد که این دیدگاه و برداشت از وحى، با یک لایه از وحى اسلامى، یعنى نزول دفعى و جمعى قرآن (در شب قدر) بر قلب پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله) سازگار است.

دومین دیدگاه درباره وحى که مورد بحث و کنکاش قرار گرفت، «دیدگاه تجربه دینى» بود. در تعریف تجربه دینى گفتیم، تجارب دینى، تجربه‏هایى هستند که شخصِ تجربه‏گر در مقام توصیف پدیدار شناختى این تجربه، از واژه‏ها و مفاهیم دینى استفاده مى‏کند. همچنین گفتیم که ارکان وحى تجربى عمدتا سه چیز است: 1. خدا، 2. پیامبر 3. مواجهه خدا با پیامبر و آنچه که به عنوان متون مقدس مطرح مى‏شود، توصیف، گزارش و سفرنامه پیامبر از این سفر وحیانى و روحانى او است.

همچنین علل زمینه‏ساز طرح دیدگاه تجربى که پنج عامل تأثیرگذار بود را ذکر نمودیم.

صاحب این دیدگاه معتقد است که هسته اصلى تشکیل دهنده دین، تجربه‏ها و حالت‏هاى باطنى است که در تجربه دیندارانه، شخص تجربه مى‏کند. وحى در دیدگاه تجربه دینى، نفس مواجهه خدا با پیامبر است، بدون آنکه هیچ پیامى انتقال یابد.

همانگونه که گذشت، پذیرش دیدگاه تجربه دینى در مغرب زمین، به خاطر حلّ مشکلات و عوامل پنج‏گانه‏اى بود که دنیاى مسیحیت و الهیات آن را فرا گرفته بود؛ امّا این خود باعث ایجاد مشکلات متعدد دیگرى شد و عوارض ناخوشایندى داشت که به دین و دیانت لطمات سنگینى وارد ساخت. مع الأسف بعضى از روشنفکران ما نیز، این نظریه را پذیرفته و به توجیه و توضیح آن پرداخته و تئورى را (به نام بسط تجربه نبوى،) بر اساس آن و غافل از ناسازگارى با متون دینى و نصّ قرآن، مطرح نموده است.

اکنون به نظریه سوم در باب وحى یعنى «دیدگاه فعل گفتارى» مى‏پردازیم.

دیدگاه سوم در باب وحى

دیدگاه فعل گفتارى

اصل بحث به یک تئورى برمى‏گردد که یکى از فیلسوفان تحلیلى به نام جى اِل آستین(1) مطرح کرد. البته طرح او این گونه که او مطرح کرد، تازگى دارد وگرنه (به صورت گوهرى) بحث‏هایى هستند که ما در نگاه سنّتى‏مان به وحى داریم. وى تحت عنوان فعل گفتارى بحثى را مطرح کرد که اصل آن بحث مربوط به وحى نیست. او از دسته فیلسوفان تحلیلى است و بر این باور است که واحد ارتباط زبانى جمله نیست، بلکه واحد ارتباط زبانى فعل گفتارى است. برخلاف فیلسوفان گذشته که در مقام ارتباط و گفت و گو و کار برد زبان، واحد ارتباط زبانى را جمله مى‏دانستند. بنابراین، ما در انتقال معانى و مفاهیم از زبان استفاده مى‏کنیم، ولى این که بلوک‏هاى اولیّه‏اى که آن ارتباط زبانى را مى‏سازند چه هستند، این جاى بحث و گفت‏وگو است؛ لذا بحث ایشان مستقیما به وحى برنمى‏گردد. تصویر سنّتى این است که جمله یعنى قول تامى که «یصّح السّکوت علیها» است که این عبارت از بلوک و واحد ارتباط زبانى است، ولى ایشان مى‏گوید: «واحد ارتباط زبانى فعل گفتارى است». سپس مى‏گوید: «این فعل گفتارى از سه بخش تشکیل مى‏شود:

1 ـ فعل نفس گفتار(2)

2 ـ فعل ضمن گفتار(3)

3 ـ فعل بعد گفتار.»؛(4) یعنى وقتى ما یک فعل گفتارى انجام مى‏دهیم، در محاوراتمان این سه کار را انجام مى‏دهیم و هر یک از این کارها اجزایى دارد.

در فعل نفس گفتار نخست:

آواها و اصواتى را بر زبان جارى مى‏کنیم. دومٌ این آواها و اصوات به یک واژگان خاص اختصاص دارند و از یک ساختار نحوى ویژه پیروى مى‏کنند. پس فعل نفس گفتار آوا و اصواتى را همراه دارد. این اصوات مربوط به واژگان و دستور زبان خاصى هستند و معناى خاصّى هم دارند که اوّلى را «فعل آوایى» دومى را «گفتارى یا سخن وار» سومى را هم «فعل دلالى» مى‏نامد (چرا که مضمونى دارد که افراد به آن مضمون دلالت و هدایت مى‏شوند). به هنگام گفت و گو کلماتى بر زبان من جارى مى‏شود، این کلمات به یک زبان خاص اختصاص دارند؛ یعنى از واژگان و ساختارهاى نحوى ویژه‏اى پیروى مى‏کنند در عین حال معنایى خاص در ذهن مخاطب باقى مى‏گذارند؛ بدین‏گونه که منِ گوینده مى‏خواهم این معانى به مخاطب منتقل شود و او را از طریق این کلمات به آن معانى که در ذهن دارم دلالت کنم.

فعل ضمن گفتار چیست؟ ایشان مى‏گوید: «فعل ضمن گفتار این است که در ضمن این داد ستد و فعل گفتارى که ما انجام مى‏دهیم، این نکات و معانى را من به شما منتقل مى‏کنم. به دنبال این معانى که به شما منتقل مى‏شود، ممکن است حالت‏هایى در وجودتان ایجاد شود. مثلاً این سخن گفتن، در شما حالت ترس یا حالت تعجّب یا اقناع پدید مى‏آورد. این‏ها حالاتى هستند که ابتدا معنایى را به شما منتقل مى‏کند و ممکن است به دنبال این سخن و معنا که شما دریافت مى‏کنید، حالت‏ها یا رفتارهایى در شما بروز پیدا کند که آقاى آستین به آن فعل بعد گفتار، مى‏گوید. با این حال سخنان او در توصیف فعل ضمن گفتار خیلى با صراحت و و وضوح، همراه نمى‏باشد. فیلسوفانى چون جان سرل(5) تا اندازه‏اى در این باره توضیح داده‏اند، ولى سخنان خود او درباره فعل ضمن گفتار تا حدودى ایهام دارد. وى مى‏گوید: فعل ضمن گفتار کارى است که ما ضمن سخن گفتن مى‏کنیم و حالتى را در دیگرى به وجود مى‏آوریم. مثلاً ضمن سخن گفتن ممکن است هشدارى بدهیم و در نتیجه کسى را به تعجّب وا داریم. این کارى است که از سوى ما انجام مى‏شود و مترتّب بر فعل ما است. در واقع، به رفتارى که ممکن است او به دنبال این فعل انجام دهد (که منشأ آن، گفتار ماست) و حالتى که ممکن است پس از شنیدن سخن ما در او پدید آید (مثل حالت تعجّب هراس و اقناع و غیره) را فعل بعد گفتار مى‏گوید. این حالات، تأثیراتى است که به دنبال گفته ما در مخاطب ایجاد مى‏شود و سرچشمه آن نیز گفته‏هاى ماست. به بیان دیگر ایشان مى‏خواهد به یک معنا آن را به متکلّم نسبت دهد، با این توضیح که سخنان متکلّم منشأ این رفتار و حالات در مخاطب شده است. این که کلام چه تأثیرى در مخاطب داشته باشد، تنها تابع کلمات نیست و تا اندازه‏اى نیز به زمینه انفسى شنونده بر مى‏گردد. این که ما مى‏گوییم مربوط به واژگان و دستور زبان خاص هستند، لازمه‏اش این است که باید معانى خاصى هم داشته باشند. هدف شما از به کار بردن این کلمات و ساختارهاى زبانى، دلالت است؛ یعنى مى‏خواهید با گفتن این کلمات و واسطه قرار دادن آن‏ها، مخاطب خود را به معانى مورد نظر دلالت کنید. معنایى را که از طریق شنیدن در ذهن شنوند شکل مى‏گیرد فعل ضمن گفتار مى‏گویند. کلمات، مخاطب را به معنایى منتقل مى‏کنند؛ این انتقال مخاطب به معنا، فعل ضمن گفتار است.

گاهى گوینده ضمن گفتار، در حالى که معانى را به شما منتقل مى‏کند ممکن است به شما هشدار نیز بدهد و یا شما را نسبت به یک مطلبى مشتاق کند. این اشاره‏اى که گوینده همراه با گفتارش پدید مى‏آورد و با آن در مخاطب تأثیر مى‏گذارد، «فعل ضمن گفتار» است. اصل گفتار او کلمات و اصواتى است که معنا دارند و از ساختار نحوى معیّنى برخوردارند. همراه با این گفتار؛ ممکن است کارهایى نیز انجام دهیم، مثل هشدار دادن بر حذر داشتن و مانند این‏ها که ظهور این کارهاى ضمنى در مخاطب، أمرى است که سرچشمه گرفته از فعل گفتارى ما و وابسته به آن است که از آن به فعل «بعد گفتار» تعبیر مى‏کنیم؛ یعنى بعد از گفتار ما اتّفاقهایى مى‏افتد، که این بیان اصلى آقاى آستین است. اصل این بحث هرگز در وحى مطرح نشده است، ولى بعضى از متکلمان مغرب زمین این را دست مایه‏اى براى توصیف و تفسیر وحى قرار داده‏اند.

این بحث وقتى به عالم وحى کشیده شد و به عنوان افعال وحیانى مطرح گردید، معنایش این است که کارى که خدا با پیامبر انجام داده است پدید آوردن یک فعل گفتارى است؛ یعنى خداوند در آن مواجهه وحیانى با پیامبر، کلمات و واژگان ویژه‏اى را از یک زبان ویژه‏اى به کار گرفت و از این‏ها معانى ویژه‏اى را اراده کرده، لذا وحى ذاتا یک سرشت زبانى، آن هم ناظر به زبان خاص دارد که لازمه آن تجربه و مواجهه است. قبلاً هم اشاره کردیم که در وحى گزاره‏اى نیز باید میان پیامبر و فرشته وحى یا میان پیامبر و خداوند، مواجهه و تجربه‏اى وحیانى صورت گیرد، ولى آن مواجهه حقیقت وحى نیست، بلکه لازمه‏اى است که وحى در زمینه آن لازمه باید شکل گیرد. در این جا هم حتما مواجهه‏اى میان خدا و پیامبر بوده، ولى حقیقت و سرشت وحى، فعل گفتارى خداست. لذا اوّلاً خدا واژگان و دستور زبان ویژه‏اى را از یک زبان طبیعى خاص به کار گرفته تا این که معنا و پیام ویژه‏اى را به پیامبر منتقل کند؛ یعنى آن پیامى که در دیدگاه گزاره‏اى مطرح بود، این جا نیز مطرح است، در عین حال آن پیام با هر قالبى منتقل نشده، بلکه با به کارگیرى کلمات و الفاظ و دستور زبان معیّنى به پیغمبر منتقل شده است. لذا وحى، فعل گفتارى خدا مى‏شود. به این ترتیب وحى ذاتا در مقام صدور از جانب خداوند، یک سرشت زبانى مقید به یک زبان معین پیدا مى‏کند.

ارکان وحى در دیدگاه فعل گفتارى

ارکان چنین شکلى از وحى چهار چیز است: خدا، پیامبر، فعل نفس گفتار، فعل ضمن گفتار. فعل بعد گفتار از ارکان و ذات وحى نیست؛ زیرا فعلى است که متفرّع بر سخنان گوینده بوده و حالات، اعمال یا اندیشه‏هایى است که در ذهن مخاطب به وجود مى‏آید از این رو متالّهانى چون نیکولاس و لتراسترف بر آن تصریح و تأکید نموده و گفته‏اند: «فعل بعد گفتار فعلى است که متفرّع بر فعل نفس گفتار و ضمن گفتار بوده، به دنبال آن‏ها حاصل مى‏شود، هر چند لازمه چنین برداشتى از وحى، تجربه است و تجربه نیز اجتناب‏ناپذیر است، ولى در این‏جا تجربه دیگر مقوّم حقیقت و سرشت وحى تلقى نمى‏شود، بلکه مقوّم آن، دو رکن از ارکان فعل گفتارى است. این چکیده سخن در دیدگاه سوم است.

اصل این دیدگاه یعنى به کارگیرى تئورى «آستین» درباره وحى، از یکى از متألّهان الهیات اصلاح شده در مسیحیت، به نام «نیکولاس ولترسترف» است. ایشان همان سخن را آورده و گفته است: «وحى عبارت است از تکلّم الهى» و تکلّم هم طبق تئورى آستین «فعل گفتارى» متکلّم است. تفصیل این سخن در کتاب «وحى و افعال گفتارى» از آقاى على‏رضا قائمى‏نیا آمده است.(6)

ـ آیا ضابطه و ملاکى براى داورى میان سه دیدگاه یاد شده هست؟

ما با این سه دیدگاه روبه‏رو هستیم؛ حال باید دید شیوه داورى و ضابطه‏اى که بر اساس آن بتوانیم بعضى دیدگاه‏ها را تخطئه و بعضى را تصحیح کنیم و بپذیریم چیست؟

اساسا درباره وحى و چیستى آن، آیا ما به خودى خود و صرف نظر از تعالیم انبیا راهى براى داورى داریم یا نه؟ و اگر به خودى خود راهى نداریم، در این صورت در مقام عمل سراغ چه چیزى باید برویم؟

در این جا شایسته است به این نکته بپردازیم که آیا در برابر این دیدگاه‏ها و در مقام داورى ـ صرف نظر از تعالیم انبیا و ادیان ـ ملاکى براى ترجیح داریم یا خیر؟ سپس اگر نظرا ملاکى براى داورى و ترجیح نداریم، در عمل چه باید کنیم؟

________________________________________

1. J.L.Astin.

2. Locutionary act.

3. illocutionry.

4. Perlocutionary act.

5. John searl.

6. ر.ک: علیرضا قائمى‏نیآ وحى و افعال گفتارى، ص 80 به بعد.

7. آنالوژى (analogies).

8. ر.ک: رضا حاج ابراهیم، «نگاهى بر بسط تجربه نبوى»، ص 16 به بعد.

9. همان، ص 17.

10. ر.ک: ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهى، ص 192 به بعد.

11. ر.ک: رضا حاج ابراهیم، نگاهى بر بسط تجربه نبوى، ص 18.

12. همان، ص 19.

13. قدر (97): 1.

14. دخان (44): 1 ـ 3.

15. اسراء (17): 106.

16. فرقان (25): 32.

17. نساء (4): 82.

18. شعراء (26): 193 ـ 194.

19. ر.ک: المیزان، ج 2، ص 15 ـ 18.

20. شورى (42): 7.

21. زخرف (43): 1 ـ 4.

22. یوسف (12): 2.

23. طه (20): 13.

24. نجم (53): 3 ـ 4.

25. بسط تجربه‏ى نبوى، ص 16.

26. ماهنامه آفتاب، شماره 15، صفحه 70.

27. بقره (2): 185.

28. تفسیر موضوعى قرآن کریم، آیت اللّه جوادى آملى، ج 1، ص 71 ـ 72.

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( یکشنبه 88/3/24 :: ساعت 4:0 عصر )
»» نشانه های امام مهدی(عج) در کلام علوی

نشانه های امام مهدی(عج) در کلام علوی

دکتر سید مرتضی موسویگرمارودی مهدویّت و نجات بشریت توسط یک منجی آسمانی در تمامی ادیان الهی وجود داشته و دارد. در حوزة اسلام نیز این عقیده در بین همه فرق اسلامی کما بیش مطرح است. همچنین این مسأله در گسترة معارف شیعه امامیّه از چنان جایگاه والایی برخوردار است که همة اصول و فروع دین به نحوی به آن وابستگی دارد. تنها افزون از ششصد حدیث نسبت به غیبت و قیام حضرت خاتم الاوصیاء(ع) از ائمه معصومین(ع) صادر گردیده است. این احادیث جدا از حجم انبوه روایاتی است که دربارة شخص و شخصیّت حضرت بقیةالله (عج)، اعم از اسم و رسم و تولّد و سیرة عملی واجتماعی و مقام ومنزلت ظاهری و معنوی و نقش آن بزرگوار در دنیا وآخرت به ما رسیده است. 1 دربارة یکایک موضوعات فوق از سوی بزرگان شیعه آثار بسیاری در طول تاریخ تشیّع تألیف گردیده و به عنوان مثال در بحث غیبت و شبهات پیرامون آن از دوره شیخ صدوق(ره) و محمد بن ابراهیم نعمانی ـ دو تن از دانشمندان نامور شیعه در قرن چهارم که بهترتیب کتابهای «کمال الدّین و تمام النعمة» و «الغیبة» را نوشتند ـ تا عصر شیخ طوسی که او نیز در قرن پنجم کتاب دیگری با عنوان «الغیبة» به رشته تحریر درآورد و تا روزگار حاضر، عناوین بسیاری در این موضوع نوشته شده است.

اصولاً سه بحث مهدویّت، غیبت و قیام یا خروج امام مهدی(عج) با روایات رسول خدا(ص) در این موضوع آغاز شد و با گذشت زمان توسط ائمه معصومین (ع) تکمیل گردید و با تغییر اوضاع اجتماعی وسرخوردگیهای امت از ظلم خلفای جور، قوّت و شدّت یافت.

امت که ظهور مصلحی بزرگ برای نجات اسلام و مسلمین را انتظار میبرد، این روایات را نصب العین خود قرارداد.

با سقوط بنیامیّه و روی کار آمدن بنیعباس که با شعار فریبندة «الرّضا من آل محمّد» اعتماد مردم را برای مدّتی کوتاه به خود جلب کردند، امید تودههای محروم به ظهور دولت حقّه بیشتر شد. در این برهه با خلفا با بهرهگیری از حربه تزویر و به منظور سوء استفاده از احساسات و اعتقادات مردم در زمینة ظهور منجی اسلام، القاب حضرت ولیّ عصر و به ویژه لفظ «مهدی» را بر خویش و خلیفهزادگان خود مینهادند و به دروغ ادّعای مهدویت میکردند، مانند منصور، هادی، مهدی، و ... و البّته به زودی و با جنایاتی که این ستمپیشگان در حق خاندان پیامبر(ص) اعمال کردند، اعتماد مردم از ایشان سلب شد. شاعری در دورة بنیعباس میگوید:

یا لیت جور بنی مروان عادلنا یا لیت جور بنی العباس فی النّار ایکاش ستم بنیامیّه باز گردد و ظلم بنی عباس بهدوزخ واصل شود!

در این دوره با پرسش مکرّر شیعیانی روبرو میشویم که از امام معصومِ عصر خود میپرسیدند: آیا شما آن «قائمآل محمّد» هستید که پیامبر وعده فرموده است؟ اگر هنر را بازتاب فرهنگ و اعتقادات هر عصری بدانیم، ملاحظه میکنیم که این انتظار در آینة هنر انعکاس بیشتری دارد و کمتر شاعری شیعی در این مقطع تاریخی است که ظهور و قیام امام مهدی (عج) را در آثار واشعار خود نداشته باشد. از جمله میتوان به شاعرانی نظیر کمیت، سید حمیری و دعبل خُزاعی اشاره کرد که فرد اخیر در دورة امام رضا (ع) میزیسته و قصیدة تائیّة مشهور و جاودان خود را برای اوّلین بار بر آن حضرت عرضه کرده است. وی در این قصیده میگوید:

 

        خروج امام لا محالة خارج یمیّز فینا کلّ حقٍ و باطلٍ و یجزی علی النّعماء و النقمات

        یقوم علی اسم الله و البرکات و یجزی علی النّعماء و النقمات و یجزی علی النّعماء و النقمات

ظهور و قیام پیشوایی که بیتردید و قطعاً در پرتو اسم اعظم الهی و برکات آن قیام خواهد کرد و بر اساس عدل و قسط، بین حق و باطل جدایی میافکند و پاداش در خور نعمت ونقمت، برای اهل آن خواهد داشت.

هنگامی که دعبل به این ابیات رسید و آنرا خواند، حضرت رضا (ع) به شدّت گریست و فرمود:

ای خزاعی .. این دو بیت را روح القدس بر زبان تو جاری کرده است. آیا میدانی که آن امام کیست و چه زمانی قیام خواهد کرد؟ دعبل عرضه داشت: نه سرورم، جز اینکه از اهل آن شنیدهام که امامی از شما ـ خاندان وحی و رسالت ـ به پا خواهد خاست و زمین را از تباهی و فساد پاک نموده، آنرا همانگونه که از ظلم سرشار شده از عدل سرشار خواهد ساخت.

امام رضا(ع) فرمود:

ای دعبل! امام پس از من پسرم محمّد است و پس از او پسرش علی و پس از او پسرش حسن و پس از او پسرش حجّت قائمی است که در غیبتش انتظار برده میشود و پس از ظهورش، فرمانش را اطاعت میکنند. اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانَد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت که او ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر کند، همانطور که از ظلم و ستم انباشته شده است و ... 2 در بین روایاتی که از ائمه معصومین(ع) دربارة حضرت مهدی (عج) آمده روایات حضرت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) ویژگی خاصی دارند. این ویژگی را در دو جهت میتوان بررسی کرد:

اوّل: شخصیت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(س) دوّم: فاصلة زمانی آن حضرت تا امام مهدی و اِخبار غیبی امیرمؤمنان(ع) در مورد اوّل باید توّجه داشت امام علی بن ابیطالب (ع) سیّد الاوصیاء است. او در دامان پیامبر(ص) رشد یافته و اوّلین کسی است که اسلام آورده و از سرچشمة وحی سیراب گشته است.

از این رو با توجه به کمالات و فضایلی که ویژه امام علی امیرمؤمنان(ع) میباشد و همه روشنگر رفعت وبلند مرتبگی وجود مقدّس علوی است، ارزش و اهمیّت اِخبار آن گرامی نسبت به خصائص و امتیازات فرزند ارجمندش حضرت ابا صالح المهدی(عج) آشکار میشود.

امّا در بعد دوّم و از منظر فاصلة زمانی دوران امیر مؤمنان علی(ع) و روزگار حضرت بقیةالله (عج) باید گفت:

همانطور که بیانات رسول خدا(ص) نسبت به حوادث آینده، اِخباری غیبی است که از وحی الهی سرچشمه گرفته است، حضرتعلی(ع) نیز با بهرهگیری از علم پیامبر(ص) اَخباری غیبی فرموده که بسیاری از آنها در ظرف زمان خود قرار گرفته، واقع گردیده است، از جمله واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و شهادت میثم تمّار بدست ابن زیاد و نحوة آن، و استیلاء بنی عبّاس، و بنای شهر بغداد وخصوصیّات آن، و انقراض عبّاسیان به دست مغول و ...

بنابراین اِخبار آن حضرت راجع به حضرت مهدی (عج) نیز که دویست و چند سال قبل از تولّد آن حضرت بیان شده از شمار مغیبات بوده و حائز اهمیت فراوانی است.

باید توجّه داشت که اهتمام امام علی بن ابیطالب(ع) به بیان خصائص شخصی و شخصیّتی حضرت بقیةالله (عج) و شیفتگی آن گرامی نسبت به امام مهدی (ع) صرفاً یک شیفتگی احساسی و مبتنی بر رابطه پدری و فرزندی نیست، بلکه این تعلّق و توجّه اوّلاً از کمالات بیکرانة آن طاووس اهل بهشت سرچشمه میگیرد که رسول خدا(ص) در آخرین لحظات عمر شریفش با عباراتی نظیر: «پدر و مادرم به فدای آن کسی که انوار قدس از لباسهایش متشعشع است» او را میستاید ... کمالاتی که از آباء طاهرین آن حضرت بلکه از همه انبیاء یکجا در او فراهم آمده و تجلّی و ظهور یافته است، چنان که در توصیف آن سرور آمده است که دارای صولت حیدری و حلم حسنی و شجاعت حسینی و ... است و آنچه خوبان همه دارند، او به تنهایی دارد.

راز دیگر محبّت و عنایت علوی به وجود اقدس امام ابا صالح المهدی(ع) نشأت گرفته از آن است که تنها اوست که مجاهدات همة انبیاء و اولیاء بویژه جهاد عظیم حضرت خاتم الانبیاء وامیرمؤمنان و ائمه اطهار(ع) را در برپایی دین خدا و گستردن عدل و قسط در عرصه زمین به نتیجه و ثمر میرساند و به عبارت دیگر، تنها به دست اوست که دین در تمام ابعاد واقعیاش، مجال ظهور و بروز و اجرا مییابد.

نمونهای از آنچه آن بزرگوار درباره غیبت و قیام و شخصیت حضرت ولیعصر(عج) فرموده به شرح زیر است:

راز ولادت پنهانی و غیبت:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): ان القائم منا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته و یَغیبُ شَخْصُه.

امام علی بن ابیطالب(ع) فرمود:

هنگامی که قائم ما بپا میخیزد، بیعتی از هیچکس بر عهده ندارد و از همین روست که ولادتش پنهان میباشد وغیبت اختیار میکند!

] مأخذ: ترجمه اعیان الشیعه، بخش حضرت مهدی (ع)، صفحه 141 [ وضعیّت شیعیان در روزگار غیبت و ارزش پایداری بر ایمان:

قال علی(ع):

للقائم منا غیبة امدها طویل کأنّی بالشّیعة یجولون جولان النعم فی غیبته یطلبون المرعی فلا یجدونه الا فمن ثبت منهم علی دینه و لم یقس قلبه لطول امد غیبته امامه فهو معی فی درجتی یومالقیمة.

امام علی(ع) فرمود:

برای قائم ما خاندان غیبتی است طولانی؛ گویا شیعیان را میبینم که در غیبت او چون چرندگانی در جستجوی چراگاه سرگردانند؛ آگاه باشید هر کس از آنان که بر دین خود پایدار بماند و درازی مدّت غیبت پیشوایش، قلب او را به قساوت واندارد، او در رستاخیز همراه من و در درجه من خواهد بود.

]مأخذ: کمال الدین و تمام النعمة، نسخه مترجم، جلد 2، صفحه 421 [ داوریهای نادرست نسبت به امام:

قال الامام علی(ع): صاحب هذا الامر من ولدی هو الذی یقال ماتَ او هلک فی ایّ وادٍسلک.

امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب(ع) فرمود: صاحب الامر (صاحب این امر) از فرزندان من است. اوست همان کسی که در خصوصش گویند: در گذشته یا نابود گشته! یا آنکه (اگر زنده باشد) معلوم نیست به کدام سرزمین رفته است!

] مأخذ: غیبت نعمانی [ تصدّی امر ولایت و تقدیر به اذن خداوند:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): ان لیلة القدر فی کل سنة و انَّهُ ینزل فی تلک اللّیلة امرُ السّنة ولذلک الامر وُلاةٌ من بعد رسولالله صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم؛ (هُم) انا و احد عشر من صلبی ائمة محدثون.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود:

همانا در هر سال شب قدر وجود دارد و در آن شب مقدّرات سال آینده نزول مییابد، و موضع نزول نیز والیانی هستند که پس از رسول خدا(ص) عهدهدار امر ولایتند، و نخستین ایشان منم و سپس یازده فرزندم، پیشوایانی که فرشتگان با ایشان سخن گویند.

] مأخذ: ترجمه اعیان الشیعه، بخش حضرت مهدی (ع)، صفحه 142 [

آرزومندی برای ظهور:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): فَیَا ابنَ خیرةِ الاِماء! مَتی تنتظرُ؟ ابشر بنصر قریب من ربرحیم.

امیرمؤمنان علی(ع) پس از پایان پیکار نهروان در ضمن سخنانی که ایراد کرد، فرمود:

ای فرزند بهترین بانوان !3 تا کی برای دریافت فرمان ظهور از جانب خداوند، انتظار خواهی برد؟ بیا! و به پیروزی بزرگ و نزدیک از سوی پروردگار مهربان بشارت ده.

] مأخذ: ینابیع المودة، قندوزی حنفی، صفحه 512 [ ویژگی امام و یارانش:

قال الامام علی بن ابیطالب(ع): سیأتی الله بقوم یحبهم الله و یحبونه و یملک من هو بینهم غریب، فهو المهدی.

امام امیرمؤمنان علی(ع):

بزودی خداوند مردمی را میآورد که آنان را دوست میدارد و آنان نیز خدا را دوست دارند و بزرگمردی که میان آنان غریب و ناشناخته است، فرمانروا و زمامدار امور میگردد و آن وجود گرانمایه حضرت مهدی(ع) است.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 5، صفحه 91 [ جایگاه عترت پیامبر و منزلت مهدی (ع):

قال علی(ع): فنحن انوار السموات و الارض و سفن النجاة و فینا مکنون العلم و الینا مصیر الامور و بمهدیّنا تقطع الحجج، فهو خاتم الائمّة ومنقذالامّة و منتهی النور و غامض السّرّ.

امام امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) فرمود:

ما نور آسمانها و زمین و کشتیهای نجاتیم، دانش در ما نهان است و ما گنجینة آنیم، بازگشت امور بسوی ماست و به مهدی ما حجّتهای الهی تمام میگردد. او آخرین امام معصوم، رهاییبخش امّت، غایت نور امامت و راز پیچیده آفرینش است.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 3، صفحه 54 [ قطعیّت ظهور:

قال الامام علی بن ابیطالب(ع): یظهر صاحب الرایة المحمدیّة و الدولة الاحمدیّة، القائم بالسیف و الحال الصادق فی المقال، یمهد الارض ویحیی السنة و الفرض.

امیرالمؤمنین امام علی(ع) فرمود:

پرچمدار رایت محمّدی و دولت احمدی(ص)، همان بر پا خیزنده به شمشیر عدل و آن نیکوکردار راست گفتار سرانجام ظاهر خواهد شد؛ تا زمین را برای استقرار عدالت مهیّا و سنّتها و واجبات الهی را زنده سازد.

] مأخذ: امام مهدی(ع) از ولادت تا ظهور، صفحه 122 [ اقبال همگانی به امام:

قال امیرالمؤمنین علی(ع): اذا نادی مناد من السماء: ان الحق فی آل محمد فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس یشربون ذکره فلا یکون لهم ذکر غیره.

امام امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

آنگاه که آن فریادگر از آسمان ندا دهد که حقّ در پیروی از آل محمّد است، ناگاه نام مقدّس مهدی بر زبانها میافتد، مردم هماره از او یاد میکنند وجز نام او سخن دیگری بر زبانها نباشد.

] مأخذ: معجم احادیث المهدی(ع)، جلد 3، صفحه 35 [ فرمان آسمانی به اطاعت امام:

قال الامام علی(ع): ... یقول جبرئیل فی صیحته: یا عبادالله! اسمعوا ما اقول: ان هذا مهدی آل محمّد، خارج من ارض مکّة فاجیبوه!

امام امیرمؤمنان(ع) فرمود: (هنگام ظهور) جبریل در ندای آسمانی خویش میگوید: ای بندگان خدا! آنچه را میگویم بشنوید؛ این مهدی آل محمّد است که از مکّه ظهور کرده است، پس او را پاسخ گویید و اطاعتش نمایید.

] مأخذ: الزام الناصب، جلد 2، صفحه 200 [ مهدی(ع)، میراثدار انبیاء:

قال الامام امیرالمؤمنین(ع): المهدی من ذرّیتی یظهر بین الرکن و المقام. علیه قمیص ابراهیم و حُلّة اسماعیل و فی رجله نعل شیث و الدلیل علیه قول النبی(ص): عیسی بن مریم ینزل من السماء و یکون مع المهدی من ذرّیتی.

امام امیرمؤمنان(ع) فرمود:

مهدی(عج) از فرزندان من است. در مسجدالحرام از بین رکن یمانی و مقام ابراهیم آشکار میشود. پیراهن ابراهیم را در بر دارد و جامه اسماعیل را بر اندام و پای افزار شیث را به پای. نشانه وجود گرانقدر او سخن پیامبر(ص) است که فرمود: عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید و همواره همراه فرزندم مهدی خواهد بود.

] مأخذ: اثبات الهداة، جلد 7، صفحه 45 [ امام مهدی(عج) ، فرزند حسن و از نسل حسین:

قال الامام امیرالمؤمنین(ع): الا و ان المهدی یطلب القصاص ممن لا یعرف حقنا و هو الشاهد بالحق و خلیفةالله علی خلقه، اسمه کاسم جده رسولالله(ص) ابنالحسن بن علی(ع) من ولد فاطمه من ذریة الحسین ولدی!

امام امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

آگاه باشید همانا مهدی از آنانکه حق ما ـ خاندان پیامبر ـ را نشناسند، انتقام خواهد گرفت. او گواه حق و خلیفه خداوند بر مردم است. او همنام جدّش رسول خداست و فرزند امام حسن بن علی العسکری، و از فرزندان فاطمه زهرا و از نسل فرزندم حسین(ع) میباشد.

] مأخذ: الزام الناصب، جلد 2، صفحه 200 [

مهدی(ع)، نهمین نواده حسین(ع):

امام ابو الحسن الرّضا از امیرالمؤمنین علی(ع) چنین میگوید که به فرزندش حسین(ع) فرمود:

نهمین ذرّیّة تو به حق قیام میکند و دین را پایداری و عدالت را گسترش میدهد.

امام حسین(ع) عرضه داشت: ای امیرمؤمنان! آیا آنچه فرمودی تحقّق خواهد یافت؟ حضرت فرمود: آری، به خداوندی که محمّد(ص) را به رسالت برانگیخت و او را بر همه آفریدگان برتری داد، این امر واقع خواهد شد، امّا پس از غیبت بزرگ او وضعیّتی پیش خواهد آمد که جز دوستان با اخلاص و مؤمنان پاک سرشت که نور ایمان و محبّت ما در صفحه ضمیرشان نقش بسته، کسی در باور دینی خود پایدار نمیماند.

] مأخذ: ترجمه جلد 13 بحارالانوار، صفحه 334 [

هنگامه ظهور و فراخوان یاران:

از سخنان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در نهجالبلاغه شریف اوست کهفرمود:

آنگاه که وضع زندگی مردم به آنجا برسد که از هر جانب ستم و آشوب روی دهد، آن سیّد بزرگوار و سرور عالی مقدار ظاهر میگردد و بر اریکه حکمرانی قرار میگیرد. یاران وی از هر سو چون پارههای ابر بهم پیوسته پیرامونش فراهم میآیند. او و پیروانش بر دین حق پایدار میمانند.

] مأخذ: نهجالبلاغه فیض الاسلام، صفحه 1192 [

________________________________________

1- معجم احادیث الامام المهدی و نیز جلدهای مربوط به زندگی امام مهدی (عج) از کتاب شریف بحار الانوار .

2- اکمال الدین ج 2 ص 372 و فرائد السمطین ج 3 ص 337.

3- خیره الاماء به معنای بهترین کنیزان میباشد که در اینجا برای تعظیم و تجلیل ، بهترین بانوان ترجمه شده است .

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( شنبه 88/3/23 :: ساعت 11:0 صبح )
»» مهدویت و رسالت نهادهاى فرهنگى

چطور مى‏توان یک نفر را با این فضا آشنا کرد؟

با توجه دادن، با خواندن آیات، روایات و البته پس از اثبات خدا و پیامبر اسلام (ص)، با این همه روایات که در موضوع مهدویت میان اهل تسنن و تشیع است; و نه با صرف دعاى ندبه خواندنى و لقلقه زبان باشد . فرهنگ مهدویت را باید انتقال داد . در جلسات دعاى ندبه کسانى هستند سى سال است مى‏آیند ولى با اندک شبهه‏اى منحرف مى‏شوند .

بنابراین شناخت‏حضرت مهدى (ع) - این ولى خدا که قیام بالسیف خواهد کرد - و همچنین شناخت نقش، ارزش و عظمت آن حضرت و آشنایى با آیاتى که به ایشان تاویل شده، بشاراتى که قبلا همه ادیان به ایشان داده‏اند و ... اینها خیلى مهم است . نظراتى که علما دارند اینها را باید در جامعه گفت . کتاب‏هاى خوب باید نوشت . «موعود» خوب باید نشر کرد، مطالب خوب فرهنگى و عمیق و نه سطحى و زودگذر .

ادامه مطلب...

نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( چهارشنبه 88/3/20 :: ساعت 4:0 عصر )


»» حکمت غیبت امام زمان (عج )

حکمت غیبت امام زمان (عج )

اگر شیعیان بر این باورند که امام زمان آن ها وجود دارد، ولی غایب است ، چرااز مکان زندگی اش خبر ندارند و پس از گذشت حدود 1200 سال ، هیچ گونه اثری از وی آشکار نمی شود؟ این در حالی است که خداوند «جل ّوعلی » از چنین کاری به دور است و غیبت امام با حکمت و تدبیر الهی ، منافات دارد؟

باید گفت :

1. نه تنها علما و راویان شیعه به وجود امام زمان اعتقاد دارند، بلکه بر اساسروایت های فراوانی که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) رسیده است ، علمای اهل سنّت نیز موضوع مهدویّت را قبول دارند. باری ، مهدویت از موضوع هایی است که همه بر آن اجماع نظردارند. در روایت آمده است که حضرت مهدی از فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است . پس از آن که مدتی امامت اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) قطع می گردد و زمین را ستم فرا می گیرد،مردی از اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) به نام مهدی (عج ) خروج می کند و به اذن و بَعث الهی ،زمین را از عدل و داد پُر می سازد. هر کس که او را درک و پیروی کند، در شمار هدایت شدگان قرار خواهد گرفت . این کار در زمانی رخ خواهد داد که امّت به 73 دسته تقسیم شده باشند. در این میان ، تنها یک فرقه از آنان به بهشت وارد می شود و دیگران به دوزخ خواهند رفت . از میان این روایت ها به این موارد می توان اشاره کرد:

در صحیح ابی داود به سند خود از ام سلمه آمده است :

قالت : سمعت رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله ) یقول : المهدی من عترتی من ولد فاطمة .[1]

ام سلمه می گوید: از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) شنیدم که می فرماید: مهدی از عترت من و فرزندان فاطمه است .

در کنزالعمال چنین آمده است :

عن علی (علیه السلام) قال : المهدی رجل منّا من ولد فاطمة .[2]

امام علی (علیه السلام) فرمود: مهدی ، مردی از ما اهل بیت و از فرزندان فاطمه است .

سیوطی نیز در «الدرّ المنثور» در تفسیر سوره ی محمد آورده است :

أخرج ابن ابی شیبه عن ابی سعید الخدری قال : قال رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله ) یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیاً.

ابی سعید خدری از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) نقل کرده است که مردی از اهل بیت من درآخرالزمان خروج می کند و این در حالی است که فتنه ها فراگیر و بخشش او گسترده می شود.

هم چنین صحیح ابی داود در کتاب «المهدی (علیه السلام) » به سند خود از ابی الطفیل ازعلی (علیه السلام) ، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) روایت کرده است که فرمود:

لم یبق من الدهر الا یوم لبعث اللَّه رجلاً من اهل بیتی یملاها عدلا کما مُلئت جوراً.[3]

دنیا به پایان نمی رسد مگر این که روزی فرا رسد که خداوند مردی از اهل بیت مرا (به ولایت مردم ) برمی انگیزد و او دنیا را هم چنان که از ظلم و جور پر شده است ، از عدل وداد پر خواهد کرد.

متقی هندی در کنزالعمال از پیامبر(صلی الله علیه و آله ) روایت می کند که فرمود:

کیف أنت یا عوف اذا افترقت علی ثلاث و سبعین فرقه ، واحدة منها فی الجنة و سائرهن ّ فی النّار (الی أن قال ) ثم تجی ء فتنة غبراء مظلمة ثم تتبع الفتن بعضها بعضاً حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی فان أدرکته فاتبعه و کن من المهتدین .[4]

ای عوف ! تو چگونه هستی هنگامی که (امت من ) بر هفتاد و سه دسته جدا می گردند،تنها یک دسته به بهشت می روند و بقیه به دوزخ فرستاده می شوند (تا این جا که می فرماید) سپس فتنه ای تاریک و سخت فراگیر می شود و سپس هر فتنه ای ،فتنه ای دیگر را در پی دارد تا این که مردی از اهل بیت من می آید که به او مهدی گفته می شود. پس کسی که او را درک و تبعیت کند، از هدایت شدگان است .

2. افزون بر این روایت ها که دیدگاه موضوع را بیان می دارند، شمار فراوانی ازتاریخ نگاران و راویان اهل سنّت ، تولد آن حضرت را در کتاب های خود آورده و آن رایک واقعیت دانسته اند. برخی پژوهش گران بیش از صد تن از آنان را نام برده اند.[5] به این ترتیب ، وجود آن حضرت به اثبات می رسد؛ زیرا ایشان با تولد به وجود آمده است . برای اثبات این گفته ، به چند نمونه از این موارد اشاره می کنیم :

در کتاب «الزام الناصب » از عبداللَّه بن محمّد مطری حکایت شده است که شیخ جلال الدین عبدالرحمن أبی بکر سیوطی در کتاب «احیاء المیت بفضائل اهل البیت »می گوید: «همانا از ذریه ی حسین بن علی (علیه السلام) مهدی (عج ) در آخر الزمان مبعوث می گردد» تا این که می گوید: «پس امام اول ، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است » و نام ائمه رامی برد. سپس می گوید:

یازدهم از ایشان ، پسر اوست به نام «الحسن العسکری » و دوازدهم پسر اوست به نام «م ح م د»، القائم المهدی (عج ) و این که نصوص درباره ی دولت اسلامی او، ازپیامبر(صلی الله علیه و آله ) و از جدش ، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و از دیگر آباء و اجدادش که اهل شرف و مرتبت هستند، آمد و اوست که صاحب شمشیر است و قیام کننده ای است که درانتظار اویند.[6]

ابوالولید محمّد بن شحنة الحنفی در کتاب تاریخش به نام «روضة المناظر فی اخبارللاوائل و الاواخر» که در حاشیه ی کتاب «مروج الذهب » است ، چنین آورده است :

و ولد لهذا الحسن (یعنی الحسن العسکری (علیه السلام) ) ولده المنتظر ثانی عشرهم ویقال له المهدی (عج ) و القائم و الحجة ، محمّد ولد فی سنة خمس و خمسین ومأتین .[7]

و به دنیا آمد برای حسن (یعنی امام حسن عسکری (علیه السلام) ) فرزندش که انتظار کشیده می شود به عنوان دوازدهمین امام و به او مهدی ، قائم و حجّت گفته می شود. (م ح م د) در سال 255 ه¨ به دنیا آمد.

در کتاب «ینابیع المودة » نیز چنین آمده است :

ولد لابی محمّد الحسن مولود فسماه محمداً فعرضه علی اصحابه یوم الثالث و قال :هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم و هو القائم الذی تمتدّ علیه الاعناق بالانتظار فاذاامتلات الارض جوراً و ظلماً خرج فیملاها قسطاً و عدلاً.[8]

امام حسن عسکری (علیه السلام) صاحب فرزندی شد که او را محمد نامید و او را روز سوّم به اصحاب خویش نشان داد و فرمود: این امام شما پس از من و جانشین من بر شما است واو به پا خیزنده ای است که گردن های مردم در انتظار او کشیده می شود. هنگامی که زمیناز جور و ستم پر گردید، او خروج می کند و زمین را از عدل و داد پر می کند.

افزون بر این ها، روایت های دیگری نیز درباره ی ولادت آن حضرت در کتاب های تاریخی و حدیث آمده است . درباره ی زندگی حضرت مهدی (علیه السلام) پس از تولد، به سخن شیخ عبدالوهاب الشعرانی در مبحث 65 «یو اقیت الجواهر» اشاره می کنیم . وی در این گفتار می گوید:

همه ی شرایطی که شارع مقدس پیش از قیامت به آن خبر داده ، حق است . پس ناچاریم که همه ی آن شرایط واقع شود و از جمله ی آن ها خروج مهدی است ... او ازاولاد امام حسن عسکری (علیه السلام) است و هنگام تولد او، شب نیمه ی شعبان سال 255 ه¨ق است . او باقی است تا این که با عیسی بن مریم (علیه السلام) همراه شود؛ پس عمر او تاکنون که سال 958 هجری است ، 706 سال است .[9]

هم چنین شیخ سلیمان قندوزی در «ینابیع المودّة » می آورد:

درباره ی آیه ی «و جعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلّهم یرجعون »،[10] ثابت ثمالی از علی بن الحسین (علیه السلام) و او از پدرش و او از علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل می کند که در شأن نزول این آیه گفت : خداوند، امامت را تا روز قیامت در نسل حسین (علیه السلام) قرار داد و همانا برای قائم ما، دو غیبت است که یکی از آن ها، از دیگری طولانی تر است . پس هیچ کس امامت او را نمی پذیرد، مگر کسی که یقینش قوی باشد و شناخت درست داشته باشد.[11]

در باب دوازدهم کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان »، از ابی عبداللَّه بن حسین بن علی (علیه السلام) آمده است که فرمود:

برای صاحب این امر؛ یعنی مهدی (علیه السلام) دو غیبت وجود دارد که یکی از آن دو، طولانی می شود تا این که بعضی می گویند او مرده است و بعضی می گویند او رفته است . کسی از دوست و غیر دوست از جایگاهش ، خبری ندارد، مگر کسی که عهده دارخدمت گزاری اوست .[12]

3. حضرت مهدی (علیه السلام) در زمان حیات پدر بزرگوارش ، امام حسن عسکری (علیه السلام) دیده شده است . در این باره ، روایت هایی وجود دارد که از آن جمله به این روایت می توان اشاره کرد.

شیخ سلیمان قندوزی در «ینابیع المودة » می آورد:

خادم فارسی گفت : من در خانه بودم ، کنیزی از خانه بیرون آمد و همراه او چیزی بودکه تکان می خورد. پس ابو محمّد (امام حسن عسکری (علیه السلام) ) به او فرمود: آن چه راهمراه توست ، آشکار کن . در این هنگام ، پسر بچه ای سفید و نیکو روی ، ظاهر شد.پس حضرت عسکری (علیه السلام) فرمود: این امام شماست پس از من و تو آن را پس از این نمی بینی .[13]

روایت دیگری وجود دارد که گواهی معتبری بر ادّعای دیدن آن حضرت پیش ازغیبت صغری به شمار می رود. حسن بن ایّوب بن نوح (از نمایندگان امام هادی (علیه السلام) )می گوید: ما که چهل نفر از اصحاب امام عسکری (علیه السلام) بودیم ، برای پرسش از امام بعدی به محضر امام عسکری (علیه السلام) رفتیم . در مجلس آن حضرت ، عثمان بن سعید عَمْری (یکی از نمایندگان امام زمان (علیه السلام) ) برخاست و عرض کرد: می خواهم از موضوعی بپرسم که درباره ی آن از من داناتری . امام (علیه السلام) فرمود: بنشین . عثمان با ناراحتی خواست از مجلس بیرون برود. حضرت فرمود: هیچ کس بیرون نرود. کسی بیرون نرفت . پس از مدتی ،امام (علیه السلام) عثمان را صدا زد. او برخاست . حضرت فرمود: می خواهید به شما بگویم که برای چه به این جا آمده اید؟! همه گفتند: بفرمایید. فرمود: به این جا آمده اید تا از حجّت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلی . در این هنگام ، پسری نورانی هم چون پاره ی ماه که شبیه ترین مردم به امام عسکری (علیه السلام) بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود:

این امام پس از من و جانشین من در میان شماست . از فرمان او پیروی کنید و پس ازمن اختلاف نکنید؛ زیرا در این صورت ، هلاک خواهید شد و دین تان تباه می گردد.[14]

پس از روایت ها برمی آید که آن حضرت تا پیش از غیبت صغری ، دیده شده ، ولی درزمان غیبت صغری و کبری ، از دیده ها پنهان گشته است . این هم از امور مسلّم است که ایشان در طول غیبت صغری به وسیله ی نمایندگان خویش ـ که چهار نفر بودند ـ با مردم ارتباط داشته اند و برخی که نام هایشان نیز در کتاب های شیعه ثبت شده است ، به خدمت ایشان مشرّف شده اند.[15]

4. هر چند حضرت مهدی (علیه السلام) غایب است ، ولی آثار او آشکار است ؛ زیرا بسیاری ازشیعیان پیاپی خدمت آن حضرت مشرّف می شوند.[16] افزون بر آن ، در روایت هایی که اهل سنّت نیز به آن اقرار کرده اند، چگونگی بهره گیری مردم از وجود آن حضرت بیان شده است .

از آن جمله صاحب «ینابیع المودة » این گونه نقل می کند:

اخرج الشیخ الحموینی فی فراید السمطین بسنده عن سلیمان الاعمش ابن مهران عن جعفرالصادق عن ابیه عن جدّه علی ّ بن الحسین (علیه السلام) قال : نحن ائمة المسلمین ، و حجج اللَّه علی العالمین و... ثم قال : و لم تخل منذ خلق اللَّه آدم (علیه السلام) من حجة اللَّه فیها، أما ظاهر مشهور أوغائب مستور، و لا تخلو الارض الی ان تقوم الساعة من حجة و لولا ذلک لم یعبداللَّه . قال سلیمان : فقلت لجعفر الصادق (علیه السلام) : کیف ینتفع الناس بالحجة الغائب المستور؟ قال : کما ینتفعون بالشمس اذا سترها سحاب .[17]

علی بن حسین (علیه السلام) فرمود: ما امامان مسلمانان هستیم و حجّت های خداوند بر همه ی جهانیان .سپس فرمود: از زمانی که آدم (علیه السلام) آفریده شد، زمین از حجّت خدا تهی نمانده است ، که آن حجّت یاظاهر مشهور بوده است یا غایب در نهان و زمین از حجّت تهی نمی ماند تا زمانی که قیامت برپا گردد؛زیرا اگر چنین نبود، کسی خدا را نمی پرستید.

سلیمان اعمش (راوی این روایت ) می گوید:

از امام جعفر(علیه السلام) پرسیدم : چگونه است بهره بردن مردم از حجّت خدایی که غایب وپنهان است ؟ فرمود: هم چنان که مردم از خورشید پشت ابر بهره می برند. این بهره مندی از حجّت خداوند باید به گونه ای باشد که امام باقر(علیه السلام) به یزید بن معاویة العجلی درتفسیر آیه ی 200 آل عمران فرمود:

یا ایها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا؛

یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر کنید بر ادای واجبات و بردبار باشید بر آزاررسانیدن دشمنان تان و خودتان را با امام تان مهدی منتظر پیوند دهید.[18]

سید محمد صادق موحد ابطحی

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. صحیح ابن داود، ج 27، ص 134؛ صحیح ابن ماجه ، ابواب الفتن ، باب خروج مهدی ؛ مستدرک الصحیحین ، حاکم نیشابوری ، مطبعة مجلس دائرة المعارف نظامیه ، ج 4، ص 557؛ میزان الاعتدال ، ذهبی ،مصر، مطبعة سعادت ، سال 1325، ج 2، ص 24.

[2]. کنزالعمال ، ج 7، ص 261.

[3]. صحیح ابی داود، ج 27، کتاب المهدی (عج ).

[4]. کنزالعمال ، ج 6، ص 44.

[5]. منتخب الاثر، لطف اللَّه صافی گلپایگانی ، ص 427.

[6]. همان ، ص 427.

[7]. روضة المناظر فی اخبار الاوایل و الاواخر، ابوالولید محمد بن شحنة الحنفی ، مصر، الازهریة ، 1303، ج 1،ص 294.

[8]. ینابیع المودة ، شیخ سلیمان قندوزی (متوفی 1294)، بیروت ، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات ، ص 460.

[9]. یواقیت الجواهر، شیخ عبدالوهاب شعرانی ،، مصر، مطبعة الازهر، 1307، ج 2، ص 145.

[10]. زخرف ، 28.

[11]. ینابیع المودة ، ص 427.

[12]. البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان ، متقی هندی ، به نقل از: منتخب الاثر، ص 315.

[13]. ینابیع المودة ، ص 461.

[14]. همان ، ج 3، صص 123 و 125.

[15]. منتخب الاثر، صص 468 ـ 472. وی نام 304 نفر را آورده است .

[16]. همان ، صص 499 ـ 511.

[17]. ینابیع المودة ، ص 477.

[18]. ینابیع المودة ، ص 421. برای آگاهی بیش تر ر.ک : البراهین الاثنی عشر علی وجود الامام الثانی عشر،سیدطیّب موسوی جزایری ، انتشارات دارالکتاب جزایری .

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( سه شنبه 88/3/19 :: ساعت 11:0 صبح )
»» مهدویت و رسالت نهادهاى فرهنگى

مهدویت و رسالت نهادهاى فرهنگى

با تشکر از اینکه وقت‏خود را در اختیار مجله قرار دادید لطفا به عنوان اولین سؤال بفرمایید که ضرورت بحث راجع به حضرت مهدى، علیه السلام چیست؟

مساله مهدویت و بحث کردن راجع به حضرت مهدى، علیه السلام، در حقیقت مربوط به حوادث آینده است و نوعى پیشگویى و آینده‏نگرى است و آینده‏نگرى هم از حیاتى‏ترین مسایل بشرى است . مى‏دانید که انسان بین گذشته، آینده و اکنون قرار دارد . اگر آینده‏اش را از او بگیریم یعنى دیوارى از بتن آرمه میان او و آینده‏اش بکشیم; هیچ نداند که در آینده، سرنوشت‏خودش و انسان‏هاى همراه خودش چه خواهد شد، همین الآن مى‏ایستد و به زمین مى‏خورد و مرگش فرا مى‏رسد . اگر گذشته را هم از او بگیریم همین طور مى‏شود .

پس آینده‏نگرى یک ضرورت اساسى است‏براى کل بشریت . از این روست که شما مى‏بیند در جامعه‏هاى غیراسلامى کسانى نظیر تافلر، فوکویاما و ... به نظریه‏پردازى در مورد آینده و آینده‏نگرى پرداخته‏اند . و حتى براى کشورها طرح‏هایى مى‏دهند; براى اقتصاد، براى جنگ، براى مسایل زیست محیطى و ... همچنین طرح‏هایى مى‏دهند که مثلا در بیست‏سال آینده چه خواهد شد .

در درون جامعه مذهبى هم مساله آینده پس از اثبات خدا و پیامبر مساله‏اى حیاتى است . به خاطر این هم هست که ما بیشترین روایات را راجع به حضرت مهدى (ع) داریم و بیشترین توجهات مشخص پیامبر به حضرت مهدى (ع) بوده است . در حدیث لوح از اسرار آل محمد (ع) حضرت مهدى (ع) مطرح مى‏شود . حضرت رضا (ع) در آن جلسه که دعبل شعرش را مى‏خواند هم این مساله را مطرح مى‏کند و ائمه اطهار (ع) همگى همینطور این بحث را مطرح مى‏کرده‏اند . آیت الله آقاى مظاهرى یک وقتى در برنامه‏هاى بعدازظهر جمعه‏شان گفتند: ما 6000 حدیث درباره مهدویت داریم، در حالى که این تعداد حدیث درباره نماز نداریم و چیزى حدود 4000 حدیث در این زمینه بیشتر نداریم . البته ما هنوز به یک استقصاى کاملى درباره این مقوله نپرداخته‏ایم . ایشان هم شخص محقق و متتبعى است و مى‏شود به سخنان ایشان اعتماد کرد .

مى‏دانید که دین ما ناتمام گذاشته شد; یعنى به تمام و کمال رسید ولى در اجرا ناتمام ماند . تبیین واقعیت‏ها و ابعادش و اجرایش مربوط به حضرت مهدى (ع) است که در آینده مى‏آیند . اصلا حضرت مهدى (ع) تسلاى همه ائمه (ع) است و هر چه را که پیش آمده حضرت مهدى (ع) مى‏آیند و درست مى‏کنند .

کارکرد این بحث در عصر غیبت چیست؟ و آیا زندگى شخص معتقد به حضرت با زندگى شخص بى‏اعتقاد به ایشان تفاوتى دارد؟

اگر اعتقاد به حضرت مهدى (ع) و لازمه آن یعنى انتظار ایشان اعتقادى راستین باشد که در درون انسان پدید آمده نه مثل نوع اعتقاداتى که بعضى افراد به حلال و حرام دارند که حرام را مى‏خورند و حلال را زیر پا مى‏گذارند . یعنى اعتقاد راستینى به حضرت مهدى (ع) به وجود بیاید، انتظار براى آنها بیشترین چیزى که به وجود مى‏آورد تعهد به اصول مهدویت است . این تعهد که پیدا شد دیگر کار تمام است و فرد به گونه‏اى مى‏شود که در جامعه به درد مى‏خورد; در برابر کمترین حرام مى‏ایستد، براى اجراى همه حلال‏ها اقدام مى‏کند; چون حضرت مهدى (ع) طبق روایاتى که داریم امامى است که براى غم شیعه‏اش غمگین مى‏شود و براى خوشحالى‏اش خوشحال مى‏شود .

به عبارت دیگر شخص منتظر براى رفع مشکلات جامعه بیشترین تلاش‏ها را مى‏کند; چون خرسندى حضرت را در این مى‏بیند . چون او در انتظار جامعه صالح است، ابتدا به صلاح خود اقدام مى‏کند . محال است‏شخصى 60 سال فاسد باشد و فریاد منادى مصلح که بلند شد یکدفعه بیاید در یک جامعه صالح . همچنین چیزى نمى‏شود مثل این است که شخصى را از کوره دهات و پشت کوه‏ها یا دل «آمازون‏» بردارید و بگذارید در ساختمان صد طبقه «نیویورک‏» چنین کسى نمى‏تواند خودش را تطبیق دهد .

وقتى انسان به انتظار مصلح است‏خودش را صالح مى‏کند و سعى مى‏کند در آن جوى که هست‏به مقدارى که مى‏تواند در خانواده و فرزندانش بعد قوم و خویشان و بعد هم شاگردان صلاح ایجاد کند .

بنابراین جامعه ما که بر اصل قانون‏باورى، اصل تعهدشناسى و اصل مسؤولیت پذیرى استوار است در پرتو مهدویت جان مى‏گیرد و زنده مى‏شود اگر مهدویت راستین باشد - بنابراین تاثیرهاى بسیار عینى، لحظه‏اى، فورى بر کل جامعه مى‏گذارد . جبهه‏هاى ما یکى از نمونه‏هایش بود . در جبهه‏هاى ما توجه به حضرت مهدى (ع) و مهدویت زیاد بود و ذکر «یا مهدى‏» محرک قوى جوان‏هاى ما بود . ببینید آنها چه کار بزرگى کردند . این اعتقاد در همه بخش‏هاى اجتماع اثر دارد . پس انسانى که به مهدویت و انتظار معتقد است و توجهى به حضرت دارد، به خصوص اگر هفته‏اى یکبار «سلام على آل یاسین‏» را بخواند، نمى‏تواند آدم ولنگار و بى‏تعهدى باشد و رشوه بگیرد و یا زمین خورده‏اى را ببیند دستش را نگیرد و کارى را که قرار است‏بکند درست انجام ندهد، ما چنین آدمى سراغ نداریم و این امکان ندارد . بنابراین توجه، انتظار و اعتقاد به مهدویت‏بزرگترین انگیزه و محرک براى اعمال خوب براى ساختن فرد و جامعه و بزرگترین پایگاه و خاستگاه حرکت متعالى انسان است .

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( شنبه 88/3/16 :: ساعت 4:0 عصر )
»» ویژگیهاى تبلیغى قرآن درباره موعود آخرالزمان

ویژگیهاى تبلیغى قرآن درباره موعود آخرالزمان

محمود محمدى عراقى آنچه فرا روى شماست، بخش اول از گفتگوى موعود با «حجة‏الاسلام والمسلمین محمدى عراقى‏»، نماینده ولى فقیه و سرپرست‏سازمان تبلیغات اسلامى، درباره ویژگیهاى تبلیغى قرآن و نقش موعود آخرالزمان است، امید که مطلوب طبع لطیف خوانندگان موعود واقع شود. ان‏شاءالله موعود: با تشکر از اینکه فرصت انجام این گفتگو را فراهم آوردید، به عنوان اولین سؤال، ویژگیهاى تبلیغى قرآن را بفرمایید.

محمدى عراقى: ضمن تشکر از پدیدآورندگان این نشریه مبارک، به شما که اولین نشریه اختصاصى درباره امام عصر ، علیه‏السلام، را منتشر کرده‏اید تبریک مى‏گویم. تا آنجا که من اطلاع دارم «موعود» اولین نشریه‏اى است که اختصاص به آن حضرت دارد و شاید که در جهان منحصر به فرد باشد. همچنین فرارسیدن میلاد مسعود و فرخنده حضرت مهدى ، علیه‏السلام، را که براى مردم و ما یکى از شادى‏بخش‏ترین روزهاست تبریک مى‏گویم.

اولین نکته اینست که قرآن کریم، موعود آخرالزمان را به عنوان یک نتیجه قطعى و یقینى معرفى مى‏کند. در آیه شریفه «و نرید ان نمن على‏الذین استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم وارثین‏» (1) و همچنین و آیه دیگر از سوره نور، ملاحظه مى‏کنید که از این موضوع به عنوان یک اراده الهى با کمال قاطعیت و حتمیت‏یاد شده است و یا در آیه شریفه «وعدالله الذین امنوامنکم و عملوالصالحات لیستخلفنهم فى‏الارض کمااستخلف الذین من قبلهم...»، (2) از آن به عنوان یک وعده الهى ذکر شده است و این یکى از ویژگیهاى خاص قرآن کریم است. در واقع، آیات فوق، رابطه بین «موعود آخرالزمان‏» و «بینش توحیدى‏» را بیان مى‏کند و بر حتمیت و قطعیت آن تاکید دارد.

نکته دوم در این باره آنست که، قرآن کریم، ظهور آن منجى موعود را با آرزوها و فطرت حق‏طلبانه و عدالتخواهانه بشر پیوند زده است. بدان معنى که با توجه به استضعاف بشر، وعده خداوند، حاکمیت دادن صالحان و مستضعفان بر پهنه زمین است.

در طول تاریخ، انسان همیشه در آرزوى تحقق یک حکومت صالح و دور از ظلم و بى‏عدالتى بوده است. قرآن حکیم در معرفى حکومت‏حضرت مهدى ،علیه‏السلام، و موعود آخرالزمان، روى این خواست فطرى انسان انگشت گذاشته است. باید توجه داشت که همه قیامهایى که علیه ستمکاران صورت گرفته، بر اساس همین خواست فطرى بشر بوده است اما، متاسفانه این تمنا تحقق نیافته است.

در آیات قرآن اشاره شده که مهدى موعود، کسى است که بر مستضعفین منت مى‏نهد و آنها را نجات مى‏بخشد و پیشواى جامعه بشرى قرار مى‏دهد.

در آیه، «و لقد کتبنا فى‏الزبور من بعدالذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون‏» (3) پایان سعادتمندانه حیات انسان، همراه با حاکمیت صالحان بر کره زمین است موعود: آیا قرآن این امر را مختص مسلمین اعلام مى‏کند؟ محمدى عراقى: خیر، قرآن بر این نکته تاکید مى‏ورزد که اعتقاد به موعود آخرالزمان، تنها به شیعیان و مسلمانان اختصاص ندارد. بلکه، تمام پیامبران گذشته، بشارت فرارسیدنش را داده‏اند. چنانکه در آیه شریفه، «و لقد کتبنا فى‏الزبور... » ذکر شده است.

چنانکه مى‏دانید، زبور کتاب دینى حضرت داوود ،علیه‏السلام، است. قرآن ما را آگاه مى‏سازد که در زبور، وعده فرارسیدن موعود داده شده است و این خود یکى از نکات ظریف و تبلیغى قرآن است.

نکته دیگر اینکه، اصولا قرآن با آوردن تمثیلهایى از امم گذشته، سنت اصلاح‏گرایى و تغییر و تحول را یک «سنت الهى‏» و «قانون آسمانى‏» معرفى مى‏کند و از امم پیشین نیز در این باره مثال مى‏آورد.

در همان سوره مبارک نور، آیه 55، قرآن مجید براى آنکه، حالت استبعادى و بعید دانستن ظهور موعود را از ذهن انسان دور کند، مى‏فرماید: «کمااستخلف الذین من قبلهم...» یعنى این وعده الهى، یک سنت است، چنانکه قبلا هم بوده. مثلا در امت موسى ،علیه‏السلام، هم بوده و این خداوند است که جایگزینى حکومتى و نظامى به جاى حکومتى دیگر را وعده داده است. لذا، آن خداوندى که مدبر انسان و جهان است، قادر است روزى وعده ظهور موعود و منجى آخرالزمان را محقق سازد.

موعود: صرف نظر از بیانات کلى، آیا به صورت واضح‏تر و مشخص‏تر قرآن به امر ظهور موعود اشاره دارد؟ محمدى عراقى: بله، در قرآن، اشارات بسیارى آمده که ائمه معصومین ، علیهم‏السلام، در روایات خود، آن اشارات را صریحا مرتبط با موضوع موعود آخرالزمان دانسته‏اند.

موعود: لطفا نمونه‏هایى را ذکر بفرمایید.

محمدى عراقى: خداوند با بیانى تمثیلى به این موضوع اشاره دارد و قرآن مى‏فرماید:

«ان عدة‏الشهور عندالله اثناعشر شهرا» (4) خداوند در این آیه اشاره به ماههاى دوازده‏گانه دارد، و بیان مى‏کند که نزد خداوند تعداد ماهها دوازده‏تا است. روایات این آیه را تفسیر نموده‏اند و منظور از ماههاى دوازده‏گانه را وجود و حضور دوازده امام در میان انسانها دانسته‏اند که طبق همان روایات، آخرین آنها، حضرت مهدى، علیه‏السلام، است.

بعضى از علماى گذشته، درباره آیاتى که مرتبط با موضوع موعود آخرالزمان است کتب مفصلى نوشته‏اند. ذکر آیات مرتبط با این موضوع بحث مفصلى مى‏طلبد که ما را از موضوع این گفتگو دور مى‏سازد.

نکته دیگرى که قرآن بدان متذکر است، آنست که منجى و موعود، به مثابه مشعل امید در جامعه و قلب انسانها معرفى شده‏است. چنانکه ایشان را به عنوان «بقیة‏الله‏» (5) معرفى مى‏نماید.این مطلب خود نکته ظریف و روانى در امر تبلیغ و تعلیم و تربیت است ، چون انسان به امید دلبسته است و با امید زنده است و سخت‏ترین بحران براى انسان آنست که به ورطه یاس و ناامیدى بیفتد. از همین رو، قرآن، نقطه روشن و امیدبخش را در دل انسان، موعود آخرالزمان معرفى مى‏کند.

موعود: اجازه بدهید بپرسیم اصولا انسان چه وقت و یا به چه دلیل به ورطه پوچى و یاس مى‏افتد؟ محمدى‏عراقى: از قرآن چنین استنباط مى‏شود که، انسان موجودى است که همواره مى‏خواهد رابطه‏اى با جهان بى‏نهایت و ماوراءالطبیعه داشته باشد و این ارتباط نیازمند وسیله و اسبابى است تا امکان این ارتباط را فراهم مى‏سازد. این ارتباط به دلیل ضعف و ناتوانى انسان معمولى، از طریق امامت و ولایت ممکن مى‏شود. چنانچه انسان، احساس کند که هیچ رابطه‏اى با آن عالم ماورایى ندارد و یا معلق مانده، دچار پوچى مى‏شود و احساس مى‏کند به بن‏بست رسیده است. این نیز از همان شعله‏هاى درونى انسان است و از نشانه‏هاى وجود فطرت الهى در کالبد آدمى بهمان سان که در عصر کنونى، در قرنى که ظاهرا متمدن‏ترین مردمان زندگى مى‏کنند، این بیمارى به جان انسان افتاده است که آدمیان احساس مى‏کنند با ابدیت ارتباط ندارند.

این نکته، یکى از وجوه مهم تبلیغى قرآن است. امامت، تجلى عینى ارتباط انسان با خداست، ارتباط انسان با ماوراءالطبیعه .

موعود: ویژگیهاى تبلیغى اهل‏بیت ، علیهم‏السلام، دراین‏باره چگونه است؟ محمدى عراقى: روایات اسلامى و احادیث اهل‏بیت ،علیهم‏السلام، درباره موعود آخرالزمان بسیارند، اما یکى از مهمترین ویژگیهاى این روایات تکیه بر موضوع «عدالت‏» است. چه، روایاتى که از پیامبر اکرم ، صلى‏الله‏علیه‏وآله، در این باره رسیده همه ، مورد تاکید اکثر فرق شیعه و سنى است. شاید معروفترین آنها، حدیث معروف عدل است که مى‏فرمایند:

«یملاالله به‏الارض عدلا قسطا کما ملئت جورا و ظلما» خداوند زمین را از قسط و عدل پر مى‏سازد پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد. (6) اگر توجه کنیم درمى‏یابیم که همین موضوع «عدل‏» هم که در روایات ائمه بر آن تکیه کرده‏اند، بر اساس نوعى آرمانخواهى است و متکى بر بینش عدالتخواهانه بشر است.

انسان به طور طبیعى از ظلم و ستم بیزار و جوینده عدالت است. بنابراین، همیشه در انتظار روزى به سرمى‏برد که عدالت‏حقیقى برقرار شود. موعود آخرالزمان، به‏عنوان تجسم این آرزوى بشر، معرفى شده است. به این معنى که روزى فرا مى‏رسد که تمام ستمهاى تاریخى، تبعیضها و ظلمها پایان مى‏پذیرد و عدالت‏به‏دست مهدى،علیه‏السلام، برقرار مى‏شود، آن‏هم یک عدالت جهانى و فراگیر و نه محدود و منطقه‏اى.

یکى دیگر از وجوه بیانات اهل بیت در این‏باره، برانگیختن «احساس شوق و اشتیاق‏» انسان است‏براى آنکه منتظر باشد.

به حدیث معروفى که از منابع معتبر ذکر شده اشاره مى‏کنم; نبى‏اکرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، فرمودند:

«افضل اعمال امتى‏انتظارالفرج‏» بالاترین عبادت امت من انتظار فرج است. (7) این حدیث معتبر به عبارتى یک نوع تربیت عملى است‏براى ما که همواره حالت اشتیاق و انتظار داشته باشیم. چنین انسانى هیچ‏گاه و هیچ زمانى حتى اگر در سخت‏ترین شراط تاریخى باشد ، احساس ناامیدى نمى‏کند و همیشه نورامید در دلش روشن است و این اشتیاق و انتظار ، او را در برابر شرایط دشوار مقاوم مى‏کند.

نکته سومى که در بیانات اهل بیت، علیهم‏السلام، درباره حضرت مهدى، علیه‏السلام، مشاهده مى‏شود، توجه به موضوع «آمادگى براى ظهور» است و احساس حضورى دائمى و واقعى در نسبت‏با امام عصر، علیه‏السلام، زیرا ایشان به عنوان یک انسان الهى ، همواره ناظر و شاهد اعمال ما هستند و همه افعال ما ، در مقابل چشم ایشان حاضر است.

باید توجه داشت که این حضور و نظارت حضرت، ریشه قرآنى نیز دارد. نکته مهمى که در مبحث مربوط به ویژگى امام قابل بحث است و ضمنا مطابق با باور ما، منطبق با آیات سوره مبارک قدر نیز هست این است که ، در شب قدر همه آنچه را که انسان انجام مى‏دهد و نامه اعمالش به حضور امام زمان ، علیه‏السلام، تقدیم مى‏شود. در روایات دیگر هم به این نکته توجه شده که انسان مؤمن به امامت و ولایت ، همواره باید، حضور دائمى ایشان را احساس کند و بداند که هر اندازه که این احساس حضور بیشتر باشد، تاثیر آن هم در زندگیش بیشتر مى‏شود.

موعود: در تبلیغ موضوع مهدویت و انتظار، چه نکاتى را مى‏بایست مورد توجه قرار داد؟ محمدى عراقى: در این باره هم هیچ راهنمایى بهتر از روایات و آیات نیستند. بى‏گمان باید دید که پیامبر اکرم ، صلى‏الله و علیه و آله، و ائمه اطهار ، علیهم‏السلام، چگونه آن حضرت را معرفى نموده‏اند.

یکى از مسائل مهم ، در معرفى امام عصر، علیه‏السلام ، معرفى ایشان به عنوان شخصیتى فراگیر است‏به گونه‏اى که فراتر از هر مذهب و ملیتى براى مردم کل جهان مطرح هستند و قیامشان جهانى است.

قرآن ایشان را به عنوان منجى و ذخیره الهى همه انسانهاى مستضعف در سرتاسر جهان معرفى مى‏کند.

خداوند تنها بر مؤمنین ، مسلمین و یا شیعیان منت نگذاشته است‏بلکه مى‏فرماید:

«و نرید ان نمن على‏الذین استضعفوا...» همچنین در آیات و روایات، همه پیامبران الهى به عنوان بشارت‏دهنده ظهور حضرت معرفى شده‏اند چنانکه در منابع فرهنگى همه ملتهاى منتشر در جهان نشانه‏هاى موعود آخرالزمان و اعتقاد به منجى و مصلح جهانى دیده مى‏شود.

اما تفاوت مهمى که بین اعتقاد ویژه مکتب تشیع و سایر فرق و مذاهب وجود دارد آن است که، تمام ویژگیهاى شخصى آن حضرت به همراه نام پدر، مادر، زمان تولد و ....ذکر شده است . همین نوع معرفى، مانع سوءاستفاده مى‏شود. از همین رو، ما هم ناگزیر، مى‏بایست در معرفى چهره نورانى امام زمان، علیه‏السلام، از همان سیره نبى‏اکرم ، صلى‏الله و علیه و آله، و ائمه معصومین ،علیهم‏السلام، تبعیت کنیم. ضمن اینکه، باید از بروز هر نوع خرافه و انحراف هم جلوگیرى کنیم. متاسفانه اینکه گاهى در جامعه مسایل نادرستى درباره ارتباط با آن حضرت مطرح مى‏شود که ممکن است‏با شان و ساحت مقدس امام زمان ناسازگار باشد، پس باید بشدت مراقبت کرد و از طرح این مباحث پرهیز داشت.

نکته دیگرى که به نظر مى‏رسد قابل توجه باشد، بهره‏گیرى از ادعیه است.ادعیه‏اى که درباره امام زمان ، علیه‏السلام، وارد شده بسیار سازنده است. شاید رایج‏ترین آنها همان «دعاى ندبه‏» باشد که به صورت سنتى رایج در روزهاى جمعه خوانده مى‏شود. زیارتهاى بسیارى درباره حضرت وارد شده که سازنده است که باید از این متون دست نخورده و ادعیه و زیارت استفاده کرد.

ابزارهاى هنرى نیز در کار تبلیغ نقش مهم و مؤثرى دارند، به تصویر کشیدن چهره سرخورده بشر امروز که على‏رغم همه پیشرفتهاى ظاهرى در امر اقتصاد و تکنولوژى، دچار بحرانهاى روحى و روانى شده بروشنى این پیام را منتقل مى‏سازد که عصر توسعه تکنولوژى و عصر علم و فن‏آورى، همراه با بحرانهاى روحى و روانى بوده که اعتقاد به مهدویت و موعود آخرالزمان به عنوان نسخه شفابخش مى‏تواند به همه سؤالهاى پنهان و آشکار انسان امروز جواب دهد و همه دردهاى بى‏درمان او را درمان کند. این سرگشتگى را به بهترین شکل به وسیله ابزار هنرى مى‏توان نشان داد و تشنگى و نیاز او را به معنویت و مهدویت مى‏توان به تصویر کشید. یعنى، تصویرسازى از آینده‏اى امیدبخش و درخشان در برابر پلیدیها و سیاهیهایى که امروزه این کره خاکى را در خود فرو برده است.

موعود: در این باره چه وظایفى را متوجه سازمانهاى فرهنگى کشور مى‏دانید؟ و عملکرد آنان را چگونه ارزیابى مى‏کنید؟ محمدى عراقى: قدیمى‏ترین مرکز فرهنگى و تربیتى حوزه‏هاى‏علمیه‏اند، اکثر قریب به اتفاق کتابهایى هم که درباره مهدى موعود، علیه‏السلام، نوشته شده توسط نخبگان و برجستگان همین نوع مراکز و حوزه‏هاى علمیه شیعه عرضه شده است. بى‏گمان نیاز به انجام کارهاى بیشتر و آثار متعدد وجود دارد.

پس از حوزه‏هاى علمیه، دستگاههاى تعلیم و تربیتى رسمى کشورند که نسل نو را مى‏پرورند. مدارس مى‏توانند نقش مهمى دراین‏باره داشته باشند بویژه، مربیان و معلمان مهمترین رسالت را در معرفى درست امام عصر، علیه‏السلام، به نوجوانان برعهده دارند و بموازات آنها کتابهاى درسى‏اند. این کتب مؤثرترین وسیله براى پرداختن به این موضوع و انتقال اعتقادى عمیق به همراه امید در روح و جان جوانان و نوجوانان‏اند.

پس از اینها نوبت‏به سازمانهاى فرهنگى و هنرى مى‏رسد. مانند رسانه‏ها و در راس آنها صدا و سیماست که با گستردگى و نفوذى که دارد مى‏تواند بیشترین نقش را در تبلیغ موضوع مهدویت و ترویج اعتقاد درست‏به امام عصر ایفا کند.

مطبوعات در مرحله بعدى مى‏توانند رسالت‏خود را به بهترین وجه انجام دهند. بى‏گمان اهل منبر، شاعران، نقاشان و سایر هنرمندان و سخنوران مى‏توانند در حفظ ارتباط و تعمیق و تلطیف این اعتقاد نقش مهمى داشته باشند.

البته، چنانکه اشاره شد، به برکت پیروزى انقلاب اسلامى و بخصوص در دوران دفاع مقدس یکى از مهمترین ارزشهاى معنوى و اخلاقى و اعتقادى که در جامعه زنده و بارور شد; اعتقاد به مهدویت و امام زمان، علیه‏السلام، و همچنین ارتباط معنوى با ایشان بود. بخصوص در مناجاتها و وصیت‏نامه‏هاى رزمندگان، و در حالات عرفانى ویژه‏اى که در جبهه‏ها بروز داشت و حتى خاطرات شیرینشان نشانه‏هاى ارتباط معنوى با حضرت دیده مى‏شد که مى‏بایست آنها را حفظ کرد و به عنوان امانت‏به نسلهاى آینده سپرد.

والسلام

________________________________________

1. سوره قصص (28)، آیه 5.

2. سوره نور (46)، آیه 55.

3. سوره انبیاء (21)، آیه 105.

4. سوره توبه (9)، آیه‏36.

5. سوره هود (11)، آیه‏86 ، «بقیة‏الله خیرلکم ان کنتم مؤمنین‏».

6.مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص‏73، ج 18.

7. مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 128، ح 21.

بحارالانوار,علامه مجلسی,jeld=51,safhe=73

بحارالانوار,علامه مجلسی,jeld=52,safhe=128

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( جمعه 88/3/15 :: ساعت 11:0 صبح )
»» بایسته‏هاى تبلیغ فرهنگ مهدوى

5 . توجه به آفتها و آسیبهاى اندیشه مهدویت

اندیشه مهدویت و انتظار نیز چون هر اندیشه و آرمانى آفتها و آسیبهایى دارد که اگر به آنها توجه نشود و به‏موقع براى برطرف ساختن آنها اقدام نگردد مى‏تواند آثار منفى و مخربى داشته باشد. البته این آسیبها مى‏تواند در هر زمان متفاوت از زمان دیگر باشد و از این رو مقابله با آنها نیازمند آسیب‏شناسى مستمر و روزآمد از سوى عالمان زمان‏شناس و مراکز فرهنگى و تحقیقاتى حوزوى و دانشگاهى است.

به نظر مى‏رسد در حال حاضر فرهنگ مهدوى در جامعه ما با آسیبهاى مختلفى روبروست که مى‏توان آنها را در ذیل دو عنوان کلى دسته‏بندى کرد: 1. عوام‏زدگى و سطحى‏نگرى؛ 2. روشنفکر زدگى و تأویل‏گرایى.

ادامه مطلب...

نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( سه شنبه 88/3/12 :: ساعت 4:0 عصر )


»» آخرالزمان و امام مهدى، علیه‏السلام*

آخرالزمان و امام مهدى، علیه‏السلام*

به انگیزه انتشار کتاب «امام‏مهدى، علیه‏السلام، از ولادت تا ظهور» نوشته سید محمدکاظم قزوینى، ترجمه حسین فریدونى

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پیوسته است: زمان دوران این تحول در رویداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متکفل این امر عظیم (امام مهدى، علیه‏السلام).

«آخرالزمان‏» اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایى قیامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پیامبر اکرم، صلى‏الله‏علیه‏وآله، تا وقوع قیامت را شامل مى‏شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدى موعود، علیه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفکران مسلمان از قبیل: مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشیدرضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتکا به آیاتى از قرآن کریم (اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح کرده‏اند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى‏دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شکوفایى تکامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان، چنین آینده‏اى امرى است محتوم که مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به «حوادث واقعه‏» بنگرند، بلکه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى و کوشش در خور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن حرکت تکاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حالیکه در کتب علماى متقدم همچون «کمال‏الدین‏» شیخ صدوق و «کتاب‏الغیبه‏» شیخ طوسى، رحمة‏الله‏علیه، چنین تفسیرى از تاریخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غیر عادى که در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. (2)

در نظر متاخران بینا بودن در مورد «نشانه‏هاى زمان‏» و ارزیابى رخدادها، در پرتو پیشگوییهاى آخرالزمانى که در جامعه جریان دارد، ضرورى است . کما اینکه بسیارى از اندیشمندان بر این باورند که جامعه انسانى اینک در آخرین مرحله غفلت از «ذات‏» و در اوج تحمل «جوهر مادى‏» و «کمیت منطوى در کثرت‏» قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پیشتر مى‏رود; درک جمعى او از خیر و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد.

شناخت «آخرالزمان‏» یا فرجام شناسى (Eschatologie)در ادیان یهود، مسیحیت و زرتشتى نیز حائز اهمیت است.

با عنایت‏به آنچه بیان شد، «آخرالزمان‏» پایان همه چیز نیست، بلکه ترمیم جهان است. گویى جهان ناگهان تعادل خود را باز مى‏یابد و به حالت اولیه باز مى‏گردد. همه آشفتگیهاى ممکن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است که فى نفسه و با دیدى افتراقى ملاحظه شود. ولى چنانچه این بى نظمیها در قبال نظم کل که سرانجام همگى به آن باز مى‏گردند، قرار گیرد جنبه منفى خود را از دست مى‏دهد و جزو عوامل مقوم و به یک معنى فانى در مرحله ظهور مى‏شود.

به تعبیر «رنه گنون‏» در کتاب «آخرالزمان یا عصر سیطره کمیت‏» دوران دجال نهایت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپایدار و موقت است - هر چند که نمى‏توانست جز آنچه واقعا هست چیز دیگرى باشد - و فقط جنبه خیر و سعادت که پایایى و قطعیت دارد و به سامان مى‏رسد، به قسمى که محال است‏سرانجام غالب نشود.

نگاهى به دردها و آلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاک آدمى چنین مى‏نمایاند که در میان همه خواسته‏هاى ضد و نقیضش، امروز یکى هست که همه در آن مشترکند. همه اقوام و ملل و رژیمهاى سیاسى یکصدا خواهان «آزادى‏»اند. آزادى برابر با حضور ضرورت حقیقت در وجود آدمى. «آزادى‏»اى که جوهر انسان مختار است و امکان عروج او را فراهم مى‏آورد. آزادى رهایى بخش (4) و مقوم اندیشه و حکمت. رهایى انسانى که مى‏خواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت. آزادى اصیل و واقعى که نهفته در اطاعت‏حق است. از این رو دستیابى به سعادت به معناى دستیابى به رحمت و عدالتى است‏که خداوندآن را مقررکرده‏است.

زندگى در جهانى متعالى است که در آن آدمى به کمال حقیقى و واقعى‏اش برسد، و از اندوه و اضطراب پنهان (aneiety) که مى‏داند نمى‏تواند امنیت‏حقیقى را با سازمان دادن به زندگى شخصى و اجتماعى به دست آورد. وقایع و مقدراتى وجود دارند که آدمى نمى‏تواند آنها را در زیر قدرت خود بگیرد. نمى‏تواند کارهاى خود را دوام بخشد، زندگى‏اش زودگذر است و فرجام آن مرگ. هیچگونه امنیت متاثر از اراده بشر وجود ندارد و دقیقا همین نگرانى اصیل است که باعث مى‏شود انسانها با تمام وجود در آرزوى امنیت‏باشند. (5)

چرا امروز که فن آورى و توانایى بشر نسبت‏به قرون گذشته و دهه‏هاى قبل پیشرفت چشمگیر و غیر قابل مقایسه‏اى نموده است و مباحثى همچون دموکراسى، قانون، حقوق بشر، جامعه مدنى و... بمراتب بیش از گذشته با ابتناى به تحلیلها و فلسفه‏هاى گوناگون مطرح مى‏شود، با این همه در غرب پیشرفته و فرهیخته سخن از هبوط آدمى، ظهور نیست انگارى و بلایا و مصائب جهانى، سر در گمى بى پایان آدمى در ساختار و دستور زبان و واژه‏هاى کلامى، مجهول انگارى جهان، پیچیدگى روزافزون شناخت هستى و دور از دسترس شدن تدریجى آن، افزایش مستمر تراژدى بشرى، حاکمیت روز افزون عقلانیت ابزارى، از دست رفتن آخرین رمق حیات معنوى جهان و تبدیل شدن انسان به توده‏ها (Mass) ، عصر غیبت‏ساحت قدس و فرا رسیدن زمانه شب عالم و... مى‏شود؟

آیا در نظم کنونى ارباب و رعیتى مدرن! شوریدگى اندیشه بشرى و تلاطم بى وقفه روان او، در بازار پر ازدحام مکاتب فلسفى، روانشناسى، مردم شناسى، جامعه شناسى و... و افزایش سهمگین میل به قدرت و استیلاى بر دیگران و تعارضات و مناقشات بى معنا و... و نهایتا سرخوردگى از همه چیز، رو به فزونى نیست؟

شاید تصور شود که مقصود از ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، پایان همه این آلام در طرفة العین و به یک نگاه و اشاره ایشان است. این البته از توان ایشان به دور نیست; اما شاید تحقق امر صورت دیگرى نیز داشته باشد. اگر گفته مى‏شود که بسیارى از ابواب علم تا کنون گشوده نشده و به دست امام موعود باز خواهد شد; گشایش این ابواب چه منظرى را پیش روى آدمى مى‏نهد؟ گسترش «ظهور ولایت‏» در سراسر جهان و استقرار یکپارچه و فراگیر آن چه آثار و برکاتى دارد؟

چه تغییر و تحولى در افکار و اندیشه‏ها و کنشها و واکنشهاى فردى و اجتماعى انسان عصر ظهور پیش خواهد آمد؟

آیا در روزگار «ظهور ولایت‏» نمى‏توانیم شاهد درمان اساسى روان آدمى و اعطاى «آزادى‏»، «امنیت‏» و «آرامش‏» واقعى باشیم؟

آیا نمى‏توان تصور نمود که مغز شیرین «ایمان‏» و کنه عفن «گناه‏» برملا مى‏گردد و هم او، مفاهیم متعالى «زیبایى‏»، «زندگى‏» و حتى «اسلام‏» را نه در قالب الفاظى چند، بلکه با غوطه‏ورى در عمق و ذات آنها تبیین مى‏کند و شهد «حیات طیبه‏» را در کام تشنه انسانها فرو مى‏چکاند و عصر روشنایى را آغاز کرده، سر در گمى او را پایان بخشیده و آغازگر عصر ظهور ساحت قدس و تعالى انسان متکى به ایمان - و نه بى اختیار در امواج توده‏ها و مسیطر بر عقلانیت ابزارى و نه محکوم آن - خواهد بود؟

درباره حضرت مهدى، علیه‏السلام، کتابهاى فراوانى در میان مسلمانان نگاشته شده که در برگیرنده موضوعات ذیل‏اند:

آیات و احادیث مربوط به ابعاد مختلف زندگى حضرت، اثبات وجود آن حضرت، بشارات ادیان، ولادت، غیبت، طول عمر، نواب اربعه، راه یافتگان به حضور ایشان، توقیعات مبارکه، ضرورت شناخت ایشان، فلسفه مهدویت، ملاحم و فتن، علائم ظهور، وظایف منتظران، اصحاب و یاران، عصر ظهور، رجعت، ادعیه و نحوه توسل به آن حضرت، اشعار درباره امام عصر (6) و... اما تردیدى نیست که بیشترین و دقیق‏ترین سهم به مؤلفان شیعى اختصاص دارد که با اتکا به معارف اهل بیت، علیهم‏السلام، جزئیات بیشترى را درباره این موعود عظیم و دوران ایشان ارایه مى‏نماید.

و اما اینک که در مرحله تحولات وسیع و پیچیده‏اى در سراسر جهان در پرتو نهضتى مبتنى بر انتظار شیعى قرار داریم، سنجش وضعیت و موقعیت، ضرورتهاى دیگرى را نیز ایجاب مى‏کند. زیرا به تشریح نظرى، جامعه شناسى و فلسفى موضوع نیازمندیم، هم به صیرورت اعتقاد به مهدویت در میان ادیان الهى و تذکر بر تحریف و غفلتى که صورت گرفته است و به تعبیر قرآنى، «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم‏» (7) ، و هم تبیین ضرورت شناخت و بیان مشخصات دقیق امام، علیه‏السلام، و برنامه‏هاى ایشان و بویژه ارایه ترکیبى از انتظار ظهور با سرنوشت‏بشر زمان غیبت در فرایند عملکرد اجتماعى امروز. باید توجه داشت در این جایگاه بسیار مهم و حساس، باید از راه ترکیب داده‏ها به نحو صحیح و خردورزانه و با پیراستن آن از خرافات و اوهام و قشرى‏گرى، همراه رویکردى عمیق به اصل مظلوم «ولایت‏» و بویژه درک درست از «غیبت ولى خدا» و اثرات آن در زندگى فردى و اجتماعى، مجموعه‏اى را فراهم آورد که ضمن عرضه مناسب معارف قرآنى و تعالیم و سنت اهل بیت، علیهم‏السلام، ظرافتها و نحوه حفظ ایمان در دوره آخرالزمان و غیبت را نیز مشهود سازد.

کتاب «امام مهدى، علیه‏السلام، از ولادت تا ظهور» با هدف معرفى این وجود عالیقدر به خامه استوار دانشمند فقید و محقق بزرگوار، مرحوم سید محمدکاظم قزوینى در 24 فصل به شیوه‏اى تحقیقى و پر احساس به عربى نگاشته شده و توسط مترجم محترم آقاى دکتر «حسین فریدونى‏» به فارسى برگردانده شده است.

کتاب مزبور که از تبویب مناسبى برخوردار است مطالب ارزنده‏اى درباره نام و نسبت‏حضرت مهدى، علیه‏السلام، بشارت به وجود مقدس ایشان، تولد و نهان زیستى کوتاه مدت و نایبان چهارگانه و دیدارکنندگان ایشان در آن ایام، یبت‏بلندمدت و دیدار کنندگان حضرتش در این ایام، طول عمر و علائم ظهور آن وجود مقدس، متمهدیان، نحوه ظهور و استیلاى ایشان بر قدرتهاى روزگار ظهور، جامعه عصر ظهور، زمامدارى و پایان عمر مبارکشان را به خوانندگان ارایه مى‏نماید.

کتاب با استفاده از تجربیات کتب قبلى، از منابع ارزنده و دست اولى برخوردار است و به همت ناشر محترم و ذوق و سلیقه وافر ایشان به نحو آراسته و پاکیزه‏اى حروف نگارى و صفحه آرایى شده و با فهرستهاى‏متعدد تکمیل گردیده‏است.

از جمله خصوصیات کتاب و روش مؤلف چنین است که تقریبا اکثر احادیث و اخبار مربوط به حضرت مهدى، علیه‏السلام، را آورده و سپس آنها را تحلیل و بعضا تاویل و تفسیر مى‏کند. اما کمتر حدیثى را از حیث رجال سند مورد بررسى قرار مى‏دهد. هر چند که اتکا بر اخبار، روش اصلى مؤلف محترم است اما نکته در خور توجه آن که در همین چارچوب نیز سعى بر ارایه منطقى روایت و یا تاویل عقلانى آن مى‏نماید. در بخش «زندگى جامعه در عصر ظهور» مباحثى مطرح شده است (8) که بعضا از پشتوانه روایى و استدلالى محکم و روشنى برخوردار نیست و بیشتر نظر مؤلف محترم در قالب اما باید توجه داشت علاوه بر آنکه اعتبار و سندیت‏برخى از این روایات قابل تامل است، به تعبیر برخى بزرگان، بسیارى از

‹رس‏ث/››ح .ت‏سا ه‏دش ن‏ایب ،م‏لاسلاه‏یلع ،ن‏امز م‏اما روهظ م‏یلاع ه‏نیمز رد ت‏ایاور ى‏خرب رب اکتا اب ى‏دنچ ب‏لاطم روهظ ى‏اهه‏ناشن ل‏صف رد ح<>ح )8( شرایط و یا علایم ظهور قطعى نیست و بدایى و تغییر یافتنى است. زیرا چه بسا، مردم با توجه به این شرایط خود را در زمان امکان ظهور احساس نکنند در حالیکه توجه مستمر به امام، علیه‏السلام، و درخواست ظهور ایشان به هیچ وجه نباید محدود به شرایط و اوضاع خاص باشد. این امرى است که تنها به اراده خداى یکتا بستگى دارد و لذا باید تحقق آن را

از مشیت الهى بى آنکه مانعى در کار باشد، درخواست نمود. از مهمترین مباحث درباره امام عصر، علیه‏السلام، بعد از شناخت آن حضرت، آشنایى با تعهدات و وظایفى است که در قبال ایشان داریم. این تعهد و عمل به آن در عنوان «انتظار» خلاصه مى‏شود و درک و تحلیل عمیق آن، بویژه شناخت دوران غیبت - که خود ابتلایى بزرگ براى بشر بوده است - براى هر مؤمنى ضرورت دارد. اما به نظر مى‏رسد که موضوع اساسى و مهم «انتظار». بیان وظایف مسلمانان در عصر غیبت از جمله مباحث ناگفته این کتاب است. بر این نکته باید فقدان بحث مهم «ضرورت شناخت مهدى، علیه‏السلام‏» در اوایل کتاب و موضوع «توقیعات مبارکه امام‏» را نیز بیفزاییم.

به هر حال، در مجموع کتاب از روح و طراوت ویژه‏اى برخوردار است که قطعا برخاسته از شیفتگى مؤلف و مترجم محترم به ساحت مقدس امام عصر، علیه‏السلام، است. بدین سبب مطالعه کتاب مزبور براى طالبان معرفت امام غایب، قطعا مفید و سودمند است همانند اثر دیگر مرحوم سید محمدکاظم قزوینى درباره زندگى حضرت فاطمه زهرا، سلام‏الله‏علیها، و شهادت آن بزرگوار به ترجمه همین مترجم محترم قرین معنویت و عرض ارادت به ساحت قدس صمت‏خواهد بود.

پى‏نوشتها:

1. ر. ک: مطهرى، مرتضى، جامعه و تاریخ.

2. ر. ک: دائرة‏المعارف بزرگ اسلامى، ج‏2، ص‏134-136.

3. ر. ک: دائرة‏المعارف جهان نوین اسلام (سخذ) ج‏1، ص‏440 تا 442.

4. ر. ک: سوره اعراف(7)، آیه‏157.

5. مجله ارغنون، ش‏5 و6، مقاله عیسى مسیح و اسطوره شناسى، ص‏109 تا139.

6. براى آشنایى بیشتر ر.ک: مهدى‏پور، على‏اکبر، کتابنامه حضرت مهدى، علیه‏السلام، این کتابنامه مشتمل بر معرفى بیش از 2000 عنوان کتاب مستقل به زبانهاى مختلف است که در دو جلد و 801 صفحه منتشر شده است.

7. سوره بقره(2)، آیه‏146.

8. فصل 21، ص‏613 تا 9655. براى آشنایى بیشتر در این زمینه ر. ک: الصدر، محمد، تاریخ، بعدالظهور.

*. مقاله حاضر برگرفته از کتاب ماه، دى‏ماه‏1376 است.

فصلنامه موعود شماره 10

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( دوشنبه 88/3/11 :: ساعت 11:0 صبح )
»» بایسته‏هاى تبلیغ فرهنگ مهدوى قسمت سوم

بایسته‏هاى تبلیغ فرهنگ مهدوى قسمت سوم

اشاره :

در قسمتهاى پیشین این سلسله مقالات مهم‏ترین نکاتى را که مبلغان و مروجان فرهنگ مهدوى در فعالیتهاى تبلیغى و ترویجى خود باید مورد توجه قرار دهند، به دو دسته بایسته‏هاى عملى و نظرى تقسیم و از «گسترش و تعمیق ارتباط معنوى با امام عصر(ع)» به عنوان مهم‏ترین بایسته عملى و از «شناخت همه‏جانبه فرهنگ مهدوى» به عنوان نخستین بایسته نظرى یاد کردیم. در این قسمت از مقاله به بررسى برخى دیگر از بایسته‏هاى نظرى مى‏پردازیم.

2. توجه به جایگاه و شأن رفیع امام عصر(ع)

امام مهدى(ع) عصاره خلقت، خاتم اوصیا و وارث همه انبیا و اولیاى پیشین است، چنان‏که در یکى از زیارات حضرت صاحب‏الامر(ع) خطاب به ایشان عرض مى‏کنیم:

السلام على وارث الأنبیاء و خاتم الأوصیاء... المنتهى إلیه مواریث الأنبیاء و لدیه موجود آثار الأصفیاء.1

سلام بر وارث پیامبران و خاتم اوصیا... آن‏که میراث تمام پیامبران بدو رسیده و آثار همه برگزیدگان در نزد او موجود است.

آن حضرت چنان مقامى در نزد پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) دارند که خطاب به ایشان از تعبیر «پدر و مادرم به فداى او» استفاده کرده‏اند، از جمله در روایات زیر که از پیامبر اکرم(ص) و امام على(ع) نقل شده، آمده است:

بأبى و أمّى سمیّى و شبیهى و شبیه موسى بن عمران، علیه جیوب (جلابیب) النور یتوقّد من شعاع القدس.2

پدر و مادرم به فداى او که همنام من، شبیه من و شبیه موسى بن عمران است، بر او جامه‏هایى از نور است که از پرتو قدس روشنایى مى‏گیرد.

بأبى ابن خیرة الإماء... .3

پدرم به فداى فرزند بهترین کنیزان... .

امام راحل نیز در بیان جایگاه و شأن بى‏مانند امام مهدى(ع) در عالم هستى مى‏فرماید:

من نمى‏توانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم، بزرگ‏تر از این است. نمى‏توانم بگویم که شخص اول است، براى اینکه دومى در کار نیست. ایشان را نمى‏توانیم با هیچ تعبیرى تعبیر کنیم، الّا همین که مهدى موعود(ع) است.4

با توجه به همین مقام و مرتبت رفیع امام عصر(ع) است که در روایات، به کلمات و عبارتهاى خاصى براى عرض سلام و ارادت به پیشگاه آن حضرت سفارش شده است. از جمله در روایتى که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، مى‏خوانیم:

من أدرک منکم قائمنا فلیقل حین یراه «السلام علیکم یا أهل بیت النبوة و معدن العلم و موضع الرسالة».5

هر کس از شما که قائم ما(ع) را دریابد، پس باید به هنگام دیدار با او بگوید: «سلام بر شما اى خاندان نبوت و معدن علم و جایگاه رسالت».

در روایت دیگرى کیفیت سلام دادن مردم به آن حضرت در زمان ظهور چنین بیان شده است.

لایسلّم علیه مسلّم إلّا قال: «السلام علیک یا بقیة اللّه‏ فى أرضه».6

هیچ سلام دهنده‏اى بر آن حضرت سلام نمى‏دهد، مگر این‏که مى‏گوید: «سلام بر تو اى باقى‏مانده خدا در زمین».

مطالعه سیره و اقوال علما و بزرگان نیز نشان مى‏دهد که آنها نهایت ادب و احترام را نسبت به حضرت صاحب‏الامر(ع) رعایت و از هر سخن و عملى که در آن اندک شائبه بى‏توجهى به جایگاه و شأن آن حضرت وجود داشت، پرهیز مى‏کردند. در این‏باره حکایت زیر که از مرجع عالیقدر حضرت آیة‏اللّه‏العظمى صافى گلپایگانى در زمینه ادب و احترام حضرت آیة‏اللّه‏العظمى بروجردى نسبت به امام عصر(ع) نقل شده، بسیار خواندنى است:

یک روز در منزلشان مجلسى بود، در آن مجلس شخصى با صداى بلند گفت: براى سلامتى امام زمان و آیة‏اللّه‏ بروجردى، صلوات! در همان حال، ایشان که در حیاط قدم مى‏زد. با شتاب و ناراحتى به طرف در بیرونى آمد و با عصا محکم به در زد، به‏طورى که آقایانى که در بیرون بودند، ترسیدند که نکند اتفاقى افتاده باشد. چندین نفر به طرف در اندرونى رفتند که ببینند چه خبر است؟ آیة‏اللّه‏ بروجردى گفتند: «این که بود که اسم مرا در کنار نام مبارک امام زمان(ع) آورد؟ این مرد را بیرون کنید و به خانه راهش ندهید.7

براساس آنچه گفته شد، بر همه مبلغان فرهنگ مهدوى، اعم از نویسندگان، سخنرانان، شاعران، مدیحه‏سرایان و... لازم است که در نوشته‏ها، گفته‏ها، سرودها و به تعبیر عام‏تر در کلیه فعالیتهاى تبلیغى و ترویجى خود، نکات زیر را مورد توجه جدى قرار دهند.

1ـ2. خوددارى از به‏کار بردن کلمات و تعابیرى که شایسته جایگاه و شأن رفیع امام عصر(ع) نیست؛

2ـ2. رعایت نهایت ادب و احترام به هنگام بر زبان راندن نام آن حضرت و یاد کردن از ایشان؛

3ـ2. ذکر سلام و صلوات پس از نام بردن از آن حضرت و برخاستن به هنگام بیان نام خاص ایشان.

3. پرهیز از طرح مطالب سست، واهى و بى‏اساس

مرورى اجمالى بر صدها کتاب روایى، کلامى، تاریخى و... که محققان و دانشمندان شیعه و اهل سنت از سالها پیش از تولد و غیبت امام دوازدهم تا کنون در این باره نگاشته‏اند8 و نگاهى گذرا به حدود شش‏هزار روایتى که از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اهل بیت(ع) در زمینه موضوعات مختلف مرتبط با امام عصر(ع) وارد شده،9 نشان مى‏دهد که اعتقاد به امام مهدى(ع) به عنوان آخرین حجت الهى و منجى آخرالزمان، در معارف اسلامى از چنان مبانى و پایه‏هاى عقلى و نقلى استوار و خلل‏ناپذیرى برخوردار است که راه هرگونه انکار و تردید را بر مخالفان این اندیشه مى‏بندد و مدافعان این اندیشه را نیز از دست یازیدن به مطالب سست، واهى، خیالى و خواب و رؤیاهاى بى‏اساس براى اثبات حقانیت این اندیشه بى‏نیاز مى‏سازد.

حضرت آیت‏اللّه‏العظمى فاضل لنکرانى در پیامى به «دومین جشنواره برترینهاى فرهنگ مهدویت» در این زمینه مى‏فرماید:

در اینجا تذکر این نکته را لازم مى‏بینم که در این وادى اهل فکر و تحقیق باید معارف را به صورت ناب و خالص و به دور از هرگونه حشو و زواید در اختیار مردم قرار دهند. باید از بیان امور سست و واهى و چه بسا کذب که اساس اعتقاد مردم را متزلزل مى‏کند اجتناب نمایند. در تثبیت حقیقت امامت هیچ نیازى به بیان رؤیاهاى کاذبه و حوادث غیر صحیح نیست. باید در منابر از جذبه‏هاى واقعى ولایت و آثار و کرامتهاى مسلّم الثبوت و حقیقى آن استفاده نمایند و به بیان دیگر باید به دنبال تحکیم عقاید باشیم و نه فقط برانگیختن احساسات، که آن امرى است غیر پایدار و گذرا.10

تکیه بر مطالب سست و بى‏بنیادى چون خواب و رؤیا براى ترویج و تبلیغ فرهنگ مهدوى، نه تنها مردم را همواره در سطحى نازل از ایمان و آگاهى قرار مى‏دهد، بلکه اعتقاد و باور آنها را نیز بسیار شکننده و آسیب‏پذیر مى‏سازد؛ زیرا مردمى که تنها با بیان یک خواب و رؤیا جذب موضوع مهدویت مى‏شوند، با وقوع اندک خدشه‏اى در این نقلها دچار تزلزل و سردرگمى مى‏گردند.

با عنایت به مطالب یاد شده بر همگان لازم است که در تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار، به نحو شایسته‏اى به نکات زیر توجه کنند:

1ـ3. تلاش در جهت دفاع عقلانى از اندیشه مهدویت و انتظار و تبیین هر چه بهتر و دقیق‏تر مبانى این اندیشه؛

2ـ3. دقت و مراقبت کامل در نقل مطالب و مباحث مهدوى، به ویژه حکایتهاى مربوط به تشرفات، و توجه به منابع و مستندات مطالب و مباحث نقل شده؛

3ـ3. پرهیز از مطرح ساختن خواب و رؤیاهایى که پایه و اساس محکم و متقنى ندارند، هر چند بسیار جذاب و اثرگذار باشند.

4. گشودن زوایاى جدید در طرح مباحث مهدوى

فراگیر شدن شور و شوق انتظار در جامعه ما و گرایش گروههاى مختلف اجتماعى به ویژه اقشار فرهیخته و تحصیل‏کرده به مباحث مهدوى، ضرورت پرداختن عالمانه و متناسب با خواست و نیاز گروه‏ها و اقشار مختلف اجتماعى به این مباحث را دو چندان ساخته و رسالت مراکز، نهادها و گروه‏هاى فعال در این حوزه را سنگین‏تر نموده است. بدیهى است که در شرایط حاضر نمى‏توان تنها با طرح مطالب و مباحث سنتى مهدویت آن هم در قالبها و اشکالى که پیش از این مرسوم بوده، نیاز روز افزون جامعه به این مباحث را پاسخ داد. از این رو بر مبلغان فرهنگ مهدوى لازم است که با گشودن زوایاى جدید در طرح مباحث مهدوى و پرداختن به موضوعات مختلف اجتماعى از منظر فرهنگ انتظار، ارائه این‏گونه مطالب و مباحث را هم از نظر محتوا و هم از نظر قالب دچار تحول سازند.

امروزه مى‏توان از منظر علوم مختلف انسانى، از جمله جامعه‏شناسى، روان‏شناسى، علوم سیاسى، اقتصاد و حتى از منظر هنرهاى تصویرى چون سینما به ارائه مباحث مهدوى پرداخت و با طرح موضوعات و مسائل جدیدى که تا کنون در این حوزه مطرح نبوده توجه مخاطبان را جلب نمود. موضوعات و مسائلى چون آینده جهان و جهان آینده، اقتصاد جهانى، عدالت اجتماعى، حکومت جهانى، جهانى شدن، آثار روانى و تربیتى انتظار، آسیب‏شناسى اجتماعى انتظار، منجى‏گرایى در سینما و... .

البته ورود به این حوزه نیازمند دقت، ژرف‏نگرى و احاطه به مباحث مهدوى از یک سو و علم و اطلاع کافى از مبانى علوم موردنظر از سوى دیگر است و لذا لازم است کانونها و مجامع مهدوى که قصد ورود به این حوزه را دارند، پیش ازهر اقدامى با کارشناسان شناخته شده و مورد اطمینان مشورت نمایند، تا خداى نخواسته به دام التقاط یا ابتذال گرفتار نشوند.

_______________________________________

1 .شیخ عباس قمى ، مفاتیح‏الجنان، زیارت حضرت صاحب‏الامر به نقل از سیدبن طاووس.

2 .محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج36، ص337، ح200.

3 .همان، ج51، ص121.

4 .صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى، قدس‏سره)، ج12، ص208-209.

5 .بحارالانوار، ج52، ص331، ح5.

6 .همان، ج24، ص212.

7 .روزنامه جمهورى اسلامى، ویژه بزرگداشت آیة‏اللّه‏ بروجردى و شیخ شلتوت.

8 .تنها در کتاب الذریعه مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى افزون بر چهل کتاب و رساله با عنوان «الغیبة» معرفى شده که از سوى فقها، متکلمان و محدثان بزرگ شیعه در طى قرون متمادى به رشته تحریر درآمده است. در کتابنامه‏هایى هم که در سالهاى اخیر به چاپ رسیده نزدیک به دو هزار کتاب که در زمینه مباحث مهدوى نوشته شده‏اند معرفى شده است. ر.ک: على‏اکبر مهدى‏پور، کتابنامه امام مهدى(ع).

9 .در کتاب منتخب‏الاثر حضرت آیة‏اللّه‏ صافى گلپایگانى، نزدیک به شش هزار روایات از طریق شیعه و اهل سنت در زمینه مباحث مختلف مرتبط با امام مهدى(ع) نقل شده است.

10.مجله موعود، سال ششم، ش32، تیر 1381.

11.«أفضل العبادة إنتظار الفرج.» شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص377، ح1.

12.بحارالانوار، ج23، ص37، ح64.

13.شیخ عباس قمى، مفاتیح‏الجنان، دعاى عدیله.

14.محمدبن ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبة، ص245؛ بحارالانوار ج51، ص148، ح22. شایان ذکر است که در برخى از کتابها این روایت به امام حسین(ع) استناد داده شده که ظاهرا صحیح نباشد.

15.بحارالانوار، ج37، ص126، ح24.

16.مفاتیح‏الجنان، زیارت آل‏یاسین.

17.ابوجعفر محمد بن على بن الحسین (شیخ صدوق)، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص483، ح4.

18.مجله موعود، سال هفتم، شماره 40، آذر و دى 1382.

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( جمعه 88/3/8 :: ساعت 4:0 عصر )
»» ولایت امام مهدى علیه السلام

ولایت امام مهدى علیه السلام

امام مهدی (ع) - مکتب مهدویت

پرسش : ولایت به چه معنایى است؟

پاسخ : ولایت در لغت به معناى قرب ونزدیکى است.

فیومى مى گوید: «وَلْى مثل فَلْس به معناى قرب ونزدیکى است».(مصباح المنیر، ماده ولى)

در اقرب الموارد آمده است: «وَلْى عبارت است از قرار گرفتن فرد یا شئ دوم به دنبال فرد یا شئ اول بدون فاصله ...».(اقرب الموارد، ماده ولى)

راغب اصفهانى مى گوید: «ولاء وتوالى به معناى آن است که دو چیز ویا بیشتر طورى کنار هم قرار گیرند که بین آن دو، غیر از خود آنها چیز دیگرى فاصله نبوده باشد».(مفردات راغب، ص 523)

با توجّه به حالات اولیه انسان در کاربرد الفاظ واینکه معمولاً کلمات را در آغاز براى بیان معانى مربوط به محسوسات به کار مى برد، مى توان گفت:

واژه « ولایت» در آغاز براى قرب ونزدیکى خاص در محسوسات «قرب حسى» به کار رفته است، آن گاه براى قرب معنوى استعاره آورده شده است. بر این اساس، هر گاه این واژه در امور معنوى به کار مى رود بر نوعى از نسبت قرابت دلالت مى کند ولازمه آن این است که ولىّ نسبت به آنچه بر آن دلالت دارد داراى حقّى است که دیگرى ندارد ومى تواند تصرّفاتى را بنماید که دیگرى جز به اذن او نمى تواند. مثلاً ولىّ میّت مى تواند در اموال او تصرف کند. این ولایت او ناشى از حق وراثت است. کسى که بر صغیر ولایت دارد حق تصرف در امور وى را دارد، وکسى که ولایت نصرت دارد مى تواند در امور منصور «آن کسى که نصرتش را عهده دار است» تصرف کند. خداوند ولى امر بندگان خویش است یعنى امور دنیوى واخروى آنها را تدبیر مى کند واو ولىّ مؤمنان است، یعنى بر آنها ولایت خاص دارد.

بنابراین، حاصل معناى ولایت در همه موارد استعمال آن، گونه اى از قرابت است که منشأ تصرف ومالک بودن تدبیر است.(المیزان، ج 6، ص 12)

به عبارت دیگر: ولایت، نوعى اقتراب ونزدیکى به چیزى است، به گونه اى که موانع وحجاب ها از میان برداشته مى شود.(المیزان، ج 5، ص 368)

حال اگر کسى با ریاضت هاى نفسانى وقابلیّت هایى که براى خود ایجاد کرده، واز طرفى دیگر مورد عنایات والطاف الهى قرار گرفته وبه مقام قرب تامّ الهى نایل شود، این چنین شخصى از جانب خداوند بر مردم ولایت دارد، ولایتى که لازمه آن این است که ولى نسبت به آنچه بر آن دلالت دارد، داراى حقّى است که دیگرى ندارد واو مى تواند تصرّفاتى بنماید که دیگرى جز به اذن او نمى تواند. وهمه اینها به اذن واراده ومشیّت خداوند است.

پرسش : معناى ولایت تکوینى امام چیست؟

پاسخ : مقصود از ولایت تکوینى آن است که فردى بر اثر پیمودن راه بندگى آن چنان قرب وکمال معنوى پیدا کند که به فرمان واذن الهى بتواند در جهان تصرف نماید. «ولایت تکوینى» یک کمال روحى ومعنوى است که در سایه عمل به تکالیف الهى وقوانین شرع در درون انسان پدید مى آید وسرچشمه مجموعه اى از کارهاى خارق العاده مى گردد. این نوع ولایت بر خلاف «ولایت تشریعى» کمال وواقعیتى است اکتسابى، وراه کسب برخى از مراتب آن به روى همه باز است، وامام مى تواند به بالاترین مراتب آن برسد.

ولى مقاماتى که در «ولایت تشریعى» بیان گردیده، همه موهبت خداوندى است که پس از تحصیل یک سلسله زمینه ها، چیزى جز خواست خداوند در آن دخالت ندارد.

پرسش : ولایت تکوینى داراى چه نتایجى است؟

پاسخ : در مصباح الشریعه آمده است: «العبودیّة جوهرة کنهها الربوبیّة»؛ «بندگى وپیمودن قرب به خدا، گوهرى است که نتیجه آن خداوندگارى وکسب قدرت وتوانایى بیشتر است.»(مصباح الشریعه، ح 1)

قرب الهى آثار فراوانى دارد که به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

1 - تسلّط بر نفس

خداوند متعال مى فرماید: «إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحْشآءِ وَالمُنْکَرِ»؛ «نماز انسان را از منکرات وبدى ها باز مى دارد.»(سوره عنکبوت، آیه 45)

2 - بینش خاص

از مزایاى قرب الهى این است که انسان در سایه صفا وروشنى دل، بینش خاصى پیدا مى کند که با آن حق وباطل را به روشنى تشخیص مى دهد وهرگز گمراه نمى شود.

قرآن مى فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»؛ «اى کسانى که ایمان آوردید، اگر پرهیزکار باشید خدا به شما نیرویى مى بخشد که با آن، حق وباطل را به خوبى تشخیص مى دهید.»(سوره انفال، آیه 29)

3 - نفى خواطر

پویندگان راه عبودیت به واسطه تکامل وقدرتى که در سایه بندگى مى یابند، بر تمام اندیشه هاى پراکنده خود مسلّط مى شوند ودر حال عبادت آن چنان تمرکز فکرى وحضور قلب دارند که از غیر خدا غافل مى شوند وغرق جمال وکمال خدا مى گردند.

ابوعلى سینا مى گوید: «عبادت، نوعى ورزش براى قواى فکرى است که بر اثر تکرار وعادت به حضور در محضر خدا، فکر را از توجه به مسائل مربوط به طبیعت وماده، به سوى تصورات ملکوتى مى کشاند. قواى فکرى تسلیم باطن وفطرت خدا جوى انسان مى گردد ومطیع او مى شوند».(اشارات، ج 3، ص 370)

4 - خَلع نفس

در جهان طبیعت، روح وبدن نیاز شدیدى به یکدیگر دارند. ولى گاهى روح، بر اثر کمال وقدرتى که از جانب قرب الهى پیدا مى کند از استخدام بدن بى نیاز مى شود ومى تواند خود را از بدن خلع نماید.

5 - تصرف در جهان طبیعت

در پرتو عبادت وقرب الهى، نه تنها حوزه بدن تحت فرمان انسان قرار مى گیرد، بلکه جهان طبیعت مطیع انسان مى گردد وبه اذن پروردگار در پرتو نیرووقدرتى که از تقرب به خدا کسب نموده است در طبیعت تصرف مى کند ومبدأ یک سلسله معجزه ها وکرامات مى شود، ودر حقیقت داراى قدرت بر تصرف وتسلط برتکوین مى شود.

پرسش : آیا امام مى تواند ولایت تکوینى داشته باشد؟

پاسخ : ولایت تکوینى امام معصوم همچون امام زمان (ع) را با چند مقدمه مى توان به اثبات رساند:

الف . قرآن درباره آصف بن برخیا مى گوید: «قالَ الَّذِى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُک فَلَمّا رَءآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّى...»؛(سوره نمل، آیه 40)

«کسى که دانشى از کتاب [آسمانى] داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد. و هنگامى که [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: این از فضل پروردگار من است.»

ب . از برخىآیات دیگر استفاده مى شود که خداوند وگروهى دیگر که عالم به کلّ کتابند بین پیامبر ومردم گواه مى باشند.

خداوند متعال مى فرماید: «قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکِتابِ»؛ «بگو: کافى است که خداوند، وکسى که علم کتاب نزد اوست، میان من وشما گواه باشند.»(سوره رعد، آیه 43)

ج . ونیز در قرآن آمده است که تنها مطهرون هستند که حقیقت معارف قرآنى را مس کرده وبه آن راه مى یابند. «لایَمَسُّهُ إِلَّا المُطَهَّرُونَ»؛ «وجز پاکان نمى توانند به آن دست یابند.»(سوره واقعه، آیه 79)

د . قرآن کریم «مطهرون» را خود مشخص کرده ومصداق آن را اهل بیت پیامبر (ص) که شامل خود حضرت نیز هست معرفى کرده است، آنجا که مى فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛ «همانا خدا چنین مى خواهد که هر رجس وپلیدى را از شما خاندان نبوت دور سازد وشما را از هر عیبى پاک ومنزه گرداند.»(سوره احزاب، آیه 33)

ه . در تشخیص مصداق اهل بیت در این آیه باید به روایات مراجعه کرد، زیرا قرآن مى فرماید: «وَأَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ»؛ «وبر تو قرآن را فرستادیم تا بر امت آنچه فرستاده شد بیان کنى.»(سوره نحل، آیه 44)

و . با مراجعه به روایات فریقین از شیعه وسنى پى مى بریم که مقصود از اهل بیت در آیه تطهیر، پیامبر اکرم (ص)، على، فاطمه، حسن وحسین: مى باشند.(صحیح مسلم، ج 7، ص 130 ؛ صحیح ترمذى، ج 5، ص 656، کتاب المناقب)

اگر چه حصر در آیه، اضافى است در مقابل همسران پیامبر (ص) وسایر صحابه، تا آنها از شمول آیه خارج گردند. در نتیجه آیه تطهیر شامل بقیه اهل بیت: از دوازده امام نیز مى شود.

نتیجه اینکه: اهل بیت عصمت وطهارت از ولایت تکوینى برخوردارند.

بریده بن معاویه مى گوید: از امام باقر (ع) درباره آیه «قُلْ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الکِتابِ» سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «آیانا عنى، وعلىّ أوّلنا وأفضلنا وخیرنا بعد النبىّ (ص)»؛ «تنها ما را قصد کرده است، وعلى (ع) اول وافضل وبهترین ما بعد از پیامبر (ص) است.»(کافى، ج 1، ص 229، ح 6)

پرسش : آیا «ولایت تکوینى» به معناى تفویض است؟

پاسخ : برخى گمان کرده اند که «ولایت تکوینى امام» به معناى تفویض امر عالم به شخص امام است که این با عقیده توحید افعالى سازگارى ندارد. وقرآن نیز یهود را به جهت این عقیده شدیداً مورد سرزنش قرار داده است.(سوره مائده، آیه 64)

براى جمع بین اعتقاد به «توحید افعالى» واینکه در عالم وجود هیچ کارى بدون اراده ومشیت خداوند انجام نمى گیرد واعتقاد به «ولایت تکوینى» امام باید گفت:

اولاً: هرگز تمام امور عالم به امام واگذار نشده است.

ثانیاً: در آن امورى نیز که امام تصرف تکوینى مى کند همانند سایر امور، اراده ومشیّت خاص الهى نیز بر آن تعلّق گرفته است.

پرسش : آیا «ولایت تکوینى» متعلق به خداوند است؟

پاسخ : برخى مى گویند ازآیات قرآن استفاده مى شود که ولایت تنها متعلق به خداوند است.

قرآن کریم مى فرماید: «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیآءَ فَاللَّهُ هُوَ الوَلِىُّ وَهُوَ یُحْىِ المَوْتى وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىٍْ قَدِیرٌ»؛ «آیا آنها غیر از خدا را ولىّ خود برگزیدند؟! در حالى که ولى فقط خداوند است واوست که مردگان را زنده مى کند واوست که بر هر چیزى تواناست.»(سوره شورى، آیه 9)

ونیز در جاى دیگر مى فرماید: «وَما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَلا نَصِیرٍ»؛ «وبراى شما به جز خدا، ولى ویارى کننده اى نیست.»(سوره شورى، آیه 31)

از جمع بین اینآیات وآیات دیگر استفاده مى شود که «ولایت» در اصل براى خداوند متعال است ودیگران به جهت قرب به خدا وبه اذن او از این مقام بهره مند مى شوند.

لذا در سوره مائده مى خوانیم: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصِّلوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکوةَ وَهُمْ راکِعُونَ»؛ «سرپرست وولى شما تنها خداست وپیامبر او وآنها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را برپا مى دارند ودر حال رکوع زکات مى دهند.»(سوره مائده، آیه 55)

ونیز در سوره تحریم مى خوانیم: «وَإِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِیلُ وَصالِحُ المُؤْمِنِینَ وَالمَلآئِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهِیرٌ»؛ «واگر بر ضد او [پیامبر7] دست به دست هم دهید [کارى از پیش نخواهید برد] زیرا خداوند ولى اوست وهمچنین جبرئیل ومؤمنان صالح وفرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.»(سوره تحریم، آیه 4)

پرسش : اگر امام ولایت تکوینى دارد پس چرا در مواقع ضرورى از آن استفاده نمى کند؟

پاسخ : برخى مى گویند: اگر امام داراى ولایت تکوینى وحق تصرف در نظام تکوین است، چرا در مواقع ضرورت، در تقدیرات الهى تصرّف نمى کند تا بلا را از خود دور کرده، دشمنان خود را ریشه کن کند وتمام امکانات را براى خود جلب نماید.

اولاً: قبل از هر چیز این نکته را باید ملتفت باشیم که چه بسا امورى را که گمان مى کنیم براى ما ضرر دارد در حالى که خیر محض است، ونیز به عکس چه بسا امورى که گمان مى کنیم براى ما خیر است در حالى که شر محض است. ما این را نمى دانیم، اگر چه علاّم الغیوب وهر که را که خداوند خواسته واو را از علم غیب مطلع ساخته است از آن اطلاع دارد. لذا نباید به ظاهر امر قضاوت کرد که چرا امام این مصیبت را از خود دور نکرد واین منفعت را براى خود تحصیل ننمود.

قرآن مى فرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ القِتالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ»؛ «جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد، در حالى که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است ویا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است.»(سوره بقره، آیه 216)

ونیز مى فرماید: «فَعَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثیراً»؛ «چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد وخداوند خیر فراوانى در آن قرار مى دهد.»(سوره نساء، آیه 19)

ثانیاً: امام از آنجا که تسلیم تقدیرات الهى است در هر کارى دست به تصرف تکوینى نمى زند وخلاف اراده وتقدیر ومشیت الهى گام بر نداشته واقدام عملى انجام نمى دهد.

ثالثاً: اراده حتمى اولى خداوند بر آن است که در این دار تکلیف هر کارى بر روال طبیعى واز روى اختیار انجام مى گیرد و حتى الامکان از معجزه و خرق نظام طبیعت استفاده نشود.

رابعاً: هرگز انسان معصوم در نظام تکوین به جهت مصالح شخصى اقدام وتصرّفى بر خلاف مقدرات الهى انجام نمى دهد، واگر معجزه واعمال ولایتى کند به جهت مصالح نوعى بشر وعالم است که این هم مطابق اراده وخواست ومشیت خداوندى است.

منبع: تبیان



نوشته های دیگران () نویسنده متن فوق: » حسن زارع ( پنج شنبه 88/3/7 :: ساعت 11:0 صبح )
<   <<   11   12   13   14   15   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)
آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)
محتوای فیلم موهن علیه پیامبر چیست؟
انصار و یاران منجی موعود
نگاهی گذرا به برخی ویژگیهای دوران پس از ظهور
نشانههای حتمی خیلی وقت است که اتفاق افتاده!
رهیافتی به فلسفة قیام حسینی و پیوند آن با انقلاب مهدوی
از انتظار تا اجتهاد
آینده منتظر
انتظار و سازندگی اجتماعی
[عناوین آرشیوشده]

قالب وبلاگ


>> بازدید امروز: 42
>> بازدید دیروز: 29
>> مجموع بازدیدها: 424618

» درباره من

مهدویت

» پیوندهای روزانه

پایه نگهدارنده موبایل
درسهای از قران [1]
سحا مارکت [1]
گنجینه ابزار طراحی اسلامی و مذهبی [3]
کانون مهدویت دانشکده اصول دین دزفول [43]
ائمه اطهارسلام الله علیها [4]
یا غیاث المستغیثین [12]
قرآن معجزه ای جاوید و درسهای از قرآن [15]
کاملترین بانک طرح توجیهی و اقتصادی [2]
شغل, استخدام, کاریابی [19]
جنبش وبلاگی حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار [7]
جنبش وبلاگی حمایت از مسلمانان مظلوم میانمار [6]
اولوالالباب ( صاحبان خرد ناب ) [4]
ترتیل صوتی کل قرآن با صدای استاد منشاوی [18]
مرکز توسعه وبلاگهای دینی خراسان جنوبی [8]
[آرشیو(15)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
انتظار خورشید[2] . زمینه‌سازی برای ظهور؛ آرمان انقلاب اسلامی[2] . آشنایی اجمالی با امام زمان(عج)[2] . خانه مهدى (عج) کجاست؟[2] . راه امام خمینی (رحمه الله) طریق نجات از ظلمات آخر الزمانی[2] . رهیافتی به فلسفة قیام حسینی و پیوند آن با انقلاب مهدوی . آسیب شناسى مهدویت . خانه مهدى (عج) کجاست؟ 2 . خبرگزاری فارس . دوازدهمین پیشوای معصوم . آغاز عصر غیبت . آیا جهان، آینده ای هم دارد؟ . آینده منتظر . آینده و جهانی شدن در جامعه مهدوی . از انتظار تا اجتهاد . اصول جامعه مهدوی . امام مهدی(ع) مظهر کمال علم و دانش بیست و هفت حرف (بیست و هفت . امام مهدى(عج) پیام‏آور عدالت . سازندگی اجتماعی . شعری برای مسلمانان میانمار که مظلومانه کشته می‌شوند . صدقه برای وجود مقدس ولی‌عصر(ع) . صلوات و دعا برای فرج آل محمد (ص) . ضرورت طرح مباحث مهدویّت . ضرورت طرح مباحث مهدویّت2 . علیه پیامبر . فرج بعد از شدت . فرهنگ انتظار . فیلم موهن علیه پیامبر . فیلمسازان آمریکایی مهدویت را نشانه گرفته اند . مبارزه با نسل کشی در میانمار . محتوای فیلم موهن . محتوای فیلم موهن علیه پیامبر چیست . معجزه اراده ها در تحقق ظهور . مهدویت . مهدویت در کلام امام محمد باقر علیه السلام بیشترین روایات و اخب . مهدویت و فرقه هاى انحرافى . مهدویت و فرقه هاى انحرافى 2 . نشانه‌های حتمی خیلی وقت است که اتفاق افتاده! . نگاهی گذرا به برخی ویژگی‌های دوران پس از ظهور . واکنش حزب حرکت ناسیونالیست ترکیه به کشتار مسلمانان در میانمار . وجود امام مهدى علیه السلام از دیدگاه عقل امام مهدی (ع) . ولایت امام مهدى علیه السلام امام مهدی (ع) . ویژگیهاى تبلیغى قرآن درباره موعود آخرالزمان . کارکردهای انتظار برای فرد منتظر . کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها . انتظار عاشورایی . انتظار و چشم انداز آینده . انتظار و سازندگی اجتماعی . انصار و یاران منجی موعود . او هم از من انتظار دارد . برکت انتظار شکوفایی . جنبش وبلاگی . جنبش وبلاگی مبارزه با نسل کشی در میانمار . جهانی سازی مهدوی و مخالفانش . چگونگى غیبت امام زمان (ع) . چهل حدیث گهربار منتخب . حالا میانمار، ضجه‌ای آشنا می‌زند . حضرت مهدی ـ علیه السلام . حضرت مهدى (عجّ) در نگاه سبط اکبر(ع) . حکومت آینده‌ی جهان .
» آرشیو مطالب
فروردین 1388
اردیبهشت 1388
تیر 91
دی 89
اسفند 88
تیر 88
خرداد 88
اردیبهشت 88
فروردین 88
مرداد 91

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
لحظه های آبی( دلسروده های فضل ا... قاسمی)
عاشق آسمونی
دل نوشته ها
حقیقت در دنیای مجازی
آزاد
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
سایت تبیان
هادرباد شناسی (روستایی در شرق شهرستان بیرجند)
ماهساچ
•°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°•
چانه
قران
پوشاک مردانه و زنانه، لباس های روز آقایان و خانم ها
کارواش خانگی همه کاره جت مینی
هسته گیر آلبالو
سیب خیال
آنلاین گلچین
خرید آنلاین=تخفیف
اسپایکا
میرسالار
سورپرایز
برلیان
****شهرستان بجنورد****
مشاور
بامیلو
روانشناسی آیناز
وبلاگ بایدهلو باشد
سلحشوران
یادداشتها و برداشتها
farzad almasi
.: شهر عشق :.
جهاد ادامه دارد...
سامع سوم
عکس های زیبا و دیدنی از دنیای پرندگان
ابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرار
گیاهان دارویی
مدرسه ابتدایی پسرانه غیر دولتی امام هادی (ع) سبزوار
مجموعه بیانات رهبر معظم
منتظر شما
فروش نرم افزار آموزشی و راهنمای تحصیل و تست زن
عمو همه چی دان
فتو بلاگ
پرسش مهر
ســـــــــرزمـــــــیـــن آهــــــن
کارون
کان ذن ریو کاراته دو ایلخچی
نوری چایی_بیجار
روان شناسی psycology
تبادل نظر
وای ندیدید شما ا!!!!!!!

مجموعه مقالات رایانه MOGHALAT COMPUTER
چرا اینجوری؟
عدالت جویان نسل بیدار
مقالات روان شناسی
کودکان استثنایی
جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira
یوزر آنتی ویروس و مسابقات تبیان و راسخون و قرآنی
شناختی
روان شناسی کودکان استثنایی
عشق سرخ
نور الهی
مذهب عشق
حجت الاسلام و المسلمین استاد عبدالکریم عابدینی
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
حفاظ
روان شناسی و اتیسم
گوناگون و زیبا
زندگی یعنی فریناز
عکس
حیاتی تازه
* امام مبین *
کتابخانه دیجیتال روانشناسی
جنبش قطره سرگشته
پایگاه اطلاع رسانی قاین نیوز
دکتر علی حاجی ستوده
کتاب الکترونیکی
کافه تـــــــــرانزیت
کشکول
روان شناسی
جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira
انا مجنون الحسین
عوامل پیشرفت ،راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت چیست ؟ عکس جالب
مریم
mled.parsiblog.com
اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای
حـــقـیــقـت کده
.: بادکنک سبز :.
نحن اقرب من حبل الورید
اگه احمدی نژاد 50 کیلو وزن داره 45 کیلوش جیگره
دکتر علی حاجی ستوده
فرزندان افغانستان
طوفان در پرانتز
عکس پرنسس خشگله
پرسش مهر 10
پارس دانلود
سوپر لینکستان لیندا
هر چی که بخواهی هست
مقالات اختلالات رفتاری و روانی...
آرامش و اختلالات و مشکلات
جکستان . عکاسخانه
راهی دیار عشق
نرم افزار زبان های خارجی انگلیسی آلمانی فرانسوی عربی اسپانیایی
جستجو کردی نبود کلیک کن اینجا هست؟!!!!
کلاهبردران، معرفی کلاهبرداران و شیادان و شگردها و شماره تلفن شان
فرهنگی وهنری ودانشجویی ودوست یابی وتجاری واقتصادی وعلمی وشعر
فانوس
در تمنای وصال
مشاوره و مقالات روانشناسی
عکس و پیامک و دانلود بازی و نرم افزار
دل بارانی
فیلم، کارتون، سریال، موسیقی، پاپ، ایرانی
نرم افزارهای، مالی، اداری حسابداری، انبارداری،
لوازم بهداشتی آرایشی،عطر ، آدکلن ، لوازم لاغری و کرم
نرم افزارهای، بازی، سرگرمی،حادثه ای، اتومبیلرانی،فکری، ورزشی
هتل دانلود
سکوت نیمه شب
کالای بیستِ بیست در فروشگاه بیست وای بیست
کوچک های بزرگ
دهکده مجازی ...
دختر غریب ، پایگاه عکس های جدید
سانسور سریال افسانه جومونگ
گرانترین فروشگاه، بهترین خرید بهترین یادگاری
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
چگونه خدمتگذار خوبی باشیم
رویای معین
عکاسخانه
عکس های توپ گلها همه آفتاب گردانند
آرامش و مشکلات زندگی ؟؟؟؟
پیچیدگی سکوت
متفاوت
دستنوشته های بی بی ریحانه
**** نـو ر و ز*****
فرهنگی هنری، عکس، مدل لباس، مانتو، ژاکت، سارافون دخترانه و زنانه
روان شناسی
جای دستمال کاغذی ماشین
هایپرمارکت
نمونه سوالات دروس پیش دانشگاهی و متوسطه کلیه رشته ها
چالش
پد ضد عرق Underarm shild
بیتوته
آموزش ساخت جعبه هدیه، آموزش گل سازی، گل بلندر
شمع سازی و چشم های متحرک زیبا و فانتزی
روان شناسی مثبت گرا
دیجی فروش
دیجی مارکت
با یِ لبخند ملیح
رومیزی ترمه گل
جغجغه‌
دیجی بازار
گل بهشتی
دیجی بازار
از ماست که برماست
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنیdr.sokhani stamp
تاپروانه شدن"""
روان شناسی * 心理学 * psychology
ما تا آخرایستاده ایم

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان













طراح قالب